بازتاب نظرات خوانندگان به مطلب "معماران دیر شکوفا می شوند"

بازتاب نظرات خوانندگان به مطلب

معماران دیر شکوفا می­شوند

     بازتاب نظرات خوانندگان به مطلب "معماران دیر شکوفا می شوند"

زهرا رستمی: این پست رو دیدم بدون خوندن مطالبش تا تصاویرش رو دیدم کلی نعجب کردم. حالا اینکه حداقل تو مقطع دانشگاهی جو گیر شن خوبه، شاگردای من تو هنرستان وقتی ازشون می­پرسی چرا اومدین این رشته میگن عاشق این لوله­ها بودیم از شونمون آویزون کنیم .مثلا روزی که درس طراحی دارن و فقط یه تخته شاسی می­خوان، کیف A1 و به قول خودشون خمپارشون و تخته و... با خودشون میارن. وقتی ازشون بعد از یک هفته تشریف فرمایی تمرین منزل می­خوای هیچی نیاوردن و وفت نکردن بعداز یک هفته یه تمرین ناقابل رو میز بزارن ..... چه میشه گفت. واقعیتها بسیار تلخ و وقتی وصف می­شن بسیار خنده دارند.

محمد عبدالصمدی: قابل توجه عزیزانی که می­خوان وارد رشته معماری بشن، اول وسایلی که استاد فرمودن رو حاضر کنین، یقینا معمار خوبی خواهید شد. البته یک مورد از قلم افتاده، اونم لپ تاب با مارک apple که باید سر میز هر دانشجوی خوب حاضر باشه و کار کردن با اون (game) در حین تدریس استاد ............!!؟

محبوبه جبارنژاد: همیشه طبل تو خالی صدای خیلی بلندی داره. کسی که بار علمی کمی داره همیشه با ادعاست. در آخر!
افتادگی آموز اگر طالب فیضی / هرگز نخورد آب زمینی که بلند است
کسی که پر مدعا باشه به فکر پیشرفت نخواهد افتاد.

بدون نام: حرف دل من بود بی کم و کاســـــــــت... گرچه مطمئنم این جریان عمرا درست بشو نیست!
یه بچه درسخوون که بعد کلی تست  کنکور تو یک دانشگاه دهن پر کن قبول شده میاد تو ... یه بچه سوسوله سیگاریه بی­سواد که فقط بلده حرف بزنه میره بیرون!!!

بدون نام: بعید است مشکل به وضع ظاهر یا نحوه لباس پوشیدن و یا از این قبیل مربوط باشد. اگر گستره نگاه را وسیع تر بکنید  در دانشگاه­ها یا جوامع  متفاوت سبک زندگی و الگوی پوشش و از این قبیل مسائل ترجیحات شخصی و مسایل خصوصی تلقی میشوند و کسی تلاش نمی­کند دیگران را به خاطر چنین تفاوت­هایی سرزنش کند یا  ارتباطی بین مثلا نحوه لباس پوشیدن و ضعف علمی یا کم اطلاعی و بیسوادی بیابد. این آدرس غلط است.
از جانب دیگر دانشجویان سایر رشته ها و از جمله رشته­ای که مثال زده اید نیز از راه ها و تکنیک­هایی برای متمایز کردن خود و همچنین اماده کردن خود برای ورود به جامعه  استفاده میکنند  و در کل همان­ها نیز از مشکل کمبود سطح علمی و اموزشی رنج میبرند. بنابراین باید یک استدلال علمی برای این ادعا که بین مثلا استفاده از نوع خاص پوشش و موبایل یا رفتار های موقت خاصی با کمبود سواد  ودانش بیابید  وعرضه کنید والا همزمانی این دو پدیده متضمن رابطه علی بین انها نیست.
به گمان بنده آموزش دانشگاهی مشکل اصلی است. نه شیوه و سبک زندگی افراد. اموزش دانشگاهی در کل ضعیف است. چه از حیث محتوای آموزشی و چه از نظر تکنولوژی اموزش. مدرسان ضعیف و ناازموده کم تجربه، استادان و مدرسان مجرب و کارازموده­ای در کنار خود ندارند. مطلقا با تکنولوژی­های اموزشی و استاندارد­های اموزش اشنا نیستند و از مهارت روان شناسی اموزشی بهره­ای نمیبرند. ضعف­های ساختاری و کارکردی مهمی نیز در بورکراسی اداری محیط های اموزشی و  کارکرد پژوهشی تحقیقی دانشگاه­ها حاکم است. مجموعه این ضعف­ها رابطه مدرس  دانشجو را حتی از روابط دبیرستانی نیز محدود تر و ضعیف تر کرده است و مدرس ضعیف از رابطه دوسویه و تعاملی با دانشجو گریزان است. کمترین فعالیت جمعی را دارد و بدلیل ضعف شدید  و کم تجربگی که معمولا در کنار مدرس شایسته و مجرب برطرف نمیشود روابط علمی دانشگاهی را به روابط اموزشی دبیرستانی تقلیل میدهد. ناچارا دانشجو خودخوان میشود. یا به کل نظام اموزشی بدبین و از ان فاصله میگیرد. در هر دو حالت زمینه ادعاهای توخالی و ازمون نشده فراهم میشود. توجه داشته باشید که  "ادعا" مطرح کردن ضروری دانشگاهی بودن است و از این بابت بر کسی نمی­توان خرده گرفت. اما چیز دیگری که ضروری است، یادگیری تکنیک ها و روش ازمون ادعا است که جایش در محیط­های اموزشی خالی است، زیرا مدرس ضعیف و محیط اموزشی پژوهشی ناکارامد قادر به انتقال این مهارت دومی "توانایی تجزیه تحلیل ادعا ها" به دانشجو نیست. نتیجه اینکه لباس و کفش و رنگ مو و ..... را جدی نگیرید و به اصل مطلب بپردازید.

عرفان: تمامی این مطالب جالب و تجربی است اما چیزی که در معماری امروز کشور ما مهمه اینه که ما زبان معماری حال و آینده را بدانیم و از خلق شگفتیها نهراسیم و به جای بحث درباره معماری امروز، درباره آینده و اتفاقاتی که ما میتوانیم انجام دهیم صحبت کنیم  تا تمامی خاطرات تلخ حال و گذشته را جبران کنیم. ممنون از این مطالب که شاید بعضی­ها از خواب خرگوشیشان بیدار شن!  

ابراهیم روحی: معمار فردی با جایگاه اجتماعی بالاست، زیرا به قول شما یک معمار باید یک فرد آگاه در زمینه­های مختلف باشد و این ضرورت با مطالعه همه جانبه معمار در همه زمینه­ها باید برقرار گردد ولی باز به قول خود شما متاسفانه در ایران خیلی از دانشجویان معماری در حد رشته خود نیز غافل از مطالعه هستند و حال با ظاهر کاری ندارم که آن دیگر دست خود شخص است ولی ای کاش یک دانشجوی معماری مطالعاتی فراتر از بحث صرف ساختمان داشته باشد که آن می تواند شامل زیبایی شناسی هنری، فلسفه و ... باشد.

محبوبه جبارنژاد: تن آدمی شریف است به جان آدمیت / نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
این درسته که از روی لباس نمی توان به شخصیت آدمها پی برد و قضاوت کرد. ولی تمیز و شیک پوشیدن (‌ نه گران قیمت ) از ایمان است. اصولا" قضاوتی که از روی آگاهی و شناخت نباشه ارزش درستی نداره.
همچنانکه:
تا مرد ( انسان ) سخن نگفته باشد / عیب و هنرش نهفته باشد
وقتی انسان شروع به سخن گفتن می­کنه شخصیت و منزلت وی پیدا می شه. البته انسانهای چند شخصیتی در این بین نیز کم نیستند که با کمی تیز بینی آنها نیز قابل تشخیصند.
و اما در پاسخ دوست عزیزمان که فرمودند روابط علمی دانشگاهی ما در سطح دبیرستان تقلیل یافته, می تونم بگم که مقصر دیدگاه ناپاک جامعه است و یه کمی هم خودمون. وقتی رابطه استاد و دانشگاه در یک ترم درسی به اتمام می رسه, وقتی استاد خانم آدرس دفتر کارش رو به دانشجویی که استاد راهنما انتخابش کرده نمی ده, وقتی دانشگاه با دید مسموم به دانشجوها نگاه می کنه که فلانی چرا در یک روز دوبار با استاد حرف زد، وقتی مسئول آموزش میاد و تو کلاس درس که جای مقدسی است سرک می کشه و کنترل می کنه ... دیگه نمی دونم چی بگم.

لینک مطلب: معماران دیر شکوفا می شوند

آرش پوراسماعیل 

/ 7 نظر / 4 بازدید
میثم

سلام دوست عزیز با اجازتون لینکت کردم معلومه از اون کهنه کارای وبلاگ هستی بسیار وبلاگ پخته ای داری. دوست داشتی یسری به وبلاگم بزن خوشحال میشم نظرتو بشنوم راستی اگه خواستی لینکم کنی با نام مجله معمار لینکم کن

امین شهامی پور

با یه مطلب ناراحت کننده آپ شدم.در رابطه با حواشی گذشته: با موضوع: چند مورد حاشیه بی خود و بی مورد منتظر همه دوستان علی الخصوص دانشجویان هریس هستم.

داریا

سلام مطلب اصلی و کامنت های دوستان مفید و موید این نظر است که معماری حوزه خاصی است. حوزه پیچیده ای از معانی و تعابیر و درک این معانی و تابیر طبعن نیاز به تمرکز و توجه صادقانه و غیر نمایشی _صحنه پردازانه _ از یکطرف و مهارت ها و تکنیک های آموزشی مناسب از طرف دیگر دارد. روشن است که ضعف در یکطرف میتواند با ضعف در طرف دیگر همزمان شده آثار منفی دوجندانی برجای گذارد. به نظر میرسد اشاره اصلی نویسنده محترم به آثار مخرب این همزمانی است. اگر کامنت گذار عزیز <بی نام > اشاره فوق الذکررا در نظر بگیرد انگاه حتمن مواافقت میکند که بحث ضعف های اموزشی و هارتی میتواند >و البته ضروری است < که به طور مجزی مورد بررسی قرار گیرد. اما در خصوص بحث اصلی نویسنده در مورد شیوع رفتار های نمایشی و صحنه پردازانه از جانب دانش جویان و نکوهش این قبیل رفتار > که در لباس و گفتار و رفتار نمود میابد < توجه به چند نکته ضروری مینماید: 1_ اینگونه رفتار صحنه پردازانه ونمایشی تا حدی مربوط به شرایط سنی و موقعیت اجتماعی _سن خروج تدریجی از روابط گرم خانوادگی و ورود تدریجی به محیط سردتر اجتماع بزرگتر _ میباشد . از این نظر در ه

داریا

ادامه 1_ اینگونه رفتار صحنه پردازانه ونمایشی تا حدی مربوط به شرایط سنی و موقعیت اجتماعی _سن خروج تدریجی از روابط گرم خانوادگی و ورود تدریجی به محیط سردتر اجتماع بزرگتر _ میباشد . از این نظر در همه دانشگاه ها و جوامع شرایط مشابهی دیده میشود و به هر حال جندان هم مردود نیست. 2_شیوع اپیدمیک ان در مقطع زمانی خاص یا در محیط اجتماعی معین در واقع به روابط درونی اجتماعی ان اجتماع خاص یا زمان خاص مربوط است وبه کم اطلاعی دانشجو جندان ارتباطی ندارد. مثلن شیوع رفتار های نمایشی و صحنه پردازانه بین مدرسان و اساتید به سرعت توسط دانشجویان "حتی گاهی برای استهزا" بازتاب میابد. 3_در کنار ضعف های شدید آموزشی که در پست اصلی و کامنت بی نام به انها اشاره شده و البته جای بحث و گفتگو برای حل این مشکلات خالی است باید به نقص مهم دیگری اشاره شود. " کمبود منابع مطالعاتی معتبر " فقدان ماتریال آموزشی معتبر نظام آموزشی را از حالت نسبتن استاندارد در سطح کلی دانشکده های معماری خارج کرده و دانشجویان علافه مند را نیز در استفاده از منابع مناسب در زمان مناسب سردر گم مینماید. این است که حتی "خودخوانی" چندا

داریا

ادامه این است که حتی "خودخوانی" چندان راه به جایی نمی برد. باید توجه داشت که در تحلیل نهایی "همه " _دانشجو مدرس استاد مربی معمارحرفه ای محقق و منتقد _ اعضا یک خانواده مفهومی و دارای حوزه علاقه و کنجکاوی مشترکی به نام "معماری " هستند .و اگر بنا را بر مقصریابی و جنگ های لفظی پیش پا افتاده و روانشناختی قرار بدهند هیچ نتیجه مثبتی از طرح این ضعف ها بدست نمی اید. راه حل جایگزین همکاری و مشارکت. اصرار بر گفتگو . بیان رک و صریح مشکلات و ضعف ها و بطور همزمان پیشنهاد راه حل و تکنیک هایی برای رفع مشکلات و یا یافتن علل مشکلات است . معماری نیز نظیر هر حوزه دیگر فعالیت اجتماعی در اثر همکاری گفتگوی نقادانه و مشارکت و دوستی علاقه مندان به ان تحول و پیشرفت میابد. نهایتن و براساس نکات پاراگراف اخر بایستی به یک اصل اساسی و بنیانی در ادبیات گفتگو معماران اشاره کنم و ان توجه دقیق به خودداری از استفاده از الفاظ و تعابیر سخیف و عوامانه در کامنت ها و گفتگو هاست. جامعه معماری دانشجو و معمار ضعیف یا کم تجربه یا حتی بدسلیقه را تحمل میکند و فرصت اموزش و افزایش مهارت را در اختیارش میگذارد.

داریا

ادامه جامعه معماری دانشجو و معمار ضعیف یا کم تجربه یا حتی بدسلیقه را تحمل میکند و فرصت اموزش و افزایش مهارت را در اختیارش میگذارد. اما دانشجو مدرس یا معمار بددهن و بی تربیت و پرخاشجو را به هیچوجه تحمل نمی کند. و منجر به کارت قرمز میشود.

محـــبوبه جبـــارنژاد

سلام با تشکر از دیدگاه مو شکافانه داریا: به نکات خیلی اساسی اشاره فرمودید , مخصوصا" گفتگوی نقادانه , مشارکت و دوستی علاقه مندان معماری بسیار مورد پسند واقع گردید. چرا که خیلی ها از نشون دادن طرحشون هم خودداری می کنن. در مورد کمبود منابع مطالعاتی نیز میتونم اعتراف کنم که ما دانشجویان همین منابع کم رو هم مطالعه نمی کنیم....!!