یک ماه رویداد در فضای رویـداد - One Month Event In EventSpace

یادداشت ماه - ١

یک ماه رویداد در فضای رویـداد                 

 Month Note - 1
One Month Event In EventSpace

کلام نخست: سالها پس از اتمام دروس دانشگاه با انگیزه ایجاد فضایی جهت تعامل در زمینه معماری، تصمیم به تاسیس یک وبلاگ بصورت گروهی گرفتم و از دوستان معماری که علاقه یا فرصت ایجاد وبلاگ شخصی را نداشتند، اما تمایل در جهت به اشتراک گذاشتن معلومات و مطالعاتشان با دیگران را داشتند، خواستم تا در این زمینه باهم همکاری نماییم، اما تنها خانم مهندس فضلعلی به درخواست من پاسخ مثبت دادند و الحق در این مدت کوتاه زحمات زیادی در پیشبرد اهدافمان کشیده اند. همچنین در اینجا لازم می دانم از حمایت ها و پیگیریهای مکرر دوست ارجمندم مهندس کمال یوسف پور و مهندس جعفر بزاز صمیمانه تشکر نمایم .

اما در رابطه با وبلاگ می­توان گفت: یکی از رئوس اصلی مدنظر من در طراحی وبلاگ علاوه بر انتشار مقالات، تازه ها و گفتارهای معماری؛ ایجاد یک بانک اطلاعاتی در زمینه نشریات، کتابها، پایان نامه ها و منابع معماری و شهرسازی می­باشد که به نظرم جای خالی آن در فضای مجازی و در حیطه معماری احساس می­گردد و تلاش خواهم نمود با دعوت از دوستان فعال و پرانرژی جهت همکاری، این ایده را  تا حد امکان عملی سازم تا قدم کوچکی برای دسترسی دانش جویان و دانش آموختگان معماری به منابع اولیه اطلاعاتی فراهم آید .

کلام دوم: با تجربه حاصل شده از تنوع اطلاعات مورد نیاز، بخش حاشیه وبلاگ به منابع اطلاعاتی اختصاص یافته است که دارای قسمتهای متعددی می باشد، در ماه نخست کاری از زاها حدید در بخش "با معماران" و کاری از رم کولهاس در بخش "زاویه" قرار داده شده که جهت جلوگیری از طولانی شدن این پست در ماه بعد  آنها را بیشتر مورد بررسی قرار خواهیم داد .

کلام سوم: یک ماه از آغاز فعالیتمان گذشت و در این مدت تجارب متعددی از حضور در فضای مجازی حاصل شد؛ با دوستان زیادی افتخار آشنایی پدید آمد و مطالب متعددی از آنها آموختم و می آموزم. دوستانی که از نزدیک نمی­شناسمشان اما از همین پنجره کوچک دنیای مجازی شیفته حضورشان گشته ام و روزانه پیگیر مطالب، نوشته ها، احساسات، شادیها، غمها و سایر تعلمات روحیشان هستم، باشد که آنها هم پذیرای ما باشند و راهنمای ما در ادامه مسیرمان گردند. همچنین از دوستانی که پیام دادند و تبریک گفتند ممنونم و برایشان آرزوی موفقیت می­کنم؛   

 

خانم ها و آقایان :

 

-  الناز تبریزی

-  بهرنگ مجیدی

-  سروش

-  بختیار لطفی

-  کمال یوسف پور

-  سحر نظرلطفی

-  جعفر بزاز

-  سیما هاشمی نیا

-  مریم گردان

-  ابوالفضل حبیبی

-  آزاده شاهچراغی

-  لیدا امینیان

-  مجتبی محمد طاهری

-  منصوره دانش یار

-  کیوان صابری

-  محمد حامد

-  فتح الله صدری زاده

-  پیام ابتکار

-  احسان افتخاری

-  علی خیابانیان

-  علیرضا یاورزاده

-  پگاه

-  علی توکلی دینانی

-  سهیلا

-  سانای

-  مرتضی میر غلامی

-  علی

-  حسام الدین عتیقی

-  ناهید کهنمویی

-  اشکان لولوئی

-  رضا زادکریم

-  کامران دهقان

  

 

همچنین لازم می دانم از هم دانشکده ای ارجمندم جناب مهندس بهرام هوشیار یوسفی که زحمت کشیده و معرفی فضای رویداد را در وبلاگشان قرار دادند تشکر نمایم، هرچند... این معرفی مشمول پستهای متعدد ایشان در یک روز پرکار گردید و کمتر مورد توجه قرار گرفت .

   

کلام آخر: در یک ماه گذشته یکی از وقایع بسیار جالب توجه، ایجاد تعامل در فضای رویداد بود که خود نوعی رویداد تعامل فکری و دیالوگ محسوب می شود و یکی از اهداف مهم وبلاگ بوده که گویا دوستان و مخاطبین بیش از ما در ایجاد آن موفق بوده اند. بطور مثال پیا مهای متعددی از جانب دوستانمان خانم سهیلا و آقایان بختیار لطفی و علی خیابانیان پیرامون اندیشه معماری و تعاریف فضا رد و بدل شد که بسیار خواندنی و آموختنی است :  

  

سهیل: معماری ترکیبی است از فضا و فرم، فرمی که ما به ان روح می بخشیم فضایی که ما ان را خلق می کنیم و نظمی که حاصل اندیشه ماست    

 

بختیار لطفی: خانم سهیلا معماری رو تعریف کرد دیگه. همه چی حل شد. روح رو بخشید. فضا رو خلقش کرد. چه اندیشه ای هم دارن... پس خود فضا کجاست؟ اصلا ولش کن. ببخشید من همیشه تلخ حرف می زنم به دل نگیر خانم سهیلا   

 

اولدوز فضلعلی : امیدوارم به کمک هم بتونیم خیلی چیزها رو درک کنیم راه درازی رو در پیش داریم  

 

بختیار لطفی: می تونم بپرسم این یعنی چی؟ معماری که همش حرف نیست. برای خودش حساب کتاب هم اصولا باید داشته باشه. این چه عادتیه که ماها می خواهیم همش معماری رو هم شعر حافظ و غزل و قصیده بکنیم. ایرانیزه ش بکنیم. راه درازه... خوب خانم سهیلا می خواد طی بکنه؟ یا اون آلمارا ملکمیانه چیه؟ یا اون خیابانیان که شاعر شده و می ناله از اینکه بهش مجوز ندادن مرقوماتش چاپ بشه؟ همش این به اون اون به این حال میده. همه چیز رو به به چه چه می کنن و تا یه آدمی می خواد حرف بزنه می گن راه درازه درک کنیم همه یه نظری دارن و میازار موری که دانه کش است و گفتگو کنیم و.... ای بابا نمیشه که همش اینجوری. دارم به این خانوم سهیلا یه حرف جدی می گم. اگه مزخرفه اگه گنده اگه چرته بیایید بکوبینش (گفتگو کنید!) یکی گل میده اون یکی لبخند میزنه. این قباحت نیست که یک جوجه معمار! با این پر رویی تکلیف معماری رو با این اعتماد به نفس نفرت انگیز رایج شده در این نسل بل و بلبل مشخص می کنه و می بوستش می ذارتش کنار؟ این حرف های جدید و ادا و اطوار گفتگو بازی رو هم که یاد گرفتیم مزخرف تر از سابق و ریاکارتر و بی خاصیت تر از قبل شدیم.  

 

بختیار لطفی: معماری را من روح می دهم .... من خلقش می کنم .... من زمان را ترکیب کردم با بلبل... من شعر عاشقانه گفتم برای دختر همسایه ... من گفتگو می کنم.... من فضا رو اینجوری می کنم. من ترتیب فضا رو اون طوری می دم..... ای بابا این حرف ها رو بس کنید دیگه. سهیلا خانم معمار باشی معمارالسلطنه معمار خان باشی معمارزاده معدن فضای فضا شناس معماری فهم. آندو و رم کولهای هم حتما با این گل و بلبل معمار شدن؟ بس کنید دیگه بابا. این سهیلا چی می گه؟ اعصاب منو داغون کرد.    

 

سهیلا: جنابه لطفی این وبلاگ مال من نیست که بخوای راجبه نوشته من اینجا نظر بدید من نه شعر گفتم و نه معمارالسطنه هستم فقط یه داشجویه معماری هستم که هنوز دارم یاد می گیریم پس کسی نیستم که بخوام خلق کنم منظورم از ما خود من تنها نبود !!!! تمامه معمارای بزرگی بود که به فضایه خالی اطرافت روح و جان دادن نه شعر گفتم و نه گلو بلبل !!! گل نشانه ای از محبت و موفقیت است مثل اینکه دوستت در یه مسابقه برنده شده و تو برای بیان تبریک گل براش می بری منم همچین کاری رو برای صاحب این وبلاگ انجام دادم ولی ظاهرا شما هم یه وبلاگ در مورد اشعار زیباتون تاسیس کنید بد نیست البته به شرط اینکه نوع دید و شعر خواندنتون رو تغییر بدید (ما رو من نبینید ) ضمننا شما که بزرگید نباید نظره منه ناچیز اینقدر بره رو اعصابتون که حتی نگاش کنید چه برسه به اینکه بهش جواب بدینو اعتراف کنید که اعصابتون رو داغون کردم .... من نمی دونم شما که میدونید و بلد هستید یادم بدید !!!!   

 

بختیار لطفی: چی؟ متوجه نشدم. گفتی که به فضای خالی اطرافت روح و جان می دن؟ هرچه بیشتر می گی خراب ترش می کنی. بازم که برای معماری تکلیف مشخص کردی. نوشته هامو خوب بخون. دقت کن. گویا خوب دیدن و نگاه کردن رو توی این دانشکده ها تدریس می کنن. یعنی جزو برنامه درسیت هست اگه اشتباه نکنم. در ضمن اگه نشانی از ادعا در متن من هست لعنت به من. اگر که نیست باید بری درساتو یه بار دیگه بخونی. وبلاگت رو دیدم. مثل انبوهی از وبلاگ هاییه که می خواد بگه من هم هستم. نمی دونم چه اجباری برای بعضی ها هست که حتما فکر می کنن باید بنویسن. نوشتن عرضه میخواد و پشتکار و زحمت کشیدن مثل زروان یا همین بچه های اونت اسپیس (بدون چاپلوسی گفتم). من نه شعر دارم نه عرضه نه معماری بلدم. مثل شما هم اعتماد به نفس ندارم. صرفا به خاطر اینکه دانشجوی معماری شده ایم یا مدرک معماری گرفته ایم حق نداریم بی مبالات و به قطعیت در مورد معماری حرف بزنیم. یا معماری و فضا رو صرفا مساله ای مربوط به خود بدونیم ... می فهمی چی می گم؟ اعتراض من به این تکبر و حق پنداری معمارانه ست که گویا خیلی بین ماها فراگیر شده و اون قدر تکرارش کردیم که قباحتش رو از دست داده.....همین   

 

علی خیابانیان: سلام. سهیلا خانوم زیاد خودتون رو ناراحت نکنید. هممون می دونیم که زندگی خیلی زیباتر از چیزیه که آقای لطفی دارن توصیفش می کنن 

 

بدون نام: علی جان سلام .توی وبلاگ بهرام خونده بودم: (.... راستی علی خیابانیان هم هجرت کرد؟) میشه برامون توضیح بدی از چه نوع هجرت کرده ای؟ هجرت مذهبی شعری تحصیلی کاری سیاسی و چرا؟ عرصه برات تنگ شده؟ می خوای پیشرفت کنی؟ دکتر شی؟ مثل صادق هدایت مثلا بری در بمبیی هند شعراتو چاپ کنی؟ اینجا نمی ذارن معماری کنی؟ زندگی اونجاها چطوره؟ شهر فرنگه؟ خیابوناش چطورین؟ می گن بهشته؟ زندگی در هجرت چطوریه واقعا؟ نجاشی حاکم حبشه بهتون پناه داده؟ امیدوارم این کار رو بکنه و شماها با دست پر برگردین مارو از دست این کفار نجات بدین. بهمون یه زندگیه زیبا بیارین....  

 

بدون نام: ببخشید! می خواستم بگم برامون یه زندگیه زیبا بیارین. زبونم نچرخید.... می بینی تو رو فضا. حتی با ادبیات این زندگی زیبا هم آشنا نیستیم. عادت کردیم دیگه.... راستی مثل اون حدیث یه نگاهی هم بندازین به این طرف (طرف جهنمیان) تا از نور چهرتون ما هم برخوردار شیم. شاید آمرزیده شدیم.................................... گریه م گرفته بالاخره حرف این مذهبی ها راست از آب در اومد. حدیث به واقعیت پیوست. ما عمرمون تباه شد. زیان کار این دنیا و آخرت شدیم. نه تنها خودمون بلکه خیلی هارو هم به راه های ناصواب کشوندیم ما همون ضالین هستیم. 

 

بختیار لطفی: علی جان. این بدون نام بختیار لطفی هستش. نمودونم چرا بدون نام میاد............. یه وقت این ور و اون ور برامون نقش نزنین؟ از این نقش های نویی که به بازار اومده.  

/ 28 نظر / 89 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کمال یوسف‌پور

همچنین با شناختی که از جرات و جسارت او دارم مطمئنم که هیچ وقت کامنت بدون نام نمینویسه و همیشه سر حرفاش می ایسته ... در ضمن رزومه بلند و بالای او و فعالیتهای مختلفی که ورای نقاشی و شعر و نوشتن و اسکیس زدن انجام داده و بصورت عملی به حرفه معماری پرداخته نشان از قابلیتهای بالای او در زمینه های مختلف داره و اینو هم مطمئنم که در آینده اسم او را به دور از جار و جنجال های ژورنالیستی و مصاحبه های آنچنانی و عناوین و القاب مربوط به مدرک تحصیلی بیشتر خواهید شنید.

بی نام

بازم که ترک بازی در آوردی. دستتون خوب رو شد!

B A S T A M I . I R :: آیگاه

من اصلا با جوی که آقای پور اسماعیل ایجاد کردند موافق نیستم البته این رو هم میدونم که جناب پور اسماعیل عزیز قصدشون این چیزی که پیش اومده نیست ... به هر حال واقعا باعث تاسفه که بچه های معماری انقدر راحت پشت هم رو خالی میکنن و منتظر ایجاد محلی هستند واسه تخلیه خصومت های شخصی ... من نمی خوام شعار بدم اما به نظر منه کم سواد هر شروعی قابل تقدیره حتی اگر بی محتوا و ناقص باشه به هر حال بهتر از یک جا نشستن و انتقاد کردنه ... من نمی گم کار آقای یوسفی و دوستانشون بی عیب و نقصه اما استارت رو زدند و دارن یواش یواش کمبود های فضای معماری رو پر می کنند و وظیفه من و شما حمایت از این فعالیت هاست نه اینکه بشینیم و بدون در نظر گرفتن جنبه های مثبت بکوبیمشون ... به هر حال به نظر من اگر انتقادی دارید میتونید محترمانه بیان کنید . در غیر اینصورت دیگه اسمش فضای گفتگو نیست و بیشتر شبیه به میدونه جنگه اما از نوع لفظیش ... ختم کلام : این فضا از هدف اصلیش دور شده و بهتره که ادامه پیدا نکنه.

باز بي نام

در روايت ها آمده است که جنگ اول به از صلح آخر. پيرو چنين بينشی در افکار ما ايرانيان محترم دوستان گفتمان از نوع کوفتمانی را بر هر تعاملی ترجيح می دهند.من هم با اين عادت مالوف و شيوه مرسوم موافقم.چون دست کم عقده های پنهان ما در فضای خلاق دوستان رو میشود و دیگر چند صد سال آینده نسل بعدی دچار عقده ادیب وار نمی شوند. به ما هم سر بزنید...

سلام آقا کامال جان یوسف پور از اينکه شوما اين قدر آدم جسور و شوجاعی هستيد به هه تان تابریک می گم.اینصافا دو کلمه حرف حسابی هم اگه باشه شما می گید ( می گویید).این دیگری ها همه بی کارند و شاید سر کار . این را شوما بهتر میدانید. شاید دکتر با ایمان رییسی هم بداند چون دوست کولهاس است. اما نظر بنده این نیست چرا؟ چون ... این را بعدا خصوصی به شما خواهم گفت؟ بقیه را ول کنید. در ضمن عروسک ها و عروسک گردانان تی یاتر آقا بهروز سلام دارند خدمت برگزارکنندگان رویداد. انشاالله کسی به داد این رویداد برسد. خصوصا آقا ابوالفضل از دی جی ذن.

که دارند روی موضوع بسیار تاپ رویداد کار می کنند شاید پسر عموی فراموش شده هم بنوانند. اقا برنارد را میگمو: چومی. نه چوبی.

.

آقای یوسف پور در مورد آقای بختیار لطفی دارید اغراق می کنید همون نشریه فضا رو من در جریانش بودم و جسم و روحم هم در آن شریک بود ، آقای لطفی هم نقش کوچکی در آن داشتند اما طبق معمول چون دنبال اسم و رسم و شهرت هستند طوری جلوه دادند که اسمشون خیلی خوب تو مجله نقش ببنده در حالیکه اون روزها خیلی ها هم کاری تر از ایشون بودند که اسمشون نیست. البته آقای لطفی به تبلیغ کردن خودشون بیشتر وقت میزارن تا به کار کردن و همیشه از موقعیت ها برای تبلیغ خود استفاده می کنند

بختيار لطفی

الناز

بابا اینجا چه خبره؟؟؟؟من امروز بعد ازمدتها اومدم کامنتارو ديدم خشکم زد!!!!!!!! اينه فضای دوستانه معماری؟؟؟!!!!!!!! کسايي که بابد سرمشق ماها باشن افتادن به جون همو دارن مي جنگن...بابا تروخدا حداقل اگه به فکر خودتونو دوستيای با ارزشتون نيستين به فکر ذهنيت بدی باشین که توی ذهن کسايی نقش ميبنده که يه زمانی حساب ديگه ای روتون ميکردن...

سهيلا

ما ايرانيا اصولا تحمل انتقاد رو نداريم (يکيش خود من) شايد از گقته های جناب لطفی ناراحت شدم اما چيزی که هست اينه که انتقاد کردن هم روش داره و جناب لطفی شما بدترينش رو انتخاب کردی شايد اگه کمکم می کردی تا بهتر ببينم و بنويسم بيشتر خوشحال می شدم همين طور که اگه همين الان برای اين کار کمکم و من رو هم از دانسته هات با اطلاع کنی خوشحال می شم ؟‌؟‌؟‌ راستی از صاحب اين وبلاگ بابته اينکه اجازه به بحثو گفتگو رو به ما داده واقعا متشکرم و اينکه اين وبلاگ از (نظر من) وبلاگ جامعی هستش و اطلاعات خوبی رو در بر داره