نگاهی دوباره به مفهوم تشکل مجازی

جهان آینده

 

نگاهی دوباره به مفهوم تشکل مجازی 

Future World

Revision in Metaphorical Organization Concept

 

        نگاهی دوباره به مفهوم تشکل مجازی

  

قبل از هر چیز باید از تمام دوستانی که از ایده "هایپر کیوب مجازی" استقبال کردند و مسئولانه به نقد آن پرداختند قدردانی نمایم، امیدوارم در آتیه بتوانم با گردآوری نوشته های دوستان و ارائه آنها در یک پست مستقل، جبران زحمات آنها را کرده باشم.  اما واقع مطلب قصد این را نداشتم که دوباره به این موضوع بپردازم ولی به سبب استقبال از این بحث و تشویق حقیر به ادامه موضوع جهت حصول نتیجه خواستم به بیان دقیقتر دیدگاه­های شخصیم در این خصوص بپردازم. امیدوارم سایر دوستانی که تجربه بیشتری در این زمینه دارند با نقد و ارائه مطالب خویش به روشن تر شدن موضوع کمک کنند.

آنچه که در نوشته های پیشین به آن پرداختم، ایجاد یک "تشکل صنفی مجازی در حیطه معماری" بود، اما منظور من از این تشکل گروهی، تدوین یک سیستم تعریف شده با قوانین و قواعد مشخص برای آن نبود. از نظر من، دنیای مجازی قوانین خاص خودش را داراست و همین چهارچوبهای خاص دنیای مجازی است که آن را از دنیای واقعی جدا می­کند. به نظرم آنچه که برای شکل گیری یک تشکل واقعی در دنیای مجازی مورد نیاز است، نه تعریف قوانین و مقررات و ساختن یک سیستم بلکه دستیابی به یک فرهنگ خاص رفتاری در این حوزه است. در اینصورت است که می­توان تک تک سلولهای این پیکره عظیم را در راستای اهداف والای این تشکل، همسو کرد.

جهت روشن شدن مطلب مثالی از رسانه­های تصویری در دنیای غرب می­آورم. هم اینک تعداد بیشماری از شبکه­های تلویزیونی در جهان وجود دارد. بطور مشخص هزاران شبکه ماهواره­ای در شمال قاره آمریکا فعالیت می­کنند که بیش از 95 درصد آنها شبکه­های خصوصی هستند که به دنبال تامین منافع شخصی خود می­باشند. اما کافی است به رفتار جمعی این رسانه­ها درقبال موضوعات مختلف همانند تولیدات فرهنگی دنیای غرب مثل سینما، موسیقی یا کتاب و ... توجه کنیم. بطور دقیقتر درمورد تولیدات سینمایی در هالیوود، اکثر رسانه­های تصویری بصورتی فعال به معرفی و نقد مداوم این آثار مشغولند و از همان روزهای نخستین تولید یک فیلم گزارشهای مفصلی از عوامل تولید، بازیگران و غیره ارائه می­کنند و پس از اکران فیلم به نقد آن، میزان استقبال مردم، حاشیه­ها و سایر زمینه­ها می­پردازند. اما در این میان آنچه که اتفاق می­افتد هم تامین منافع فردی رسانه­هاست، هم رونق سینماها، هم نوعی فرهنگ سازی در میان مخاطبان و هم ایجاد فرهنگ نقد و نقادی و  تربیت منتقدین بیشمار است که در نهایت، ارتقاء کیفی و کمی آثار هنری را به دنبال دارد که این خود نیز باعث جهانی شدن سینمای هالیوود می­گردد.

حال اگر به رویکرد همین رسانه­ها در قبال سیاستهای خارجی کشورهای غربی نگاه کنیم به نکات قابل توجه دیگری می­رسیم. بطور مثال آنچه که پس از حادثه 11 سپتامبر و در جنگ علیه طالبان و عراق اتفاق افتاد به واقع نه جنگ در جبهه واقعی بلکه به نوعی جنگ رسانه­ای لقب گرفت چراکه همین رسانه­ها بصورتی یکپارچه به ایجاد ذهنیتی واحد درمیان مخاطبین جهانی پرداختند و چنین القاء کردند که مثلا هم اینک فلان شهر با 300 هواپیما مورد حمله قرار گرفته و سران حکومت محلی تسلیم شدند، ولی در واقعیت اصلا حمله­ای در کار نبود اما همین همسویی در ارائه اخبار باعث تضعیف روانی دشمن و تصور شکست و در نهایت تسلیم شدن حریف با کمترین هزینه بود.

وقتی ما خارج از این حیطه به موضوع می­نگریم و چنین همسویی رفتاری را در میان بیشمار رسانه غربی می­بینیم، نمی­توانیم چنین تناقض ظاهری را در عملکرد این رسانه­ها درک کنیم، چراکه از یک طرف این رسانه­ها اکثرا مستقل هستند و هیچ گونه چهارچوب یا قانون محدود کننده­ای در قبال عملکرد آنها وجود ندارد و از طرف دیگر با وجود این استقلال، تمام این رسانه­ها از یک قانون نانوشته و یک رفتار حساب شده در قبال موضوعات مختلف پیروی می­کنند. حال برای ساده کردن موضوع و درک این همسویی عمومی مثلا می­گوییم تمام رسانه­های غربی وابسته به لابی­های صهیونیستی هستند. حال اینکه اصلا چنین چیزی نمی­تواند وجود داشته باشد.

بنابراین مثالها می­بینیم که سیاست، اقتصاد، فرهنگ و سایر مولفه­های اجتماعی به نوعی در تعامل سازنده با یکدیگر به یک همسویی رسانه­ای منجر شده­اند که در عین حالی که منافع تک تک واحدهای سازنده آن تامین می­شود، منافع ملی و عمومی عظیمی را هم به دنبال دارد. حال با این مثالها در حوزه رسانه­های غربی اگر نگاهی دوباره به ایده "هایپرکیوب مجازی در معماری" و "ایجاد یک تشکل صنفی مجازی" بیاندازیم خواهیم دید آنچه که در به ثمر رسیدن این ایده می­­تواند موثر واقع شود پیروی از قوانین نانوشته­ای است که منافع تمامی ارکان سازنده یک پیکره را دربر می­گیرد و ریشه آن در ایجاد یک فرهنگ رفتاری مسئولانه در حیطه مجازی است. به نظرم در این برهه از زمان، تکنولوژی نت فرصت بی­نظیری را در اختیار ما قرار داده و اگر بتوانیم درک صحیحی از این موقعیت داشته باشیم نه تنها در زمینه معماری بلکه در تمام زمینه­ها خواهیم توانست یک جهش عظیم تاریخی را تجربه کنیم.

آرش پوراسماعیل

 

نقد سایر دوستان در رابطه با ایده هایپر کیوب مجازی:

ایمان رئیسی - دفتر معماران شمال و جنوب (لینک مطلب)

محمد حامد موسوی - معماری و شهرسازی (لینک مطلب)

محمد ناصری - معماری آینده هنر یا تکنولوژی (لینک مطلب)

کوروش رفیعی - اثر (لینک مطلب)

 

/ 16 نظر / 48 بازدید
نمایش نظرات قبلی

ميگن هرچه تعدادکامنت زياد باشه يعهنی موضوع جنجال تر هست چند تا زدم تا پياز دغش زياد بشه اين يکی شايد به ۲۵۰ برسه

سياوش

ايده و پيشنهاد بسيار جالب و جديدی برای ماست که احتمالا می تواند تجربه مفيدی هم باشد ِ اما آنچه که به نظر می رسد ما را با جوامع غربی متفاوت می کند ِ روحيه فلسفی ـ روانشانسی ای است که در جوامع شرقی وجود دارد و به واسطه همين روحيه مدت زيادی را در بخش ها و بحث های تئوری سپری می کنيم و به حيطه عمل وارد نمی شويم . حتی بعد از مدت طولانی بحث در زمينه های جديد و تحولات که وارد عرصه عمل می شويم به علت وجود ايده های قوی و پرمايه موفق به عملی کردن آنها که نمی شويم هيچ! کل برنامه دچار اغتشاش و از هم پاشيدگی می شود که منجر به فراموشی آن و يا يا بحث مجدد می شود در حالی که احتکالا تجربه های جديد تری جايگزين آن شده اند ِ و ما هميشه چندين پله عقب هستيم يا به عقب ميرويم . پس به نظر می رسد که اگر ايده ای که شروع شده است يا می خواهد شروع شود ِ نمودی عملی پيدا کند و در حين عمل رشد کند.

امضا محفوظ

سلام اقدام شما در حذف کامنت های خارج از حيطه بحث اگرچه بسيار دير انجام شد اما شايسته تقدير است.

شيوا نظری

درست می فرمایین آقای سیاوش، ما می توانیم با تکیه بر نکات کلیدی در یک طرح با ارزش، اون رو اجرایی بکنیم و در طول مسیر با بررسی و اقدام در راستای حذف نقاط ضعف و تقویت پتانسیل ها، طرح ابتدایی را به انسجام و اوج برسانیم. فضای رویداد به یقین در عمل نیز به موفقیت های قابل توجهی دست پیدا خواهد کرد، به امید آن روز.

kamran-Rezaei

سلام بحث خیلی جالبی رو مطرح کردید. قطعا اگه چنین همسویی رسانه ها در دنیای غرب نبود اینقدر محصولات فرهنگی آنها جهانی نمی شد. همین کتابهای هری پاتر رو ببینید. این کتابها بیشتر از اینکه جاذبه ای برای فروش داشته باشند از طریق ذهنیتی که توسط رسانه ها خلق شده رونق گرفته و میلیونها نسخه در عرض یک هفته به فروش می رسه. این مطلبو دیدم و دلم برای کشور خودمون کباب شد. بیبینید با اینکه تلوزیون تماما در اختیار یک نهاد تصمیم گیرنده قرار داره ولی افسوس به حال سینمای ایران که از کمترین حمایتی از جانب این رسانه بهره مند نیست. امیدوارم معمارای جوان این ایده جالب رو جدی بگیرن و حداقل این ایده شروعی باشه برای یک حرکت بزرگ و تغییرات وسیع.

حسن

سلام. خوشحال می شم از وبلاگ من هم بازدید کنید. موضوعش در باره معماریه. موفق باشید.

حميد (خط سوم)

خوشحالم که دوستانم همچنان در زمينه تخصصی شان فعالند و می نويسند. ممنون آرش. فقط اميدوارم اين پستت هم تبديل به ميدان فحاشی مردم نشود.

سلام بر دوستان عزيز فضای رويداد جناب لطف الله خان اقدام به تاسيس وبلاگی جهت تخريب شما نموده اند که آدرس آن به اين شرح است :http://www.bakhtyarlotfi.persianblog.ir