نقد معماری - 9 - معماری و روانشناسی ورزش

نقد معماری - 9

معماری و روانشناسی ورزش

Critic of Architecture - 9
Architecture & Sport Psychology

     معماری و روانشناسی ورزش

رادیو ماشین را روشن می­کنیم، گزارشگر با لحنی غمگین دقایق پایانی بازی را گزارش می­کند، تیم ملی در حالی که با یک تساوی می­توانست به جام جهانی فوتبال صعود کند ولی در کمال ناباوری سه بر یک از کشوری که یک دهم یک استان ایران است عقب افتاده. بازی تمام می­شود و تیم ملی در آخرین شانس خود برای صعود، بازی را به این تیم از حاشیه خلیج فارس واگذار می­کند. گزارشگر امیدوار است چهار سال بعد شاهد نتایج بهتری باشیم تا تیم ملی را در میان 32 تیم حاضر در جام جهانی ببینیم.
در یک محفل دوستانه دور هم جمع شده­ایم تا شاهد حضور تیم ملی امید کشورمان در المپیک باشیم. تلویزیون را روشن می­کنیم. گزارشگر از تیم منحصر به فرد کشورمان در سالهای اخیر می­گوید. تیمی که قرار است بعد از چند دهه به المپیک برود. بازی شروع می­شود ولی در ادامه اتفاقات ناگواری رخ می­دهد. در پایان می­شنویم که این بار هم با تمام شایستگی­ها نتوانستیم به المپیک راه پیدا کنیم.
اینها جملات آشنایی است که میلیونها ایرانی، سالهاست که شنیده­اند و شاید تا سالها هم بشنوند. همین امسال در حالی که نمایندگان ایران در جام باشگاه­های آسیا بهترین نتایج را کسب کردند ولی در کمال تعجب هر چهار نماینده ایران یعنی استقلال، سپاهان، ذوب آهن و مس، همگی به اتفاق در برابر تمام نمایندگان کشور امارات، بازی را واگذار کردند. جالب اینجاست که تیم­های اماراتی در سایر بازی­ها، بدترین نتایج را گرفته و اکثرا در گروه­های خود آخر شدند. بدون شک ایرانیان باخت غم انگیز تیم ملی را مقابل بحرین در بازی­های مقدماتی جام جهانی فراموش نمی­کنند. این شکست و سایر شکست­ها چنان با خاطره جمعی ما عجین شده که بازی با کشورهای کوچک جنوبی را به کابوسی برای تیم­های ورزشی تبدیل کرده.
در تمام این سالها شایعات زیادی پیرامون باخت تیم­های ایرانی برابر این کشورها وجود داشته. از بدی آب و هوا گرفته تا جو نامساعد ورزشگاه­ها و حتی مسموم بودن غذاها و خوراک تهیه شده در هتل­ها. اما کمتر کسی مسائل عمیق­تری را در حوزه روان شناسی ورزشی و دلایل روحی و روانی شکست­های بازیکنان ایرانی دنبال کرده است. واقعیت این است که ما روابط فرهنگی، اجتماعی پیچیده­ و مسائل تاریخی ریشه­داری با اعراب داشته­ایم. هر چند در اکثر زمان­ها تعاملات سازنده­ای با اعراب شکل گرفته اما همواره رقابت شدیدی در حوزه­های اقتصادی و سیاسی بین ایران و کشورهای عربی وجود داشته است. علاوه بر این، تاریخ معاصر ایران شاهد جنگ هشت ساله­ای بود که از طرف یک کشور عربی به این سرزمین تحمیل شد و موجب نابودی تمام زیرساخت­های اقتصادی کشور گردید. این جنگ یک فرصت تاریخی برای همسایگان ایران بود تا در سایه حذف رقیب قدرتمند خود، تمام پتانسیل­های منطقه­ای آن را با یک سیاست درست به سمت حاشیه جنوبی خلیج فارس بکشانند. به زودی کشورهای عقب مانده عربی چنان توسعه­ای یافتند که حتی ایرانیان، بسیاری از آمال و آرزوهای خود را در شهرهای رویایی عربی جستجو می­کردند.

     معماری و روانشناسی ورزش
  
حال به موضوع اصلی برگردیم و از زاویه­ای دیگر به مساله نگاه کنیم. بازیکنان تیم ملی عازم یکی از شهرهای حاشیه خلیج فارس هستند. به زودی شهر از پنجره هواپیما روئیت می­شود. آسمان خراش­های بلند در بدو ورود، توجه مسافرین جوان را به خود جلب می­کند. قیاس­ها در ذهن و دل بازیکنان آغاز می­شود. فرودگاه پر زرق و برق، اولین نقطه تماس خارجیان با شهر است. خیابان­ها بسیار رویایی و معماری ساختمان­ها بسیار متفاوت است. احساس غرور از تمدن 2500 ساله ایرانی کم کم در ذهن مخاطب جوان ایرانی رنگ می­بازد و در مقابل، احساس حقارت کم کم شکل می­گیرد. بازیکن ایرانی در سفر کوتاه خود از فرودگاه به هتل و استادیوم به تدریج محو معماری و شهر می­گردد. جنگ روانی از همان لحظه روئیت شهر از پنجره کوچک هواپیما شکل گرفته است و زمین چمن به واقع آخرین نقطه رویارویی است. جنگ 90 دقیقه­ای آغاز می­شود و تیم ایرانی در کمال ناباوری درصدی از توان مندی واقعی خود را هم به نمایش نمی­گذارد. در نهایت، بازی با یک شکست غم انگیز پایان می­یابد.
واقعیت این است که معماری و صنعت ساختمان و در نهایت، کل یک شهر قرابت عجیبی با اقتصاد، سیاست و فرهنگ یک جامعه دارد و شاید معماری و شهرسازی یک منطقه بالاترین تاثیر روانی را بر مخاطبین خارجی داشته باشد. بنابراین اگر معماری و در مقیاسی کلان­تر، شهر را به عنوان نمادی از تمدن یک سرزمین به حساب آوریم، بدون شک به این نکته پی خواهیم برد که چنین نماد معظمی، بیشترین تاثیر را بر بازدیدکنندگان خارجی خواهد داشت بخصوص اگر این خارجی­ها برای یک رویارویی به ظاهر ورزشی به این کشور آمده باشند. امروزه ورزش حرفه­ای، تنها یک بازی صرف میان دو تیم از دو کشور مختلف نیست بلکه جنگی تمام عیار برای به رخ کشیدن تمام قابلیت­های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هر سرزمینی است و معماری و شهرسازی در کنار چنین رویدادی با یک حربه روانی بالاترین نقش را در پشت صحنه آن بازی می­کند.

لینک مطلب قبل: دانشمیر، افتخارزاده؛ گفتگویی با زبان مشترک

آرش پوراسماعیل

/ 8 نظر / 26 بازدید
محبــوبه جبـــارنژاد

سلام ! به نکات جالب و اساسی اشاره فرمودید . امیدوارم استارت اولیه در این زمینه از سوی شما زده شود . جهت توضیح بیشتر هم میشه گفت در سالهای قبل از انقلاب ایران در مسابقات بین المللی چه تیمی , چه انفرادی رتبه های تک رقمی را نائل می شد. ولی امروزه بازیهای تیمی در مقامی بین هفتاد تا صدم قرار دارند. و این برمی گرده به اخلاق و کنش افراد تیم , چرا که در بازیهای تیمی از خود گذشتگی خیلی مهمه که در بین بازیکنان امروزی خیلی کمرنگ است . همچنین تصمیم گیری در مدت زمان کوتاه ( گزینش بین شوت زدن و پاس دادن ) خیلی دشوار است و اینکه فرد به آن درجه از خود گذشتگی رسیده باشد که به جای شوت به هم تیمی خود پاس دهد. اما در مسابقات انفرادی چنین نیست و خود فرد تصمیم گیرنده است و عواقب کار خود را بر عهده دارد./

ب ه ی

با این حساب هیچ تیمی از هیچ کشور فقیری (حال البته ایران فقیر نیست) نباید قهرمان جهان شود! نگاهی به آمار جام جهانی بیندازید. من فکر می کتن ایرانیان یکی از بالاترین سطوح غرور ملی را در جهان دارند که البته این امر در گزارشات رسمی سیاسی سال های اخیر توسط کارشناسان بین المللی (گزارشاتی در عرصه مدیریت توسعه) ذکر شده و در یکی از آنها که اخیرا منتشر شده (قریب 1 سال - در صورت نیاز لینک هم داده می شود) و مربوط به ایران 2025 است و برای کاخ سفید نیز تهیه شده بود موکدا به این امر اشاره شده بود و نیز ذکر شده بود که این امر در منطقه منحصر به فرد است. در هر حرف شما نیز خالی از واقعیت نیست ولی عواملی بسیار با اهمیت تر در عرصه ورزش حتما وجود دارد ( من فقط از بعد از عکس خواندم).

ب ه ی

به هیچ وجه موافق نیستم. مظاهر تمدنی و فرهنگی صرفا چند بنا آن هم از نوع کاملا نچسب در حاشیه یک خیابان واحد نیست. همین که شما در یک دانشکده کوچک در شهری کوچک چنان آثاری را تولید می کنید خودش یک نمونه غرور آفرین است. من آنها را به افرادی داهی اینجا نشان می دهم و همگی تحسین می کنند. مگر در دنیا چه خبر است. همین هاست دیگر. ایران اقتصاد 16 ام دنیاست و رویکرد های ترقی خواهانه ایران در تمام رده ها به نوعی موید آینده ای درخشان است برای این ملت.

ف ه

اگر بخواهیم زندگی را به فوتبال و تیم آن شبیه گردانیم, باید گفت که از هزاران ترفند و خم زندگی غافل می مانیم. زندگی به این راحتی قابل تمثیل نیست. از زندگی سخن به میان آوردم چراکه معماری زندگی است و معماری بهانه ای است برای زندگی. مشکل عمده ما در نوع دیدن, حرف زدن, عمل کردن, باور داشتن و تعامل است. ما فقط خود را می بینیم, فقط حرف می زنیم و ایراد می گیریم, بر نحوه نقد کردن و نقد شدن وقوف نداریم, و الی آخر. این مشکلات بخصوص در قشر آگاه و متخصص جامعه فراوان است و برای همین زبان مشترکی نیست و عرق ملی هم گم شده است. برای همین است که به راحتی معماری را با فوتبال قیاس می نماییم, اهمال کاری را با عدم وجود شرایط ایده آلی که باید دیگران برایمان فراهم سازند می پوشانیم, و از هر نوع همفکری و ابراز نظر دیگران گریزانیم: چراکه خود به شدت و ناجوانمردانه به دیگران توپیدیم و مجال ارائه دیدگاه ها و نظرات را از خود و دیگران سلب نموده ایم... گاه آن است که از این روند روی گردانیم. هر کسی, هر جایی, نمی تواند تنها با دید خود و با ذهنیت منفی, دنیا را به چالش بکشاند که حاصل آن چیزی نیست جز هرج و مرج و ویرانی

نیما

مطلب بسیار حالبی بود موافقم که فرصتهای بسیاری در 30 سال گذشته که سهم کشور ما بود به خاطر شرایطی به کشورهای دیگر ازجمله حاشیه خلیج فارس رفته و فوتبال کشورمان هم در کنار سایر مسائل دچار مشکل شده.

مقایسه بین معماری و ورزش نمی تونه باشه چون همیشه باید دو چیز هم جنس و هم ظرفیت قیاس شود در غیر اینصورت جواب معادله درست از آب در نمیاد .

یه همراه همیشگی

خسته نباشید....مثل همیشه فعالید...گیرا و نو بود...و نقد ان و پاسخ هایتان عالیی....موفق باشید