خزبازی در معماری!

نقد معماری - 12

خزبازی در معماری!

زمانی نه چندان دور، پیدا کردن یک جلد نویفرت، برای خودش داستانی بود چه برسه به لوازم ماکت سازی و راپید و مرکب و غیره. ده بار باید به یه فروشنده حالی می­کردی که مقوای ماکت سازی و فوم چیه و به چه دردی می­خوره؛ آخرشم دست از پا درازتر، چیزی بهتر از جعبه تلویزیون و یخچال گیرت نمی­اومد. کم کم مثل خوره می­افتادی به جون وسایل خونه و تا آخر ترم، سر و صدای اهالی خانواده هم بلند می­شد که این دیگه چه رشته­ایه. مردم از پزشکی و عمران قبول می­شن، تو هم رفتی سراغ این رشته فکسنی. اتاق پذیرایی رو کردی کارگاه ماکت سازی. میز نهارخوری شده میز نقشه کشی. زیرزمین شده تاریکخانه چاپ عکس. حمام شده اتاق ظهور فیلم. پشت بام شده آتلیه عکاسی از ماکت. حیاط شده معدن فلز و گچ. بشقاب و لیوان و … هم شدن بخشی از وسایل آب مرکب و گواش. تیغ کاتر رفته تو پای عمه، چسب و ریختی روی فرش. یه روز زنگ می­زنن که بازداشت شدی. تو رو چه به عکاسی از در و دیوار خونه مردم! یه روز می­گی داری میری ده. اینم درسه داری آخه؟ ده هم شد درس؟ شب تا صبح هم که بیداری. اصلا قیافت رو تو آینه دیدی؟ خلاصه اینکه همه از دستت شاکین و خودت هم بدتر از همه موندی وسط یک ماجرای بی سر و ته.

     خزبازی در معماری!

     خزبازی در معماری!

بالاخره این دوران قرون وسطایی گذشت و رنسانس معماری فرا رسید. عصر کامپیوتر و اینترنت و تری­دی­مکس و اتوکد شروع شد. حالا دیگه نه از اون همه بدبختی خبری بود و نه از اون همه دردسر کشیدن برای ساختن یه ماکت. از در و دیوار شهر، کتاب معماری می­باره و همه جا شده فروشگاه لوازم ماکت سازی. چسب و مقوا هم به حول قوه الهی، راحت تر از لپه و لوبیا گیر میاد. دانشجوی معماری هم که فت و فراوان. اما تو این میونه حرکتهای جواد گونه­ای هم از معماران عزیز سر میزنه. یک نمونه­اش همین تبلیغاتیه که روی دیوارها حک شده. راستشو بخواین همه جوره تبلیغاتی دیده بودیم ولی این مدلیش نوبره به خدا. از همه بدتر اینکه کلمه "جواد" هم به تنهایی نمی­تونه بار معنوی قضیه رو به دوش بکشه، برای همین بهتره دست به دامن واژه­هایی مثل "خز" و "خیل" بشیم که اتفاقا این روزها بازارشون داغه. اما خداییش اگه اینطوری پیش بره و روز به روز به جماعت معمار اضافه بشه، شکی وجود نداره که از فرط بی­کاری، روزی میرسه که مهندسای معمار، لپ تاپ به دست، سر چهارراه­ها وای میستن به امید اینکه شاید یکی از ونهای مهندسین مشاور، سوارشون کنن!

لینک مطلب قبل: بازماندگان متروکه

آرش پوراسماعیل

/ 13 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اولدوز فضلعلی

aali bud. valla dige tazegia az javuna nemiporsam ke rasti shoma chi darin mikhunin ya gharare chi bekhunin chon javabesh hatman MEMARI hastesh

طلیعه توحیدی

سلام آقای مهندس! متنوتون خیلی جالب بود...می دونید بالاخره همه آدما وقتی یه حسای مشترکی پیدا می کنن تو همدیگه احساس خوشایندی بهشون دست می ده!....همه این حرفا که گفتید یه چیزای مشترکی بین جامعه معماران کل ایرانه!!!!!!!!!!!!! ولی آدم واقعا نمی دونه بخنده یا گریه کنه...وقتی باخودم فک می کنم که شاید منم یه روزی جای یکی از این نامعماران به ظاهر معمار رو بگیرم از خودم نا امید می شم و دیگه دوس ندارم ادامه بدم...به معماری به عنوان هرچیزی می شه نگاه کرد ...از هر دیدی نگاه کنیم بازم دوس داشتنیه چون از معدود کاراییه که آدم می تونه وجودشو...احساسشو...افکارشو... توش به واقعیت تبدیل کنه...به خاطر همینم هس که همه این موجود دوس داشتنی یا هر چیزی که بشه بهش گفتو دوس دارن...البته به غیر از کسایی که شاید فقط به اسمش یا حتی به اون ژست آرشیو رو دوش انداختنش یا هرچیزه دیگه از سر بی اطلاعی به این رشته پناه آوردن...اونا کلا بحثشون جداس...خیلی آدما هستن که بدون اطلاع وارد این رشته می شن واین دلیل اصلی رشد بی وقفه این رشته به ظاهر با کلاس وشیک ولی درباطن مظلومه!

طلیعه توحیدی

دلم برات می سوزه معماری عزیزم!دلم برای خودم هم می سوزه بیشتر از تو! به اینکه شاید تا چندسال دیگه معمارو معماری هم بشه یه چیزی شبیه .......(هرچیز تکراری) که همه جا پیدا می شه وهیچ وقت نتونسته اون جور که باید خودشو به نمایش بذاره...یا اینکه خودشو معرفی کنه...درست معرفی کنه... امیدوارم بالاخره یه فکری به حال این رشته مظلوم بکنن...مثلا یه قانونی مثل این که از این به بعد تو هر خانواده فقط یک نفر میتونه معماری بخونه!!!!!!!!!!!!!!!...البته فک کنم تا چندسال دیگه این قانون به دور از ذهن نباشه! متن بسیار تاثیر گذاری بود...شاید به ظاهر طنز ولی پر از مفهوم...ای کاش یکم حس معماریمون غیرتی شه! ممنون آقای مهندس...

محـــبوبه جبــــارنژاد

سلام! بنظرم درصد بالائی از مردم طرز فکر صفر و یا حتی منفی دارند! درصد خیلی کمی با طرز فکر متوسط و عادی هستند. و چند هزارم درصد از مردم نیز وجود دارند که متفکر و آگاه به مسائل هستند و می تونن با طرز فکرشون امور مربوط رو حلاجی کنند و نسبت به زندگی و محیط اطرافشون و اینکه از کجا آمده اند و آمدنشان بهر چه بود و ...

عرفان نظام

با عرض احترام و سلامی به گرمای آخرین روزهای تابستون ؛ اینکه معمارا زیاد شدن؛اینکه معماری هم آثارش رو دیوارهای شهر دیده میشه نه بصورت تبلور یک اندیشه(بصورت یک اثر) بلکه بصورت نازلترین صورت ممکن ؛شاید داره به جامعه هشدار میده که هنر معماری ایرانی که خیلی ها بهش بی توجه هستند داره خداحافظی میکنه ! در دوره ای که در مسابقات معماری اش ؛از طرحهای شناخته شده ی دنیا تقلید میشه و همان طرحها دارای رتبه میشند؛ دوره ای که غرفه ی کشور ما بصورت نازلترین صورت ارائه میشه؛ دوره ای که تعداد کثیری از دانشجوها به کاری که میکنند اعتقاد ندارند ؛ همه و همه نشان دهنده ی دوره ی آخر الزمان معماری کشور ماست !

هادی منافزاده

با سلام و احترام... به نکته ی جالبی اشاره کردین. امیدوارم گوش شنوایی باشد و ... نگاهی دیگر در باب مسائل و مشکلات معماری در وبلاگ تکین طرح: http://takin-tarh.blogfa.com/post-881.aspx خوشحال میشم نظر بدین.با سپاس

میلاد شهریاری

اگه این طور باشه که از این قبیل آدما نباشن پس اون هایی که میخوان کار آماده پیدا کنن چی کار کنن؟

خیلی خیلی باحال و نقد بجایی بود... میترسم متن کنایه آمیز و طنز امروزت حقیقت آینده معمارها باشه...

ص.خطیبی

مهندس! میدونی این تنزل در معماری و خیلی رشته های تحصیلی از کجا آب می خوره و از کی شروع شد؟ از وقتی که نظام آموزش عالی کشور تصمیم گرف به تبعیت از غرب،کیلویی و ساده تر دانشجو جذب کنه ...کیلویی و انبوه! با این تفاوت که در اروپا و غرب اگرچه کنکور وجود نداره ولی داوطلبان ورود به دانشگاه خوب میدونند که دانشگاه با کسی شوخی نداره و حتی اگر 2 سال هم از شروع به تحصیلت گذشته باشه، اگر نمرات قابل قبول نیاری اخراج می کنند و شجاعانه به طرف میگن: با توجه به نتیجه نمرات و روند تحصیل شما، جنابعالی استعداد و توانایی این رشته رو ندارید و استعداد خودتون رو در رشته تحصیلی دیگه "متناسب با استعداتان" محک بزنید. اخراج. ولی در ایران؟؟... نه...با 12 و چاپلوسی واسه استادا اکثرا پاس میشن.... واین خیانتیست که خیلی از استادا همچنان در حال انجام هستند که استاد محبوبی باشند. (البته بلا نسبت .چون در توانمندی شما شکی نیست) چاره ای هم ندارند 10-15 سالیه این رویه شده..... فارغ التحصیلان کیلویی... [شرمنده]

nadia

سلام من بوشهر معماری خوندم دانشگاه ما که سراسری بود هرسال ی تعداد که نیاز استان بود میگرفت و درس ها هم با کیفیت نسبتا خوبی ارائه میشد اما الان اوضاع طوری شده که توی استانی مثل بوشهر هم هر کدوم از دهات ها هم دانشگاه ازاد اوردن و اولین رشته هم معماری و البته کنار این شما پیام نور و ... هم لحاظ کنید . فقط میتونم بگم خدا به داد ما جوونا و این مملکت برسه با این به اصطلاح مدیریت