ما و پدرانمان در یک خیابان!

یادداشت نویسنده

ما و پدرانمان در یک خیابان! 

Author Note
We and Our Fathers on a Street!

خیابان انقلاب، جمهوری و بافت اطرافشان در مرکز تهران، از جمله مکان­هایی است که قدم زدن در آنها و دیدن چندین باره ساختمان­هایشان، همواره بر هر معماری، جذاب و نشاط آور است. این ساختمان­ها که اغلب یادگار دهه 40 و 50 شمسی است، تاریخ زنده­ای از معماری معاصر کشورمان هستند و به نوعی میراث گرانقدری از پدرانمان برای ماست. پدرانی که معماری برای آنها مفهومی متفاوت از آنچه ما آموخته­ایم و آنچه ما ساخته­ایم، داشت. به جرات می­توان گفت، نسلی از معماران در گذشته پدید آمدند که پس از آن، هرگز تکرار نشدند. اینکه تکرار ناپذیری آن معماران به واسطه شرایط آموزشی، فرهنگی یا اجتماعی حاکم بر زمان آنها بوده یا چه چیز دیگری، مساله این نوشتار نیست.

      ما و پدرانمان در یک خیابان!

اکنون شرایطی بر جامعه حاکم شده و نسلی پا به عرصه نهاده که چه بخواهیم و چه نخواهیم با یک جهانبینی دگرگونه؛ متفاوت و گاه متضاد از پیشینیان خود می­اندیشد. حال اینکه این تغییر در نگرش­ها به واسطه جهانی­شدن صورت پذیرفته یا ضعف­های سیستم آموزش یا ناکارآمدی فرهنگی و اجتماعی، نیازمند مطالعه وسیعی است. آنچه مسلم است اینست که پهنه وسیعی از عرصه شهری در اختیار ماست. خیابان­های بی در و پیکری که آماده­اند تا نسل ما با یک ژست روشنفکری از هیچ حرکت خلاقانه­ای در حقشان فروگذار نکنند و آنچه شایسته است را به عرصه ظهور برسانند. نتیجه کار هم روشن است، شهرهای هزار چهره­ای که خلاقیت از در و دیوار آنها می­بارد و بی­آنکه بدانیم، نمود آجری و بتنی خود ما و تفکرات ما هستند.

      ما و پدرانمان در یک خیابان!

سئوال اینجاست که اگر معماران 50 سال پیش از آرامگاه­هایشان برخیزند و معماری اکنون ما را ببینند، به ما چه خواهند گفت؟ شکی وجود ندارد که اولین گفته­شان این خواهد بود که بروید و در خیابان­های خودتان بازی کنید. شما را چه به خیابان­های ما! حق هم دارند. پس برای آرامش ارواح آن معماران، بیایید در خیابان­های خودمان معماری کنیم و کاری به کار ساخته­های گذشته­گانمان نداشته باشیم. اگر نمی­توانیم از معماری آنان به درستی محافظت کنیم، لااقل چیزی به آنها اضافه نکنیم و جداره­های زیبای شهریشان را با خلاقیت­های بلاوصف خودمان به بی­راهه نبریم. قطعا اگر به نوای روح پدرانمان گوش فرادهیم، هرگز شاهد این اتفاق نخواهیم بود که در یک خیابان با آنان شریک شویم و در نتیجه قضاوت را به آیندگان خواهیم سپرد تا در مورد دغدغه­ها و افکار هر نسل با سرکشی به خیابان­های آن نسل به درستی قضاوت کنند.

     ما و پدرانمان در یک خیابان!

لینک مطلب قبل: معمای دو سیستمی

آرش پوراسماعیل

/ 7 نظر / 54 بازدید
عرفان نظام

با سلام و خسته نباشید ؛با تشکر از مطلبتون که همیشه به فکر خیابان های با اصالت تهرون هستید ! به نظر من در گذشته(تا آنجایی که از گذشتگان و خانواده شنیده ام )احترام به حقوق همدیگر و احترام به جامعه در سیستم های آموزشی ؛فرهنگی و نهادهای مختلف در بین جامعه و یا حداقل در بین جامعه ی تحصیلکرده رواج داشت اما در عصر حاضر بوضوح میبینیم که هر نهادی مثل بانک ؛ بیمه؛ شرکت ها و ... و حتی سرمایه دارهای خصوصی دچار خود بزرگبینی مفرط شده اند و در طراحی ساختمانهایشان فقط و فقط به دیده شدن می اندیشند و بس ! حال خیابانهای شهرهایمان خیابانهای هزار رنگی میشوند که ....... !

دنیای موسیقی

سلام وبلاگ خیلی قشنگی دارید. مایلم باشما تبادل لینک کنم .شما ابتدا وبلاگ منو با آدرس www.violin.mahtarin.com و عنوان(دنیای موسیقی) لینک کنید و بعد به ویلاگم بیاید و وبلاگتون رو توی تبادل لینک هوشمند ثبت کنید اگر وبلاگ منو لینک کرده باشین شما خود به خود لینک می شید...... موفق باشید ..

علی

با سلام به بعضی از معماری های در حال حاضر نمیشه معماری گفت و به سیستم اموزشی و سیستم نظارتی شهری و ... مسائل دیگر مربوط میشود و بهتر است ما هر یک از خودمان شروع کنیم .

رامین

با عرض سلام من تو این بررسی که با دوست عزیزم اقای عبدالصمدی که در منطقه ولی عصر تبریز داشتیم با وجود این همه معمار تو این شهر به ندرت ساختمانی مناسب و قابل تجلیل به چشم میخورد . یکی از نتایجی که تو بررسی نمونه های این منطقه داشتیم این بود که معمارای این بناها "که چند نمونه رو میشه بهشون اشاره کرد که از فجایع معماری جهان میشه ازشون نام برد" درک درستی از زیبا شناسی معماری ندارند، که این مسئله هم از ضعف مبانی نظری در بسیاری از واحد های اکادمیک ناشی میشه . خلا ای که در این زمینه گریبانگیر جامعه معماری شده به شدت تمام جنبه های روحی و روانی فردی و شهری رو تحت الشعا قرار داده و باعث به انزوا کشیدن جامعه از همه جوانب شده . باید مسئولین دانشگاهی موثر در این زمینه و برنامه ریز های دروس دانشگاهی فکری به حال این خلا اطلاعاتی بیاندیشند وگر نه روز به روز شاهد زیانهای روحی روانی به تک تک افراد ساکن در کشور باشیم .

زهراحضرتی

کاملا منطقی است اما فراموش نکنید که معمار هم نیاز دارد که از طریق شغلش امرار معاش کند و فکر می کنید در این بازار ساختمان چند تا کارفرمای با شعور پیدا می شوند که بگذارند معمار کار درست انجام دهد ؟

زهراحضرتی

درک عمومی جامعه از زیبایی شناسی هم بر کار معمار تاثیر می گذارد برخی کارفرماها راحت تر با این مسائل هماهنگ می شوند . اما یک نظام هماهنگ کننده و مدیریت کلان هم نیاز است که این مشکلات را تا حدود زیادی حل کند و معمار فقط بنده بی چون و چرای کارفرما نشود و از او حمایت شود.

گلناز

فقط یه سوال برام پیش اومد که اگر معماران 500 سال پیش " از آرامگاههایشان برخیزند " و معماری 50 سال پیش مارو ببینند آیا تحسین خواهند کرد؟! بعید می دونم!!!!