لوکوریوزیه - طراحی برای انسان - Le Corbusier

 بازخوانی تاریخ - ١۴

لوکوریوزیه - طراحی برای انسان
بخش دوم

History Restatement - 14
Le Corbusier - Second Part

شماره 14 مجله "هنر و معماری" که در تابستان سال 51 منتشر شده، ادای دینی است به معمار شهیر قرن بیستم، "لوکوربوزیه". آنچه در ادامه می­خوانید، بخش‌هایی است از مقاله‌ای با همین عنوان که به گردآوری نظرات معماران ایرانی درباره "لوکوربوزیه" پرداخته و کارهای این معمار فرانسوی را مورد بررسی قرار داده.

     لوکوریوزیه - Le Corbusier

مهندس محمدرضا مقتدر، درباره لوکوربوزیه چنین نوشته است:

لوکوربوزیه، متفکر، فیلسوف، جامعه شناس، شهرساز، طراح، نقاش، مجسمه ساز، نویسنده و بالاخره معمار، از سال 1910 که 23 سال داشت تا 1965 که چشم بست، به دنیای ما فرهنگی تازه عرضه کرد. تاثیر افکار پیشروی او از برزیل تا ژاپن به چشم می‌خورد. او رفاه آدم‌ها را زیر آسمان - زیر آفتاب - کنار درختها با مصالحی پر از غرور، سیمان پاک و آهن سخت درهم می‌آمیخت. لوکوربوزیه در جستجوی هم آهنگی و وحدانیت بود. او عقیده داشت که قرن بیستم، برای انسان‌ها، بنایی نساخت، برای پول سازندگی کرد. لوکوربوزیه، معمار واقف دوره ماست. معماری برای وی نقطه حرکتی بود در یک فرهنگ وسیع. او اندازه طلایی را سنجید، اندازه‌هایی را که کنار هم به گروه آورد، بدی را مشکل و خوبی را آسان کرد. بیشتر طرح‌های خود را بر اساس برداشتش از اندازه طلایی ترسیم و اجرا کرد.

او به معماری این دوره با غصه می‌نگریست. ساکت نمی‌نشست، مردی مبارز بود. مانند معماران قرون گذشته در کارگاه و در کنار آثارش می‌زیست تا بنا ساخته شود. انیشتن، پیکاسو و سایر دوستانی که برای او و تعصبش احترام قائل بودند به کارگاه ساختمان‌هایش می‌رفتند تا سطوح بتن مقدسش را از نزدیک تماشا کنند. لوکوربوزیه، حجم‌های بناهایش را با مقیاس انسانی، ترکیب می‌کرد. در طرح‌های او، آدم‌هایی که حرکت می‌کنند، خطوط زمین‌ها یا خطوط معماری را احاطه کرده است. در حالیکه به عوامل طبیعت در معماری معتقد بود، مدام به انسان می‌نگریست، برای انسان طرح می‌ریخت و برای انسان بنا می‌کرد.

منبع: مجله هنر و معماری. شماره ١۴. تیر  - شهریور ١٣۵١

لینک مطلب قبل: لوکوربوزیه - زمین به انسان تعلق دارد

آرش پوراسماعیل

/ 6 نظر / 45 بازدید
الناز

مطالبتون همه عالی و خواندنی هستند، واقعا خسته نباشید.

الناز

روز معمار مبارک

م - ج

سلام تو یکی از خیابونهای شهر دنبال عابر بانک می گشتم، چند قدم جلوتر یه آقا پسر تقریباَ 18-19 ساله داشت عبور می کرد و از روبروش یه خانم و آقا می اومدند و آقا نابینا بود و با تلفن صحبت می کرد. پسر جون تنه محکمی به نابینا زد و تلفنش نقش زمین شد و بعد با کمال پرروئی برگشت و شاکی شد خانم همراه نابینا فوری از پسر جون معذرت خواهی کرد، از این صحنه خیلی شوکه شدم و به خانم گفتم کسیکه معذرت بخواد اونه نه شما !!! به یکباره یاد سخنان دکتر شریعتی افتادم. نمی دانی ؟ چه می دانی که انسان بودن و ماندن چه دشوار است در این در این دنیا. چه رنجی می کشد آن کس که انسان است. در این دنیای بی سامان که مردانش ( انسان ) عصا از کور می دزدند ، من خوش باورِ ساده محبت جستجو کردم. فکر می کنم لوکوربوزیه نیز این رنج رو با خودش داشت.

میلاد شهریاری

انسانی که به یک انقلابی بیشتر شبیه بود تا یک معمارو......

کــــافه معمـــارها

سلام جناب آقای پوراسماعیل......... از آنجایی که مدت هاست که با وبلاگ پربار شما آشنا بوده ایم ............از شما خواهشمندیم که با نظرات خودتان ما را در راه بهبود وبلاگ تازه تاسیسمان که گام در هدفی بزرگ برداشته ، یاری فرمایید . ممنون http://cafememarha.persianblog.ir

استاد از دستتون ناراحتم دیگه وبلاگتون نمیام.رستوران های مارو نذاشتین