پایداری ابدی مفهوم خیابان
ضیافت معماری - ۴
پایداری ابدی مفهوم خیابان
Architectural Banquet - 4
Immortal Stability Of Street's Concept
در وهله نخست آنچه که از عنوان خیابان متصور میشویم ایجاد ارتباط بین قسمتهای مختلف یک مجموعه شهری است. اگر این کارکرد ابتدایی را بیشتر موشکافی کنیم درخواهیم یافت چنین عملکردی پایه حیات هر ارگانیسم زندهای است.بطور مثال سلسه اعصاب و شبکه خونرسانی در بدن یا خطوط تلفن، نیرو، گاز و ... که همگی نوعی ارتباط را در یک زمینه خاص سامان میبخشند. اما فارغ از کارکرد صرف ارتباطی در موضوع خیابان با یک رشته عملکردهای اجتماعی و فرهنگی در این عرصه روبرو میشویم. اگر خیابان را در یک بازه زمانی مثلا صد ساله و در یک شهر معین مورد کنکاش قرار دهیم درخواهیم یافت عملکرد اجتماعی خیابان در این دوره به تدریج رنگ باخته و با ورود اتومبیل و افزایش سرعت حرکت، کارکرد ارتباطی آن پررنگ تر شده است.
به خوبی میدانیم که تعاملات انسانی نشات گرفته از حضور پررنگ انسان و وجود دادوستد اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی او با سایرین میباشد. امروزه به سمتی در حرکتیم که کم کم موضوع اصلی انسانی را فراموش کرده و حرکت و سرعت را جایگزین آن نمودهایم. اما این تمام ماجرا نیست. سیاست گذاری اخیر کشور پا را از این هم فراتر نهاده و مفهوم انسان را به حدی تنزل داده که از ابزارهای انتظامی و پلیس به عنوان نیرویی برای ساماندهی حرکت انسان در پیادهروها استفاده میکند. اکنون پلیس عابر پیاده فرمان میدهد که ایستادن در پیادهرو خیابان ممنوع است. تجمع بیش از سه نفر ممنوع است. تعامل اجتماعی در خیابان ممنوع است. صحبت کردن و منتظر ماندن برای دیگران ممنوع است و دهها ممنوعیت و محدودیت دیگر که هیچگاه سابقه نداشته است. اکنون تمام سیاست گذاران فرهنگی و اجتماعی کشور تمام نیروی خود را بسیج کردهاند تا کارکرد غیر ارتباطی خیابان را از میان بردارند. این سیاست در سالهای اخیر با تبدیل پیاده گذرهای شهر به مسیر حرکت خودرو و دور کردن انسان از تجمع و تعامل پیگیری شده است.
اما جالب است که ما همواره از استبداد رضاخانی ناله سردادهایم و سیاستهایی را که در دوره پهلوی اول برای تخریب بافتهای تاریخی و بسیاری از گذرها و کوچهها به بهانه ایجاد مسیر خودرو انجام گرفت محکوم کردهایم. اما اکنون آنچه که مورد هتک حرمت قرار میگیرد نه کوچه و گذر بلکه والاتر از آن شان و منزلت انسانی است. اکنون دیگر خیابانها محل ابراز وجود انسان و تعاملات اجتماعی او نیست و آنچه حاکم است از جنس دیگری است. شاید تنها حضور پررنگ انسان در خیابان محدود به برگزاری مراسم عزاداری یا راهپیمایی در ایام خاصی باشد که آنهم صرفا با ایدئولوژی طیف خاصی از جامعه رهبری میشود و همچنان انسان به عنوان والاترین موجودات به عنوان حقیرترین آنها در خیابان معنی مییابد. اما آنچه که روشن است این است که تا انسان وجود دارد و تا زندگی و حیات ادامه دارد هیچ نیرویی نخواهد توانست مانع از ظهور خواستهای ذاتی او گردد و در این راستا مفهوم خیابان نه تنها به عنوان عنصری ارتباطی بلکه به عنوان شریانی انسان محور تجلی خواهد یافت و گستره معنایی آن تا ابد پایدار خواهد ماند.
آرش پوراسماعیل


