ضیافت معمارانه - ۲

 

خلاقیـت - معمـاری/ مبـاحثه در فضای رویداد

 

Architectural Banquet – 2

Initiative - Architecture / Discussion in Eventspace

 

          خلاقیت - معماری - مباحثه در فضای رویداد

اولدوز فضلعلی: از دیدگاه من، جهت شروع بحث پیرامون موضوع ضیافت یعنی "خلاقیت - معماری"؛ در ابتدا باید کلمات خلاقیت و معماری را جداگانه بررسی و تحلیل کنیم. در قدم نخست به نظر من، خلاقیت یعنی داشتن دیدگاهی متفاوت، نشأت گرفته از یک ذهن برتر.

 

آرش پوراسماعیل: از نظر من هر موجودی که صاحب فکر است یعنی منحصراً انسان، دارای درجاتی از خلاقیت می­باشد؛ یعنی انسان موجودی است که ذاتاً دارای ذهنیت خلاق است. مباحثه پیرامون خلاقیت و معماری زود است و جای درنگ دارد. دغدغه من بررسی و شناخت ماهیت خلاقانه در هر حوزه­ای است. چالش ذهنی من قبل از هر چیز، کشف این قضیه است که آیا خلاقیت و آفرینش دو مقوله جدا از هم هستند و یا هر دو یک مفهوم را می­رسانند.

 

ا.ف: قطعاً خلاقیت و آفرینش، ریشه کلامی واحدی دارند اما به جهت پیشبرد بحث بهتر است این دو کلمه را با بار معنایی متفاوتی در نظر بگیریم. مثلاً چنین فرض کنیم که خلاقیت رویکردی عمومی دارد و هر انسانی به نوعی خلاق است اما آفرینش رویکردی متعالی دارد.

 

آ.پ: من کاملاً با این دیدگاه شما موافقم. از نظر من هم، خلاقیت موضوعی متفاوت از آفرینش است. جهت خلاق بودن، ذهن انسان با بهره­گیری از Sampleهای ذهنی خود که در حافظه و در طول زمان ذخیره شده­اند و پردازش آنها، داده­هایی نو بوجود می­آورد که الزاماً به معنای آفرینش نیست. من به واژه­ای یونانی رجوع می­کنم. واژه­ای به نام "پوئتیک"، که در زبان یونانی به معنای ساختن چیزها از طریق دمیدن روح عشق و زندگی در آنها و به لحاظ زیبایی شناسی، خوشایند کردن آنهاست. از نظر من، "پوئتیک" یعنی آفریدن و این جدای از خلاقیت صرف است که می­تواند فارغ از زیبایی شناسی یا روح عاشقانه باشد.

 

ا.ف: شما به واژه جالبی اشاره کردید. "پوئتیک" در یونان باستان، در حوزه آفرینش و به خصوص در حیطه شعر و شاعری مطرح گردید و به چیزی اطلاق می­شد که فراتر از ماده و درحوزه متافیزیک بود و این آفرینش، لحظه­ای حاصل می­گشت که شاعر به حالت شوریدگی یا جنون می­رسید. می­خواهم بگویم شعر به معنای پوئتیکی آن، در واقع گشودن دربی به سوی وجود یا حقیقت است و این چیزی بود که در یونان باستان نیز به شعر جنبه­ای مقدس می­داد و سخن خدایان به شمار می­رفت.

 

آ.پ: آفرینشی که به معنای ساختن چیزها از طریق دمیدن روح عشق و زندگی در آنهاست در واقع نمونه­ای کوچک از سیر خلقت الهی است که در بشر نیز به ودیعه گذاشته شده است. همانگونه که انسان مخلوق خداوند است، آفرینش­های انسان نیز که با عشق و احسان همراه­اند و به لحاظ زیبایی­شناسی خوشایند و زیبا هستند، محصول کنش سرشت الهی او در امر ساختن است. حال برگردیم به موضوع خلاقیت و آفرینش.

 

ا.ف: با این حساب شاید بتوان گفت، خلاقیت و آفرینش در امتداد هم هستند. یعنی انسان به درجه­ای از خلاقیت می­رسد که دست به آفرینش می­زند.

 

آ.پ: اگر اینگونه به موضوع بنگریم، درک تازه­ای از خلاقیت و آفرینش خواهیم داشت. و به این نتیجه می­رسیم که آفرینش درجه­ای بالاتر و مهم­تر از خلاقیت است. حال بهتر است این عناوین را با مفهوم معماری بیامیزیم.

 

ا.ف: حال چگونه می­توان در حیطه هنری مانند معماری یا هر هنر تجسمی دیگری به خلاقیت و آفرینش دست یافت؟ آیا ابزارهایی برای کمک به تقویت توان خلاقه در انسان وجود دارد؟

 

آ.پ: بله، به نظر برخی محققین، دو ابزار تخیل و تصور در ذهن آدمی، ابزارهایی قدرتمند و در عین حال لازمه ایجاد خلاقیت در هر بستری می­باشند. حتی با وجود استعداد ذاتی در یک زمینه هنری مانند معماری، فرد بدون داشتن تخیل و تصور قدرتمند، توان خلاقانه چندانی نخواهد داشت.

 

ا.ف: از نظر من، تخیل و تصور در کنار استعداد ذاتی لازمه داشتن توان خلاقه است، اما حتی افرادی که فاقد استعداد ذاتی در یک زمینه خاص هنری همانند معماری هستند نیز می­توانند با پرورش و توانمند کردن این دو ابزار، به درجاتی از خلاقیت دست یابند. حال با این پیش فرض چگونه می­توان تعریف مناسبی از تخیل و تصور ارائه کرد؟

 

آ.پ: طبق تعاریف گوناگونی که از این دو صورت گرفته، می­توان به این نتیجه رسید که تخیل به نوعی بازنمود ذهنی واقعیت­ها می­باشد ولی تصور، توانایی ذهن برای دیدن آنچه که هست؛ مشاهده واقعیت؛ باز آفرینی و تکرار آن است که می­تواند با تغییر اندکی، باز نمود تصویر واقعیت در ذهن باشد.

 

ا.ف: با این حساب در صورتی که از تخیل و تصور بتوانیم بصورت توأمان استفاده کنیم، باعث ارتقای واقعیت خواهیم شد و به این حالت می­توان تصور بارور شده اتلاق کرد که دقیقا رکن اصلی خلاقیت است و در درجات بالاتر به آفرینش منتهی می­شود.

 

آ.پ: حال چگونه از این دو عنصر برای پیشبرد قوه خلاقانه در معماری استفاده کنیم؟ اصلاً چگونه می­توان قوه خیال و تصور را پرورش داد؟ آیا این یک بازی ذهنی و تمرین و تکرار است که باعث رشد آنها می­گردد یا ملزوماتی وجود دارد که به کمک تخیل و تصور آمده و باعث اوج­گیری قوه خلاقه می­گردد؟

 

ا.ف: قطعاً بسترهای متنوعی برای پیشبرد این اهداف وجود دارد، بطور دقیق­تر می­توان به آیتم­های بکار برده شده در سیستم آموزشی برخی اساتید معماری اشاره کرد، که برخی از آنها از این قبیل­اند: 

     - شعر و ادبیات

     - هندسه 

     - فرم 

     - استعاره 

     - تاریخ 

     - فرهنگ 

     - پارادوکس و متافیزیک 

     - مصالح 

     - طبیعت

     - ...

آ.پ: پس باید به این مضمون معترف شویم که سیستم آموزش معماری نقش بسزایی در افزایش قدرت خلاقیت نسل نوی معمار بر عهده دارد. حال سوالی هم در این میان پیش می­آید و آن اینکه اساتید و آموزگاران معماری هم باید افرادی خلاق باشند و یا می­توانند بدون داشتن این مزیت، با تکیه بر آیتم­های فوق، معمارانی خلاق پرورش دهند؟

 

ا.ف: وجود اساتیدی که خود دارای قوه خلاقه قدرتمندی هستند برای آموزش معماری موهبتی است ولی ممکن است اساتیدی هم باشند که چندان شناخته شده و برجسته نباشند و حتی کارهای معماری فوق­العاده­ای در کارنامه خود نداشته باشند اما با بکارگیری روش­های صحیح آموزش بتوانند دانشجویان خود را به مسیری رهنمون شوند که قوه خلاقیت آنها در سایه پرورش تخیل و تصور تکامل یافته و در آینده به معمارانی برجسته­تر از اساتید خود بدل گردند و این همان بستر مناسب آموزش معماری است.

 

آ.پ: بله، آنها می­توانند مولدهایی برای شکوفا شدن استعدادهای واقعی معماری گردند. آنها باید به دانشجویان خود بیاموزند که چگونه از قدرت استعداد ذاتی خود به موازات قدرت تخیل و تصور استفاده کنند و چگونه با بهره­گیری از آیتم­های مورد بحث، به ستارگانی در دنیای معماری بدل گردند.

 

ا.ف: در میان مباحث فوق، نکته­ای مستتر مانده است و آن شناخت تفاوت خلاقیت در معماری و خلاقیت در سایر هنرها همانند نقاشی، مجسمه­سازی و... است که به نظر من چون مخاطب معماری گستره وسیعی از جامعه است، خلاقیت می­بایست توأم با جذابیت برای عموم باشد. چرا که مخاطب اثر معماری صرفاً شخص هنرمند نیست و این کار را دشوارتر و خلاقیت را محدودتر می­سازد ولی در هنری مانند نقاشی، هنرمند می­تواند صرفاً مخاطب اثر خود باشد و محدودیتی برای طرح موضوع خلاقانه نخواهد داشت.

 

آ.پ: پس با این حساب می­توانیم بگوییم که در حیطه معماری، "خلاقیت مفید" و "خلاقیت مخرب" وجود دارد و حتی گفته می­شود نوع سلایق مخاطب هم بر خلاقانه شمردن یک اثر تأثیر گذار است. بطور مثال اگر یک پروژه معماری دارای ویژگی­های بصری "غیر طبیعی" و "منحصر بفرد" باشد، بخت و اقبال بیشتری را برای مورد توجه عام قرار گرفتن به عنوان نوعی اثر خلاق خواهد داشت. اما پروژه­ای که در نظر نخست تداعی­گر آنچه که قبلا دیده شده است باشد، حتی به رغم صداقت و صراحت، ممکن است از توجه لازم بر کنار بماند.

 

نتیجه گیری فضای رویداد: در یک چارچوب کلی برای نتیجه­گیری از مباحث شکل گرفته می­توانیم بگوییم: "می­توان خلاق بود و می­توان به معماری مؤلف تبدیل شد و این جز در سایه یک آموزش صحیح؛ پرورش قوه تخیل و تصور؛ به کار بردن موازی این دو و استفاده از آیتم­های خلاقیت میسر نخواهد شد. اما برای اینکه واقعاً به مرحله آفرینش در معماری دست یابیم، باید در کنار خلاق بودن به آثار خود روح عشق و زندگی دمید و به زیبایی­شناسی حقیقی دست یافت که در این صورت می­توان گفت به یک هنرمند معمار بدل شده­ایم و به عرصه­ای از معماری که هنر است قدم گزارده­ایم".

                          

ضیافت معمارانه با موضوع "خلافیت معماری" به همت محمد رضا شیرازی:

نصیر زرین پناه

سیاوش کرباسی

کوروش رفیعی

پوریا پارسا

مرتضی میرغلامی

الهام علوی زاده

محمد باغبان فتوت

احمد رضا

آزاده شاهچراغی

زهرا غیور

محسن کمالی

آرش پوراسماعیل - اولدوز فضلعلی

سارا ثابت

مهرو

محمد رضا شیرازی

علیرضا تغابنی

بختیار لطفی

کمال یوسف پور

نینا شاهرخی

خشایار کاشانی جو

فراز سلیمانی

حسام عشقی

                    



موضوعات: