گفتار معماری– 4

زیبایی شناسی از دیدگاه­های مختلف

Speech of Architecture- 4

Aesthetic from Various Viewpoints

مباحثی چون زیبایی شناسی از دیر باز تا کنون مطرح بوده و در هر دوره تاویل و تفسیر گشته است، ما در اینجا به تلخیص به بررسی آن می­پردازیم.

        تصاویر از چپ به راست: افلاطون - ارسطو - فلوطین - کانت - نیچه

 "آیس ته سیس" در زبان یونانی به معنای ادراک حسی و معنای ثانویه آن زیبایی شناسی است. زیبایی در عهد باستان یعنی تناسب و آنچه که بر اساس یافته­های هندسی فیثا غورسیان شکل می­گیرد. معماری یونان به عنوان یک معماری متناسب، زیباست. "ویترویوس" نیز در 10 کتاب خود، به همین ترتیب از زیبایی شناسی یاد کرده است.

            

افلاطون به عنوان کسی که جهانی دوآلیسم دارد، جهان خود را به دو قسمت "فرم­ها" و "ایده­ها" تقسیم نموده است و هر آنچه در این جهان موجود است، یک کپی از جهان ایده­ها می­داند و در "رساله جمهور" خود چنین می­گوید: "چرا چیزها خود را به ما زیبا نشان می­دهند، زیبایی حقیقی در جهان ایده­هاست و چون زیبایی­ها در آن جهان دارای هندسه هستند، در این جهان کپی­ها، زیبا به نظر می­رسند و دارای ریتم و تناسب هستند. چیزی که زیباست، حتما خیر و خوبی است و چون خوب است، زیبا و سودمند، چیزی که سودمند نیست، زیبا هم نیست."

          

ارسطو به عنوان نفی­کننده اندیشه­های افلاطون و فردی طبیعت گرا، "فوسیس" را مطرح می­کند، طبیعتی که دارای سرشت و زی­شعور است. مبحث زیبایی شناسی او شامل دو مورد است: یکی زیبایی موجود در طبیعت که همان "فوسیس" است و دیگری زیبایی اشیاء هنری است. زیبایی نوع دوم مهمتر است چون هوش انسانی در آن دخیل می­باشد.                                        

فلوطین یا شیخ یونانی، اندیشمند یونان باستان و پایه گذار مبانی مسیحیت؛ از جهانی واحد سخن می­گوید که همه از نور است. نوری که در اثر جامد شدن، اشیاء را تشکیل می­دهد، نور زیباست، پس آنچه که هست، همه زیبایی است.

از رنسانس تا قرن 18 هیچ مبحثی در مورد زیبایی شناسی مطرح نگشت. در قرن 18 مباحثی چون"،"Sublime "ترس و هیجانی که از دیدن یک اثر هنری به همراه لذت در انسان بوجود می­آید"، نمود پیدا کرد و نظریه پرداز آن "سر ادموند بروک" بود. 

                          

ایمانوئل کانت که از زوایایی تحت تاثیر "بروک" قرار داشت، در سه نقد خود به نام " نقد اول- سنجش خرد ناب"، " نقد دوم- اخلاقیات" و " نقد سوم- نقد قوه ذوق یا نقد قوه حکم (زیبایی شناسی)"، زیبایی را وابسته به سلیقه و ذوق می­داند و می­گوید: "حکم به زیبایی، حکم به ذوقیات است، پس زیبایی نسبی است. ذوقیات، بستگی به فرهنگ، دین و اعتقادات دارد، در نتیجه در مناطق مختلف، متفاوت است. زیبا آن است که نفع، ضرر و سودی برای من نداشته باشد، یعنی دارای زیبایی فی­الذات باشد. زیبایی دو گونه است: "Beauty" و "Sublime". ما دو نوع "Sublime" داریم، "Sublime Dynamic"، یعنی خردی که بزرگ به نظر می­رسد، مانند کلیساهای گوتیک و "Sublime Mathematic"، مانند عظمت آسمان و نور.

 

فریدریش نیچه در نقض اندیشه­های کانت از زیبائی به عنوان عاملی لذت­بخش و منفعت­رسان یاد کرد. و 150 سال بعد هایدگر، نیچه را به کج فهمی آثار کانت متهم نمود.

در زیبایی شناسی قرن بیستم، ما شاهد شکل گیری "امر زشت" هستیم که به موازات "امر زیبا" شکل می­گیرد و امری فی­الذات است. قبل از این قرن زشتی و زیبایی در مقابل هم قرار داشتند، اما در این عصر، حس "امر زیبا" و صورت لذت بردن آن مساوی حس "امر زشت" و صورت لذت بردن از آن است. "امر زشت" زمانی جذابیت دارد که با آن همراه می­شویم ولی احساس امنیت در آن آیتم مهمی است.

در زیبایی شناسی پست مدرنیسم با سه واژه "Camp" همانند چیزهایی که در کارناوال­ها به چشم می­خورد، "Kitsch" یعنی اشیائی که بنجول و بیهوده است و "Grotesque" مواجه می­شویم. البته "Grotesque" در دوران رنسانس نیز در حیطه هنر مطرح گشته بود و به معنی "مضحک، مسخره و حس تنفر و وحشت از دیدن یک اثر هنری" است، همانند تابلوی "گروتایم" رافائل که با دفورمه کردن تصویر شخص، آن را از مسیح به شیطان تبدیل نمود. 

 

مطلب مرتبط: نظریه های ملاصدرا در فلسفه عشق، هنر و زیبایی شناسی 

اولدوز فضلعلی 

   



موضوعات: