وبلاگ نویسی معماری

  

هایـــپر کیــــوب مجــــازی در معمـــاری

  

   

Architecture Blogs

Metaphorical Hyper Cube in Architecture

    

  

هايپرکيوب مجازی در معماری  

در حدود پنج سال از پدیده وبلاگ نویسی در ایران سپری شده است؛ وبلاگها به سرعت به رسانه­های فردی و گاه گروهی در دنیای مجازی تبدیل شده­اند و مخاطبین بیشماری را جذب خود کرده­اند. در این میان، وبلاگهای تخصصی جایگاه خاصی را در اطلاع رسانی و همچنین تولید محتوای فارسی در اینترنت به خود اختصاص داده­اند. وبلاگهای تخصصی زیرگروه­های متنوعی را شامل می­شوند که یکی از آنها وبلاگهای حوزه معماری است. در طول پنج سال گذشته بطور مداوم وبلاگهای متنوعی در این عرصه شروع به فعالیت نموده­اند. برخی در همان آغاز کار، اشتیاق خود به ادامه مسیر را از دست داده­اند و برخی دیگر بطور مستمر و جدی در تلاش و تکاپو برای ادامه کار و افزایش کیفیت و جلب رضایت مخاطبین خود بوده­اند. اما عجیب­ترین جنبه این تکنولوژی در جذابیت خاص آن است به گونه­ای که وبلاگها را به بخشی جدا نشدنی از زندگی فردی افراد تبدیل کرده است. شاید رمز این جذابیت در ارتباط دوسویه­ای است که میان نویسنده و مخاطب ایجاد می­شود. از سوی دیگر هر کس فارغ از نام و اعتبار در این دنیای مجازی همسطح تمام افراد دیگری است که نام و اعتبار خود را تنها از مطالب خود می­گیرند. با این حساب وبلاگها روز به روز به ابزار قدرتمندتری برای اطلاع رسانی و ارتباطات تبدیل می­شوند اما شاید هیچگاه یک وبلاگ با تمام جذابیتش به قدرتمندی سایر رسانه­ها نباشد چراکه میزان دسترسی به اینترنت در ایران بسیار پایین­تر از استانداردهای جهانی است و کاربرانی هم که از این تکنولوژی استفاده می­کنند کمتر از جنبه­های تخصصی آن بهره می­برند.

با تمام این اوصاف باید گفت که وبلاگهای گروه معماری یکی از موفق ترین گروههای تخصصی در میان وبلاگهاست چراکه از یک سو افزایش میزان دانش آموختگان معماری و اشتیاق آنها به ارائه کارهای خود و از سوی دیگر دسترسی سریع و آسان به تمامی منابع اطلاعاتی در اینترنت باعث شده تا رشته معماری به یکی از خبرسازترین و جذاب­ترین حیطه ها بدل گردد. از سوی دیگر افزایش چشمگیر پروژه­های بین­المللی معماری و جهانی شدن این رشته و رشد سریع آن به سبب رشد بالای اقتصاد جهانی، معماری را نه تنها برای معماران بلکه برای قشر گسترده­ای از مردم جذاب نموده است. گاه اخبار و مطالبی که در وبلاگها منتشر می­شود ماهها بعد در نشریات تخصصی منعکس می­گردد و این خود نقطه قوت دیگری در کنار سایر جذابیتهای چند رسانه­ای برای وبلاگها محسوب می­شود.

اما هدف نگارنده از ارائه این قسم مطالب گاه تکراری طرح مسئله دیگری است. به باور بسیاری، برخلاف عمومیت وبلاگها، حوزه عملی معماری در ایران در اختیار قشر محدودی از جامعه معماری است و اغلب معماران جوان به سختی می­توانند به پروژه­های اجرایی دسترسی داشته باشند و گاه کارها از یک مشاور بزرگ دست به دست شده و با فراز و نشیب بسیار در اختیار یک گروه تازه کار قرار می­گیرد و چه بسا که انگیزه و توانمندی جوانان این عرصه و نیز شناخت آنها از تحولات جهانی معماری به مراتب به تجربه چندین ساله مشاورین تراز اول چربش داشته باشد. اما به سبب دسته بندی­ها و باندبازی­هایی که منجر به تقسیم پروژه های کلان معماری میان چند مشاور انگشت شمار شده است این روند به این سادگی قابل تغییر نیست.

در نهایت آنچه که از این مکتوب می­خواهم نتیجه گیری نمایم ایجاد یک تشکل صنفی مجازی در معماری است که به گمانم تاکنون در هیچ رشته­ای به گستره معماری به وقوع نپیوسته باشد. اگر تک تک وبلاگهای معماری را به مثابه یک واحد کوچک تولید خبر و محتوا یا یک مکعب کوچک در نظر بگیریم از هزارتوی این دنیای بیکران مجازی می­توان به یک هایپر کیوب مجازی یا یک ابر رسانه معماری دست یافت که به سبب سرعت اطلاع رسانی و قشر عظیم مخاطب در عرصه جهانی هیچ کس را یارای ایستادن در برابر آن نخواهد بود. قطعا چنین رسانه­ای خواهد توانست به مرور زمان منافع گروهی بنیانگذاران آن را تامین نماید و از سوی دیگر آینه­ تمام نمای معماری ایرانی باشد. اما این هدف عملی نخواهد شد مگر اینکه با سعه صدر و نیز با انگیزه حمایت از تک تک قطعات این پازل وارد عرصه شویم. از تمامی کسانی که دستی به قلم دارند یا کار سازنده­ای کرده اند حمایت کنیم و روز به روز هم به لحاظ کمی و هم به لحاظ کیفی همدیگر را تشویق به بهبود کار نماییم. به وبلاگها صرفا به عنوان حوزه شخصی و قلمرو فردی ننگریم بلکه مسئولیت خود را در قبال یک رسانه جامع معماری درک کنیم. در این میان اساتید دانشگاه­ها نقش تعیین کننده­ای خواهند داشت چراکه باید مشوق دانشجویان در ارائه کارهایشان در اینترنت باشند و حتی پیگیر تاسیس سایتهای اختصاصی برای جمع آوری و ارائه کارهای دانشکده­های معماری باشند. اگر پروژه های دانشجویی، پایان نامه­ها، منابع مطالعاتی و سایر کارهای اجرایی به مرور وارد فضای مجازی شوند، در آینده شاهد ایجاد گستره عظیمی از اطلاعات آنلاین خواهیم بود که خواه ناخواه مخاطبین بیشماری را به سوی خود جلب خواهد کرد و بر توانمندی این رسانه گروهی خواهد افزود. شاید با توسل به این ایده به مرور زمان با آگاهی دادن به جامعه و نقد مداوم کارهای معماری خود و دیگران بتوانیم روزی اصل دانایی محوری را سرلوحه خود قرار داده و شایسته سالاری و عدالت در تقسیم کار و نوآوری در معماری ایرانی را شاهد باشیم.

آرش پوراسماعیل

 

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

   

نظرات سایر دوستان :

 

حسام عشقی: تجربه ی مسابقه ی وبلاگ نويسی تجربه خوبی برای شناخت وبلاگ های جديد التاسيس بود . چه بسا برگزاری همايشی پس از مسابقه پيرامون اين موج در دنيای مجازی بسيار جالب و مفيد می نمود / ايده خوبيست در صورتی که از طريق اينترنت هدايت نشود .

  

کمال یوسف پور: سلام بر دوستان بسیار عزیزم در فضای رویداد که همچنان با پشتکاری قابل تحسین به فعالیت ارزشمند خود ادامه می‌دهید و هر روز شاهد پختگی بیشتری در مطالب این وبلاگ هستیم و الحق که شروع به کار وبلاگ شما رویدادی ماندگار در این فضای مجازی بود که تاثیرات آن در آینده بیشتر خود را نشان خواهد داد.

آرش عزیز ایده جالبی را مطرح کرده‌ای: ایجاد تشکل مجازی. من هم به شدت با این ایده موافقم و معتقدم می‌تواند تاثیرگذاری زیادی در جامعه حرفه‌ای و دانشگاهی معماری داشته باشد ... اما با تجربه‌ای که از چهار سال فعالیت در این دنیای مجازی دارم و تجربه اخیر مسابقه وبلاگ‌های معماری که در آن خیلی‌ها هدف اصلی را فراموش کردند و به حاشیه پرداختند و کاری کردند که دیگر کسی جرات و جسارت پرداختن به چنین کاری را نداشته باشد (جا دارد در همین جا از ایمان بستامی عزیز یاد و از او تشکر کنم)، تحقق این ایده را تا حد زیادی دور از ذهن می‌پندارم.

همچنین من با پیشنهاد حسام عشقی برای برگزاری همایش و عدم هدایت تشکل از طریق اینترنت مخالفم، چرا که این کار ایده تشکل را از ماهیت اصلی آن که مجازی بودن است دور می‌کند و سرعت کار و عدم تمرکز مکانی و زمانی را از بین می‌برد. البته به تحقق این کار نیز چندان نمی‌توان امیدوار بود، چون مثلا برای فراخوان ابوالفضل حبیبی جهت دیداری کوتاه (از نوع واقعی و نه مجازی) در نمایشگاه کتاب، چند نفر حاضر شدند؟ (تعداد حاضران به 10 نیز نرسید!)فکر می‌کنم تعداد اندک کامنت‌های این پست گواه روشنی بر تردیدهای من برای تحقق این ایده باشد ... آرش شاید اگر از بختیار لطفی ذکری به میان می‌آوردی یا همچون توکای مقدس به روزمره‌نویسی می‌پرداختی (البته من هنر بی‌بدیل توکا نیستانی را در این کار نفی نمی‌کنم) الان رکورد کامنت‌هایت شکسته می‌شد، ولی خودت می‌بینی برای موضوعی که به نوعی به تمام وبلاگ‌های معماری مربوط می‌شود چه تعداد کامنت در رد یا تأیید این ایده نوشته شده است؟ ...

نگاهی به لینک‌هایی که به وبلاگ‌های معماری داده‌ای بینداز، ببین چندتا از آنها بطور مرتب و لااقل هفته‌ای یکبار (حتی ماهی یکبار) آپدیت می‌کنند. آیا بسیاری از آنها را می‌توان به مثابه یک واحد کوچک تولید خبر و محتوا در نظر گرفت؟ اینکه به وبلاگ‌ها صرفا به عنوان حوزه شخصی و قلمرو فردی ننگریم، حرف بسیار خوبی است اما همسایگانت تا چه اندازه پایبند این موضوع هستند؟سخن بسیار است ... فعلا اینها را نوشتم تا شاید فتح بابی برای طرح موضوعات مرتبط با این ایده باشد و بتوانیم با کمک دوستان بحث را ادامه دهیم.

  

بختیار لطفی: اين صفحه را باز كرده بودم كه يكي از دوستان آمد و پشت مانيتور من نشست، تا چشمش به عنوان هایـــپر کیــــوب مجــــازی در معمـــاری افتاد اينگونه گفت: اي بابا مگر توي فيزيكي اش كاري كرده‌ايم كه به مجازش فكر كنيم!

چگونگی انجام اين ايده را با توجه به مجازی بودن آن، از آنجا که امری تخصصی است، بايد كساني كه در اين حوزه فعالند مورد بررسي قرار دهند. اما:

مباحثي كه كمال مطرح كرده است بسيار شبيه به وضعيتي است كه در حوزه فيزيكي رخ مي‌دهد. با توجه به تجربياتي كه در حوزه فيزيكي موضوع دارم مايلم به چند نكته اشاره كنم:

به باور من

ـ ايجاد و اداره يك تشكل غير دولتي، يك تخصص است و آموزش‌هاي ويژه‌اي را مي طلبد. به هيچ وجه نبايد از آن غافل بود.

ـ اين كار نياز به زمان دارد.

ـ در يك چنين سازمان‌هايي، رهبري كليدي‌ترين نقش را برعهده دارد و حتي كاريزماتيك بودن شخص يا مجموعه رهبري نيز مهم است.

ـ باتجربه بودن مجموعه رهبري يك معيار مهم و كليدي است.

ـ منابع مالي را نبايد دست كم گرفت. تامين منابع مالي، حداقل در شروع كار به عهده هيات موسس است. به عبارتي هيات موسس بايد داراي امكانات، منابع مالي و نفوذ باشند.

ـ تمركز بر روي يك يا چند هدف مشخص و معلوم، كارآمدتر از پرداختن به اهداف بي شمار و پراكنده كردن نيروهاست.

در نهايت بايد به كمال بگويم: بهره‌وري از عناصر، موضوعات يا افراد پاپيولار در افزايش ريتينگ ارتباطي و البته مديريت عاقلانه پيامدهاي آن، خود تكنيكي است كه از يك رهبري توانا مي‌توان انتظار داشت، اگرچه در نگاه يك فرد كم‌تجربه در امور مديريتي، ممكن است كم‌اهميت يا سخيف يا غيراخلاقي جلوه كند!

 

کمال یوسف پور: بختیار عزیز، به نظر من، نکاتی که در مورد چگونگی تحقق این ایده مطرح کرده‌ای، در دنیای مجازی به هیچ وجه موضوعیت ندارند و با ماهیت آن کاملا در تعارض هستند. باید به روابط دنیای مجازی فراتر از روابط دنیای فیزیکی نگاه کنیم و رفتارها و شیوه‌های دست و پاگیر دنیای بیرون را وارد این فضا نکنیم. اگر قرار باشد در اینجا نیز جلسه تشکیل دهیم، هیات موسس تعریف کنیم، مدیر انتخاب کنیم، منابع مالی پیدا کنیم و ... دیگر نیازی به تشکل جدید نداریم، از این تشکل‌های به دردنخور و با تشریفات و تشکیلات عریض و طویل تا دلت بخواهد داریم. مسائلی همچون منابع مالي و جايگاه قانوني در اینجا محلی از اعراب ندارد. حتی به نظر من به دلیل ماهیت مبتنی بر عدم تمرکز فضای مجازی، اینجا هیات موسس و مدیر هم فاقد معناست.

برداشت من از ایده هایپرکیوب آرش، یک تشکل ارگانیک است که هر عضو به اندازه محتوایی که تولید می‌کند و به تعبیر آرش به تعداد مکعب‌های کوچکی که وارد اینترنت می‌کند، جایگاه خود را تعریف می‌کند، نه کمتر نه بیشتر. این تشکل حتی نیازی به تشریفات خاص برای عضویت ندارد. در این دنیا شما بدون هیچگونه تشریفات زایدی و در کمترین زمان ممکن، قادر هستی فضایی برای خودت درست ‌کنی تا اندیشه‌ها، نوشته‌ها و دغدغه‌هایت را در آن مطرح نمایی.

در کل این تشکل با همبستگی اعضا برای انعکاس واقعیت‌های مختلف مرتبط با منافع کلان اعضا معنا پیدا می‌کند، با پذیرش مسئولیت جمعی برای تولید محتوا معنا پیدا می‌کند، با تلاش اعضا برای ایجاد فضای گفتگو و تعامل سازنده معنا پیدا می‌کند، با حمایت و پشتیبانی اعضا از همدیگر، در راستای اهداف کلان، معنا پیدا می‌کند. با تلاش اعضا برای انعکاس واقعیت‌ها و داشته‌های معماری ایران در سطح بین‌المللی معنا می‌یابد و .... . بطور خلاصه این تشکل با یک روح و اراده جمعی برای تحقق اهداف مشترک (در عین حفظ هویت خاص هریک از اعضا) می‌تواند موجودیت پیدا کند، نه با تشریفات متداول دنیای فیزیکی از قبیل اساسنامه و هیات موسس و مدیر و منابع مالی و ... .

   

آرش پوراسماعیل: من شخصا با مطالب کمال موافقم ......اصولا ایجاد ساختار و بوجود آوردن یک سیستم تشکیلاتی برای هایپرکیوب مجازی بی معنی است، چراکه  اصلا ساختار نت فاقد X,Y,Z  است. نت فاقد آغاز و پایان است و من به عنوان فضای رویداد اصلا نمی دانم در چه مختصاتی از نت قرار دارم. اصلا نمی دانم فضای رویداد یا زروان کجا هستند. حتی فواصل در نت یک ادراک شخصی است و منطق ماهوی ندارد. چگونه می توان برای سیستمی که ماهیتا فاقد مختصات است یک هرم مدیریتی یا تشکیلاتی ایجاد کرد. مطالبی درباره درک فواصل در شبکه نوشته ام که در پستهای بعدی ارائه خواهم کرد ولی گزیده آن به این شرح است: برای من ادراک فواصل از میزان ارتباط نشات می گیرد. بطور مثال من هر روز چند بار به "زروان" و "هنرو معماری" سر می زنم. ادراک فاصله من به عنوان "فضای رویداد" از این دو حدود 50 متر است. انگار کمال و یوسفی در همسایگی من هستند در صورتی که چنین چیزی در واقعیت وجود ندارد. حال اینکه من یک ماه یکبار به "طرح سوم" سر می زنم و ادراک فاصله من از آن 1000 کیلومتر است. بازهم در واقعیت چنین چیزی صحت ندارد.

بنابراین نت، ساختار و قوانین خاص خودش را دارد و ما نمی توانیم ساختار دیگری روی آن قرار دهیم. حتی نمی توانیم همایش یا جلسه تشکیل دهیم و به گفتگو بپردازیم چرا که هر کس خارج از نت در مختصات جغرافیایی حقیقی زندگی می کند و امکان گرد هم آمدن وجود ندارد. من پا را از این هم فراتر می گذارم و می گویم ما حتی بصورت مجازی هم نمی توانیم جلسه یا ملاقات دسته جمعی داشته باشیم چه برسد به اینکه بصورت واقعی اینکار را بکنیم . چگونه می توانیم بین افرادی که در قسمتهای مختلف جهان و با ساعت های متفاوتی از شبانه روز زندگی می کنند یک ملاقات دسته جمعی مجازی داشته باشیم. یک نفر در ژاپن، یکی در استرالیا، چند تا از ایران، اروپا و آمریکا. اصلا چنین منطقی در نت بی معنی است. به نظر من تکنولوژی نت قوانینی بسیار فراذهنی دارد که عمق و ماهیت این تکنولوژی را به مرور زمان روشن می کند و حتی بشر دقیقا نمی داند نهایت این ساختار به کجا می انجامد، مثلا نت در سال 2050 به چه بعدی از فضا - زمان خواهد رسید.  مطلب در این زمینه فراوان است و در پست بعدی هم مفصل به این قضیه خواهم پرداخت. فقط امیدوارم سایر دوستان هم به این گفتمان بپیوندند... .

  

بختیار لطفی:  گويا سوتفاهمي پيش‌آمده است. همان‌طور كه گفته‌ام، چگونگي تحقق اين ايده بايد توسط كساني كه آشنايي كافي با فضاي مجازي دارند مورد بحث قرار گيرد. مواردي كه من يادآور شده‌ام به حوزه فيزيكي مربوط مي‌شوند و از مفاهيم پايه‌اي آن مي‌باشند. و منظورم از شباهت اين دو حوزه، مواردي بود كه كمال در خصوص عدم موفقيت‌ها، عدم همكاري‌ها، عدم مشاركت‌ها (آپديت نكردن، محتواي مطالب، حضور نداشتن و ...) ذكر كرده بود. بدين معني كه در تشكل‌هاي فيزيكي نيز مشكلات عديده‌اي از اين دست در غالب انگيزه نداشتن‌ها، عدم تداوم، عدم مشاركت و .... وجود دارد.

از اين منظر بر اين باورم كه مطالعه مدل‌هاي فيزيكي موضوع خواهد توانست براي مدل‌هاي مجازي نيز الهام‌بخش باشد مگر آنكه معتقد بر اين باشيم كه فضاي مجازي به طور ماهوي با فضاي فيزيكي متفاوت بوده و مرزهاي نت، مشخص و دقيقي آين دو را از هم جدا كرده‌اند.

شخصا اگرچه تجربه عملي به صورت وبلاگ‌نويسي را در اينترنت ندارم، بر اين باورم كه چنين مرزهايي با آن مشخصات وجود ندارد يا حداقل فعلا به وجود نيامده است و البته نمي‌دانم كه آيا اصولا مي‌تواند و سودمند است كه وجود داشته باشد يا نه؟

سپاس

     

حسام عشقی: جناب پوراسماعیل ، اگر از دیدگاه مطالبی که ارائه کردید بنگریم از آنجایی که دلیلی علمی و منطقی است کاملا قابل قبول است . گفته ی شما که " چگونه می توان برای سیستمی که ماهیتا فاقد مختصات است یک هرم مدیریتی یا تشکیلاتی ایجاد کرد." و نیز سخن جناب یوسف پور " این کار ایده تشکل را از ماهیت اصلی آن که مجازی بودن است دور می‌کند و سرعت کار و عدم تمرکز مکانی و زمانی را از بین می‌برد." نیز از نظر بنده ، کاملا پذیرفتنی و درست است .

مهمترین هدف وبلاگ نویسی تخصصی ، به روزکردن علم است . می دانید که هنوز هم مطالب منتشر شده در یک سایت اینترنتی منبع خوبی برای یک پژوهش محسوب نمی شود ، چه رسد به یک وبلاگ . زمانی می تواند قابل ارجاع باشد که ابررسانه ای شود ، با ایجاد تشکل .حال مهمترین هدف این تشکل چه می تواند باشد ؟

من با بدعت پایه گزاری آن در نت موافقم ولی مسئله ام ،ادامه ی فعالیتش است . در تایید نظر جناب یوسف پور ، این نکته را لازم به ذکر می دانم که ، به نظر بنده ، نگاه کردن به روابط دنیای مجازی فراتر از روابط دنیای فیزیکی ، مقداری آرمانی است . قرار نیست با سازماندهی واقعی ، چهارچوبی به دور دنیای مجازی بسازیم . نقبی کوچک ، راه گریز خوبیست .

وبلاگ نویسی منشور تدوین شده ای ندارد ، اهداف آن توسط وبلاگ نویسان پیشکسوت در اثر مداومت در کار و سابقه و تجربه ی چندین ساله بدست داده شده است و شاید هنوز هم فهرست آنها ناقص باشد .الزاما هدف نگارش در فضای مجازی ، تولید محتوای فارسی نیست (شاید عمده ترین هدف باشد) . شاید همین مراودات مجازی منشا روابط دنیای واقعی و آشنایی معماران در سطح کسب وکارحرفه ای معماری باشد . از این هدف نباید غافل شد . وبلاگ نویسانی که از نزدیک باهم آشنایی دارند چه بسا در کار خود در رقابت با یکدیگر مصمم تر عمل می کنند و این همان پذیرش مسئولیت جمعی برای تولید محتوا ست . اگر چنین روح و اراده جمعی فقط و فقط در چهارچوب دنیای مجازی باقی بماند ، و یا برعکس به گفته ی جناب لطفی به گونه ای مشابه ی شرایط فیزیکی و سازمانی مدیریت شود ، به راستی در حق آن اجحاف شده است . این تشکل ارگانیک از آنجاییکه اصل فعالیتش متوجه دنیای نت است در (نمی گویم تلفیق) نگاهی کوتاه به این تشکل سازمانی ( نه با ایجاد دفتر ودستک) و ایجاد دریچه ای هرچند کوچک به بیرون، قابلیت بیشتری در محقق شدن خواهد داشت .

  



موضوعات: