حاشیه معماری

آتـــــلیه های مــــــعماری

About of Architecture

Architecture Ateliers

  

همه ما تجارب مشابهی از کلاسهای دوران دبیرستانمان داریم. چهاردیواریهایی اغلب طوسی رنگ، صندلیهایی که ده ها بار رنگ شده بود و یک تخته به ظاهر سیاه رنگ. اگر احیانا وضعیت مالی مدرسه بهتر می­شد، شاهد نصب پرده­هایی آبی در مقابل چهارچوب پنجره های کلاسمان بودیم و همین عنصر ساده تنها تنوع رنگی موجود در فضای کلاس محسوب می­شد. اغلب پنجره ها، نرده­های فلزی زنگ زده­ای داشتند. نمی­دانم این حصارها جهت جلوگیری از برخورد توپ به شیشه­ها کارگذاشته شده بود یا مانعی بود برای خودکشی برخی ها که از این فضا دلشان می­گرفت. اغلب از ترس ناظم مدرسه که انصافا هم از او حساب می­بردم یک راست از حیاط به کلاس می­آمدم و جرات نمی­کردم وضعیت دیگر کلاسها را برانداز کنم. اما گاهی سرکی به دیگر قسمتهای مدرسه می­کشیدم. مثلا کلاسی را به یاد می­آورم که تمام شیشه­های آنرا رنگ کرده بودند و بازشوهای پنجره­اش را جوش زده بودند تا مانع از چشم چرانی بچه­های تازه به بلوغ رسیده­ای شوند که از اقبال بدشان کلاسشان مشرف بر حیاط مردم بود. نمی­دانم کسانی که در چنین کلاسهایی ساعتهای زیادی از عمرشان را سپری می­کردند چه احساسی داشتند...

با این اوصاف پایمان به دانشگاه گشوده شد. نه از کلاسهای تاریک خبری بود، نه از ناظم چوب به دست و نه ترس از اصابت تیرهای شیاطین که در اثر مواجهه با جنس مونث به سویمان پرتاب می­شد. ما تقریبا جزء نسل اول دانشکده معماری محسوب می­شدیم که در ساختمان شماره 2 دانشگاه کلاسهایمان تشکیل می­شد. قدیمی­های دانشکده که طبقه 4 این ساختمان را به یاد دارند شاید به خوبی آتلیه­های معماری آنجا را به خاطر بیاورند. در این طبقه 3 آتلیه بزرگ ترو تمیز وجود داشت.یکی مشرف به شرق، یکی جنوب و دیگری غرب که این آخری هنگام غروب حال و هوای خاصی داشت. ابعاد بزرگ، دربهای 2 متری، پنجره­های کشیده و پرده های قهوه­ای رنگ از مشخصات این فضاها محسوب می­شدند. آتلیه­ها به واسطه تناسبات بزرگ و حضور میزهای نقشه کشی و نوع چیدمان آنها از کلاسهای دیگر متمایز بودند و البته در هنگام تحویل پروژه یا سایر مناسبتها نظیر ایجاد نمایشگاه موقت یا فضاسازی بر اساس کارهای یک معمار، حال و هوای خاصی در محیط آتلیه­ها حاکم می­شد. اما از همه مهمتر اشتیاق فراوان به تجربه فضای نوینی در دل فضای قبلی بود که بچه­ها را به ساعتها کار وامی­داشت. شاید این تغییرات در محیط، اولین تجارب مشتاقان جوانی بود که قرار بود در آینده به عنوان معمار به ترسیم فضاهای مورد نیاز جامعه بپردازند.

این مقدمه طولانی را که بیشتر شبیه یک متن بود تا یک مقدمه گفتم تا شگفتی­ام را از دیدن آتلیه­های دانشکده جدید ابراز نمایم. البته این دانشکده سالهاست که احداث شده ولی چون من هیچ تجربه­ای از تحصیل در آنجا ندارم همواره برایم دانشکده جدید محسوب می­شود. نمی دانم فضاهایی که دیدم شبیه آتلیه معماری بود یا کلاسهای نقاشی و یا کلاسهای مربوط به هنر دیوار نویسی که در گذشته در مکزیک رایج بود. به هر حال هرچه که بود نام آتلیه معماری بر سردر آنها دیده می­شد و شاید هم نشانگر پویایی در فضا و خلاقیت نسل جدیدی بود که انرژی مهار نشدنی برای تغییر و تجربه فضاهای متفاوت دارند. در هر حال امیدوارم که این نسل با همین انرژی ولی با رویکردی منطقی­تر و درایتی عمیق­تر وارد عرصه حرفه­ای شوند. با من همراه شوید برای دیدن این آتلیه ها ...

  

        آتلیه های معماری - دانشگاه آزاد تبریز

 

        آتلیه های معماری - دانشگاه آزاد تبریز

 

        آتلیه های معماری - دانشگاه آزاد تبریز

 

        آتلیه های معماری - دانشگاه آزاد تبریز

 

        آتلیه های معماری - دانشگاه آزاد تبریز

 

        آتلیه های معماری - دانشگاه آزاد تبریز

 

مطلب: آرش پوراسماعیل -  تصاویر: اولدوز فضلعلی

 



موضوعات: