واژگان معماری

ســــکونت

کریستیان نوربری شولتز در کتاب "مفهوم سکونت؛ به سوی معماری تمثیلی"، مفاهیم استنباط شده از کلمه "سکونت" را بدین صورت بیان می‌نماید:

سکونت

:: دیدار با دیگران به آهنگ داد و ستد تولیدات، اندیشه‌ها و احساسات، یعنی آزمودن زندگی به عنوان عرصه امکانات گوناگون.

:: توافق با دیگران، یعنی پذیرش مجموعه‌ای از ارزش‌های مشترک.

:: یافتن موجودیت از طریق گزینش جهانی کوچک و از آن خود.

:: سکونت را می‌توان بیانگر تعیین موقعیت و احراز هویت دانست.

:: هنگامی که سکونت به مرحله قطعی خود رسد، آنگاه به آرزوی خود برای داشتن احساس تعلق و همیاری، جامه عمل پوشانده‌ایم.

:: امروزه ما عموما، سکونت را داشتن سقفی در بالای سر و چند متر مربعی زمین در زیر پا تعبیر می‌نماییم. به عبارت دیگر، برداشتی صرفا مادی و کمی از آن ارائه می‌دهیم. وساس به این برداشت، مفهومی وجودی و کیفی می‌بخشد. به تعبیر او سکنی گزیدن، یعنی در آن واحد تعلق خاطر یافتن به مکانی خاص که می‌تواند مزرعه‌ای سبز و یا خیابانی خاکستری باشد و تصرف خانه‌ای که در آن، قلب شکوفا شده و مغز به اندیشه در می‌آید.

:: سکونت بیانگر برقراری پیوندی پرمعنا بین انسان و محیطی مفروض می‌باشد. این پیوند از تلاش برای هویت یافتن، یعنی به مکانی احساس تعلق داشتن ناشی گردیده است.

:: سکنی گزیدن در اصل عبارت است از جهانی از چیزها را به خود اختصاص دادن. امری که نه با تصورات مادی بلکه در قالب بنیه‌ای در خدمت تعبیر معنا و مقصود گردآمده توسط چیزها روی می‌دهد. به قول هایدگر، "چیزها" در معیت یک جهان به دیدار ما ناسوتیان می‌شتابند و زمانی که بر پیام آنها وقوف می‌یابیم به تحصیل جای پای هستی که همانا سکونت باشد توفیق یافته‌ایم.

____________________
:: منبع: شولتز،ک. ترجمه محمود امیر یاراحمدی، ١381، مفهوم سکونت؛ به سوی معماری تمثیلی، انتشارات آگه. تهران.



موضوعات: واژگان معماری