بازخوانی تاریخ – 17

معماری ایران در دوراهه سبک ملی و جدید
نوشته: آرشیتکت ه. وارطان – بخش دوم

History Restatement – 17
Iranian Architecture in Selection of National Style & New Style

اگر این ابنیه و آثار گرانبهائیکه در طی قرن‌های متمادی برای ما به یادگار مانده از قبیل مساجد و بقایای کاخ‌های سلطنتی و غیره را کنار بگذاریم، در معماری عادی و خانه‌های مسکونی، آثار قابل ملاحظه‌ای مشاهده نمی‌کنیم. اغلب ساختمان‌ها بدون نقشه و بدون مطالعه قبلی و با مصالح نامرغوب با خشت و گل و کاهگل و بیروح ساخته شده‌اند که به هیچ وجه از لحاظ معماری و مخصوصا از لحاظ شهرسازی امروزه قابل توجه نیستند.
می‌دانیم، سنن و آداب و رسوم، پدیده‌های زمانی هستند و مانند خود زمان، دائما در حال تغییر و تبدیل‌اند و نمی‌توان آنها را ثابت و غیرقابل تبدیل فرض کرد و مردم هر عصری، آداب و سنن مختص به خود دارند و بدیهی است که هنرمند هم در کارها و آثار خود، ترجمان افکار و روحیات و آداب و رسوم مردم معاصر خود می‌باشد؛ بخصوص معماری که پدیده‌ای است صددرصد اجتماعی و به قول مهندس افراسیابی در مقاله مندرج در شماره دوم مجله انجمن آرشیتکت‌های ایران، "یک شاعر ممکن است پیوند خود را از محیطش ببرد و تا پایان عمر از برج عاج خودش به زیر نیاید و لحظه‌ای هم به داغ محکومیتی که نسل‌های آینده بر او و آثارش خواهند زد نیندیشد، اما معمار بدون مردم هیچ است، زیرا این مردم هستند که باید در ساخته‌های او زندگی کنند. معماری نمی‌تواند تنها صفحات کتاب را زینت دهد". همانطور که نقاش روی کرباس و مجسمه ساز روی سنگ و موسیقی‌دان با آلات موسیقی، ایده خود را که ترجمان محیط خویش است به منصه ظهور می‌رساند، همچنین معمار نیز از شرایط و امکانات و مصالح موجود زمین استفاده کرده و افکار و روحیات و آداب و سنن جامعه خود را کریستالیزه نموده و اثر خود را به وجود می‌آورد و بدیهی است که باید در این اثر خود، ریتم و هماهنگی و تناسب را نیز در نظر بگیرد، زیرا همانطوری که گوته نویسنده معروف آلمانی گفته: "معماری کریستالیزاسیون موزیک می‌باشد" و یا به قول پل والری، نویسنده و شاعر معروف فرانسه: "معماری باید بخندد و آواز بخواند نه اینکه لال باشد". معماری باید گویا باشد و با زبان بی‌زبانی خود از زندگی و جامعه خود سخن بگوید.

ساختمان پست و تلگراف به تقلید از کلیساهای اروپایی

اینک برگردیم به مطالب مخبر روزنامه که طرفدار گذشته می‌باشد و نوشته بودند: "اکنون جنبش کوچکی به پیروی از شیوه ژاپنی در هنر معماری ایران پیدا شده است، بدین ترتیب که آرشیتکت‌های جوان به سبک قدیمی و سنت معماری ایران توجه کرده و کوشش می‌کنند با توجه به سبک و سنت معماری گذشته ایران و استفاده از تکنیک و مصالح جدید، بناهایی بوجود آورند و حتی ساختمانها را با مقرنس کاری تزئین نمایند. این نهضت امیدبخش در سال جاری شروع شده و نمونه‌هایی از سبک جدید به وجود آمده است . اکنون چندین خانه در دروس به همین شیوه بنا گردیده و مورد توجه فراوان مردم قرار گرفته است. بدیهی است که این سبک، هنوز در مراحل ابتدائی و بدوی است ولی اندک اندک به تکامل نزدیک می‌شود. آینده معماری ایران، بدون تردید بر روی این شیوه خواهد بود".
به نظر ما خیلی زود است که چنین نتیجه‌ از گفتگوهای چند نفر و چند نمونه بنای معمولی، بصورت قاطع و مثبت به دست آید. زیرا قبل از این آقایان و این چند بنای انگشت‌شمار شاید حدود چهل سال از آغاز سلطنت رضاشاه کبیر و شروع عمران و آبادی این مسئله مطرح بود و به اصطلاح تاریخچه‌ای کوتاه به قرار ذیل دارد.

کلکسیونی از مصالح و کاشی ها

در آن زمان آرشیتکت‌های جوان ما وقتی تحصیلات خود را در اروپا و آمریکا به پایان رسانده و به کشور باز می‌گشتند، خود را در مقابل وظیقه‌ای سنگین می‌یافتند که عبارت بود از برخوردار کردن وطنشان از ثمره معلومات چندین ساله‌ای که آموخته بودند. آنها با جدیت شروع به کار کردند ولی به زودی در مقابل دو طرز قکر مختلف قرار گرفتند و آن اینکه آیا باید از گذشته تقلید نمود؟ و یا اینکه آینده را نگریسته و معماری را با طرز جدید وفق داد.

عمارت شهربانی با تقلید از ستون های تخت جمشید

فکر اولی تحت تاثیر تعصب ملی در اوایل دوره پهلوی، چند مدتی پیشرفت کرده بود و در تهران نیز ساختمان‌های چندی به شیوه قدیم ساخته شد که از آنجمله ساختمان‌های بانک ملی قدیم و شهربانی و پست و تلگراف و ثبت اسناد و غیره بود و باید تصدیق کرد که نتیجه خوبی از این تجربه به دست نیامد، چون درست است که این ساختمان‌ها، گذشته را به یاد می‌آورند ولی ترجمان زمان امروزه ایران نوین نیستند و نمی‌توانند باشند. درست به‌خاطر دارم که ساختمان شهربانی و تزئینات داخلی آن هنوز به اتمام نرسیده بود و کتیبه بزرگ آن با شیوه ساختمان‌های قدیم پرسپولیس بصورت یک فرسک با حیوانات در دست اقدام بود که یک روز اعلیحضرت فقید رضاشاه کبیر تشریف آوردند و از دیدن این فرسک متغیر شده و فرمودند: "آخر مگر این ساختمان را برای حیوانات وحشی می‌سازند" و این کافی بود که مشغول خراب کردن فرسک شوند و روز بعد مهندس دیگری سرکار بیاورند و بدین ترتیب اقتباس از ساختمان‌های قدیم بصورت تقلید در آن موقع تمام شد ولی ساختمان‌های جدید که بعد از آن شروع به ساختن آنها شد، روی نماهای آنها موتیفهایی از دکوراسیون قدیم از سرامیک یا آهنگری (باشگاه افسران وزارت جنگ و یا بانک ملی شعبه بازار و غیره) دیده می‌شود. نتیجه اینکه عملا کار به اینجا منتهی شد که تقلید کورکورانه از اسلوب معماری قدیم و اعمال تعصب خشک با واقعیت زمان و خصوصیات دوره معاصر وفق نمی‌دهد و با تمایلات کنونی و نیازمندی‌های زندگی حاضر سازشی ندارد.

_________________________
منبع:
مجله هنر و معماری. شماره اول. فروردین - اردیبهشت - خرداد 1348
لینک مطلب قبل: معماری ایران در دوراهه سبک ملی و جدید - بخش اول