جدی نگیرید - 7

توهم بزرگ شدن را کاریش نمی‌توان کرد!

در سال‌های اخیر، برگزاری مسابقات معماری در کشورمان با حرف و حدیث‌های فراوانی همراه بوده. از نحوه برگزاری مسابقات گرفته تا ناداوری‌ها در جریان مسابقه و عدم پرداخت جوایز شرکت کننده‌گان که تماما، گویای وجود مشکلات عمیق در این حوزه است. ظاهرا افزایش تعداد فارغ‌التحصیلان معماری هم مزید بر علت شده و همین اشتیاق در معماران جوان، مشوق آنان گشته تا میزان توانشان را در یک عرصه جمعی محک بزنند. حال اگر فضای حاکم بر مسابقات معماری، غیر شفاف و فاقد هرگونه وجاهت قانونی و عرفی باشد، شور و هیجان حاکم بر معماران جوان در زمان کوتاهی به ناامیدی خواهد گرایید و پتانسیل عظیمی که می‌تواند زیربنای رشد و شکوفایی معماری ایران باشد به جریانات ناسالم و پشت پرده منتهی خواهد شد.

توهم بزرگ شدن را کاریش نمی‌توان کرد!

هرچند نفس برگزاری مسابقات و افزایش کمی آن باید به فال نیک گرفته شود اما در این میان، نباید از پیش بینی ساز و کارهای مناسب برای کنترل کیفی مسابقات غفلت نمود. در همین رابطه، پیشنهادهایی هم از جانب برخی از معماران برای تشکیل انجمن‌های مجازی صورت گرفته که می‌بایست در خصوص آن تدبیر جدی‌تری نمود. مرور نحوه برگزاری مسابقات معماری در یک‌سال گذشته، گواه وجود مشکلات پیچیده‌ای است که یک نمونه از آن "مسابقه سردر ورودی شهر مشهد" است. مسابقه‌ای که ظاهرا با مبلغ ورودی 120 هزار تومان برای هر شرکت کننده، رکوردی بی‌نظیر در کشورمان محسوب می‌شود چراکه با احتساب بیش از 350 شرکت کننده، رقمی در حدود 50 میلیون تومان عاید کارفرما کزده است. اگر گمانه زنی‌ها در رابطه با این اعداد و ارقام صحت داشته باشد می‌توان نتیجه گرفت در صورتی که تنها بخشی از این مبلغ، صرف هزینه‌های برگزاری مسابقه شده باشد، در نهایت کارفرمای مسابقه، برنده اصلی آن خواهد بود، چراکه در جریان یک کسب و کار پرسود، توانسته علاوه بر اینکه تمام هزینه‌ها را از شرکت‌کننده‌گان اخذ کند، مفت و مجانی صاحب بیش از صد طرح معماری هم بشود. حال اگر چنین وضعیتی به یک روال عادی تبدیل شود، دیگر هیچ کارفرمایی برای اعتلای معماری هزینه نخواهد کرد و این جریان، در نهایت به چیزی شبیه قمار برای معماران تبدیل خواهد شد، قماری که بازنده اصلی آن، معماری ایران خواهد بود.

تکمله: در همین رابطه "فراز سلیمانی" در وبلاگ شخصی‌اش، مطلبی نوشته با عنوان "دسته گل ناداوری شیخ فرهاد احمدی". در بخشی از این مطلب می‌خوانیم: "با تسلیت بسیار به بازندگان در نقش کاغذ دیواری مسابقه، همان 370 نفر ناقابل که ثبت نام کردند و همان 130 نفر متوهم بزرگ شدن و خوشحال که کلی کار کردند و پروژه تحویل دادند. ما هم که در پست‌های قبل داد زدیم که شرکت نکنید ولی کو گوش شنوا!  توهم بزرگ شدن را کاریش نمی‌توان کرد، مثال کساییه که میرن تو بانک صادرات حساب قرض‌الحسنه بار می‌کنند که جایزه بهشون بیوفته غافل از اینکه جایزه بزرگ، حتی قرعه کشی نمی‌شه، برنده اشم حتی حساب نداره..."

_________________________
:: لینک مطلب قبل:
روایت یک گفتگو در عالم برزخ!