خارج از معماری

ظرفیت جهان غرب تکمیل است و نیازی به غیر ندارد!

Outside The Architecture

از میان نشریاتی که در ایام پایانی هر سال منتشر می­شوند، "سالنامه شرق" رنگ و بویی متفاوت دارد. امسال، این سالنامه با عنوان "پایان دهه 80، شتاب تاریخ" روی دکه­های روزنامه فروشی قرار گرفت تا علاقه­مندان در ایام تعطیل از مطالعه، بی­بهره نمانند. در بین مطالب متعدد این نشریه، مطلبی با عنوان "جهان غرب نیاز به غیر ندارد"، جلب توجه می­کرد. این، عنوان مصاحبه­ای است که "پرویر براتی" با "پرویز تناولی" انجام داده است. تناولی، مجسمه ساز معروف ایرانی است که سالهاست به کانادا مهاجرت کرده و زندگی در غربت را به ماندن در وطن ترجیح داده. در ادامه بخش­هایی از این گفتگو را می­خوانید.

     پرویز تناولی: ظرفیت جهان غرب تکمیل است و نیازی به غیر ندارد

تفاوت کار یک هنرمند ایرانی ساکن خارج با هنرمند ایرانی ساکن داخل در چیست؟

به رغم مشکلات و مصائبی که مهاجرت در پی دارد، اما فضیلت­ها و نعمت­هایی را هم به همراه می­آورد. مصائب مهاجرت همگانی است اما نعمت­های آن استثنائی است. چه بسیار هنرمندان مستعدی را می­شناختم که پس از مهاجرت در پی نان و مسکن از هنر خود دور و به کارگری و مشاغل ارزان روی آوردند و دیگر نتوانستند به هنر برگردند و انگشت شماری هم رنج غربت تحمل کردند و در کارشان ماندند. اما همین تعداد اندک هم به راحتی به بازی گرفته نشدند، زیرا ظرفیت جهان غرب تکمیل است و نیازی به غیر ندارد. حال اگر این غیر بخواهد به دایره آنها وارد شود، باید رنج و خواری بیشتری را تحمل کند. دیگر آن رویاهای شیرین گذشته و الگوهای مهاجرینی چون کاندینسکی، شاگال و پیکاسو وجود ندارد و جهان غرب سرریز از هنرمند است.

تا این لحظه هنرمندی در خاورمیانه و شمال آفریقا نتوانسته رکورد 8/2 میلیون دلاری مجسمه "تخت جمشید" شما را بشکند. می­توانید درباره رویکرد زیبایی شناسانه خودتان در ارائه این اثر بگویید؟ چرا اسم دیگر این اثر را "دیوار" گذاشته­اید؟

من در کتاب "آتلیه کبود" نوشته­ام در سالهایی که مجسمه­های "هیچ" را می­ساختم، شروع کردم به انداختن سایه هیچ­ها روی دیوار. این کار برای آن بود که از ساخت مجسمه­های هیچ، دور نشوم و در عین حال، دست به کارهای دیگری زده باشم. این دیوارها باهم فرق دارند، برخی دیوارگونه هستند، برخی منبر گونه، بعضی از آنها هم دیوار ساده هستند مثل همین اثر "تخت جمشید". کار بر روی این مجموعه خیلی زمان برد. شاید 10، 12 سال طول کشید. اسم این مجموعه را "دیوارهای ایران" گذاشتم. این دیوارها هم شامل قبل از اسلام هستند و هم شامل بعد از اسلام. دیوارهای قبل از اسلام، تصویر گونه هستند مثل تخت جمشید و دیوارهای بعد از اسلام، ترکیبی از خط نوشته (کالیگرافی) و سطوح ساده هستند، برخی از آنها هم دارای پلکان هستند.

این اثر مربوط به دهه 70 میلادی است، شما بعد از آن هم آثار زیادی ساخته­اید مثل "هیچ" و مجسمه­های دیگر. آیا بهترین اثرتان را همین می­دانید؟

بهترین اثر، مثل بهترین بچه می­ماند! همه­اشان بهترین­اند. آدم زمانی روی یک اثر کار می­کند، همیشه فکر می­کند دارد بهترین را می­سازد، ولی خوب، بعدها می­رود سراغ کاری دیگر و دوباره فکرش عوض می­شود و فکر می­کند آن اثر بهترین است. "تخت جمشید"، لااقل یکی از بهترین آثار من است، این را می­توانم با اطمینان بگویم، شاید دلیل اینکه این اثر را در نمایشگاه مرور آثارم در موزه هنرهای معاصر نیاوردم، این است که هم من و هم خانواده­ام به آن علاقه­ای شخصی داریم، نمی­خواستم این اثر از دستمان برود و به هر حال مجبور شدیم آن­ را بفروشیم.

آرش پوراسماعیل



موضوعات: