واژگان آشنا - ١٠

پالیمسست      

Familiar Words - 10
Palimpsest

     پالیمسست - Palimpsest

R  پالیمسست، چنان‌که در فرهنگ بریتانیکا آمده است، لوحی نوشتاری است که بارها مورد استفاده قرار می‌گیرد. هربار نوشته قبلی از روی آن پاک می‌شود و متنی تازه بر آن نگاشته می‌گردد ولی هربار آثار و ردپایی محو یا بعضا خوانا از دست نوشته پیشین از لابه‌لای کلمات جدید دیده می‌شود. این چنین لوحی، احتمالا در یونان باستان مورد استفاده قرار می‌گرفته است. آن‌چه که در مجموعه لایه‌های برهم غنوده متون، برای دیرین شناسان جالب به نظر می‌رسد، اطلاع یافتن از محتویات متفاوت و رمزگشایی از لایه‌های پنهان آن است.

منبع: افتخارزاده، س.، 1383، لایه‌های پنهان و آشکار مسجد جامع عتیق اصفهان، فصلنامه معماری و ساحتمان، شماره 3.

R  در گذشته، موادی چون پاپیروس و پوست که متن‌ها و تصاویر بر آنها ثبت می‌شدند، نادر و گران قیمت بودند، به همین دلیل آنها را دور نمی‌ریختند بلکه با مواد قلیایی، جوهر روی آنها را پاک می‌کردند و سطح‌اشان را با سنگی سخت می‌ساییدند تا بار دیگر به کار برند. در قرون وسطی، گویا افراد متخصص، چنین کاری را انجام می‌دادند. این معنا در واژه یونانی قدیم Palimpsestos نهفته است که از دو کلمه Palim به معنای دوباره و Psestos به معنای زدودن و پاک کردن، ترکیب یافته است. اغلب اوقات، این عمل زدودن با موفقیت انجام نمی‌گرفت و نوشته اصلی چه بسا تا قسمتی باقی می‌ماند. از این روست که پالیمسست اشاره به چیزی دارد که تغییر یافته اما هنوز اثری از شکل اولیه‌اش باقی مانده است.

منبع: شیرازی، م.، 1383، سه گانه پالیمسست؛ انباشتگی رازها، فصلنامه معماری و ساحتمان، شماره 3.

R  پالیمسست در فرهنگ وبستر چنین تعریف شده است: لوحه‌ای که متن یا طرح روی آن به منظور استفاده مجدد پاک شود، با این حال اثری از متن یا طرح قبلی بر آن باقی بماند. شئی، مکان یا نقشه‌ای که قابلیت ارجاع به تاریخ را داشته باشد.
این تعریف‌ها، هرچند که معانی پالیمسست را نشان می‌دهند اما تعاریفی صرفا فرهنگ‌نامه‌ای هستند و دلالت‌های مجازی این اصطلاح را منعکس نمی‌کنند. اگر بخواهیم مفاهیم تازه‌تری برای پالیمسست درنظر بگیریم باید به نظریه‌های روانشناسانه زیگموند فروید توجه کنیم و تعریفی که او از لایه ناخودآگاه ذهن به دست می‌دهد. پالیمسستی که فروید از آن سخن می‌گوید، لوحه‌ ایست که رویا بر آن شکل می‌گیرد و در واقع لایه ناخودآگاه ذهن انسان را به نمایش می‌گذارد. همین ایده را می‌توان در نظریه واسازی ژاک دریدا و معماری پیتر آیزنمن هم تعقیب کرد. پس پالیمسست می‌تواند همچون ایده‌ای که از انتزاع به واقعیت می‌غلتد، صورت‌ها و دلالت‌های مختلفی به خود بگیرد و راه را بر زنجیره بی‌پایان تاویل‌ها بگشاید.

منبع: زهادی، ا. گوران، ف. ، 1383، پالیمسست، شهر سوحته، فصلنامه معماری و ساحتمان، شماره 3.

R  برونو زوی در توصیف اصل نخستین خود در معرفی معماری مدرن واقعی، می‌نویسد که "این اصل، لوح ضوابط و اصول نوشته و پذیرفته شده معماری را پاک می کند، آن را بازسازی می‌کند و از این قیود می‌رهاند و به جای آن، دستور و متنی تازه می‌نگارد."
آیا این نوشته زوی، همان نیست که بعدها با قرض از یک اصطلاح فیلسوفان یونانی، دریدا و مرید او پیتر آیزنمن، پالیمسست، می‌نامند و یکی از اصول گرایش واسازگرایان امروز را به وجود می‌آورد؟ جفری برادبنت در اشاره به نکته اخیر در معنی این واژه که بسیار مورد علاقه دریدا است، به نقل از فرهنگ انگلیسی آکسفورد، می‌نویسد که "پالیمسست عبارت از پوست یا سنگ لوحی است که نوشته‌های قبلی را از روی آن پاک کرده باشند تا سطحی سپید برای نوشته‌ای تازه به وجود آید." و زوی سخن از پاک کردن لوح گذشته و آغاز از نقطه صفر می‌گوید.

منبع: مزینی، م.، 1378، یادی از برنو زوی معمار و نظرور معماری مدرن، مجله معمار، شماره 7.

لینک مطلب قبل: پلان آزاد

آرش پوراسماعیل
 



موضوعات: واژگان معماری