در حاشیه معماری

ناگفته‌هایی از حضور ایران در نمایشگاه اکسپو 2010

 
On The Border of Architecture
Unsaid from Iran´s Presence in 2010 Expo Exhibition

نمایشگاه جهانی اکسپو، صحنه‌ای برای نمایش دستاوردهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و علمی کشورها و دورنمای توسعه آنها می‌باشد. شرکت کنندگان عمده آن، کشورها و سازمان‌های بین‌المللی هستند. نخستین نمایشگاه اکسپو در سال 1851 میلادی در لندن برگزار شد و تا کنون 24 شهر، این نمایشگاه را برگزار کرده‌اند. این نمایشگاه، سومین رویداد بین‌المللی بعد از بازی‌های المپیک و جام جهانی است و کشورهای مختلف جهان، تاریخ، فرهنگ، هنر و دانش کشورشان را در غرفه‌هایی به نمایش می‌گذارند. نمایشگاه اکسپو، هر پنج سال یک‌بار برگزار می‌شود که آخرین اکسپوی برگزار شده به اردیبهشت ماه 89 (2010) در شهر شانگهای چین باز می‌گردد.
ایران در ژوئیه سال 2007 رسما اعلام کرد که در اکسپوی شانگهای، شرکت خواهد کرد و در 16 اکتبر، نامه پذیرش دعوت را به اداره برگزار کننده نمایشگاه جهانی شانگهای تحویل داد. مسئولیت برپایی و مدیریت غرفه ایران در اکسپوی شانگهای بر عهده سازمان برگزار کننده نمایشگاه‌های جمهوری اسلامی ایران، وابسته به اتاق بازرگانی گذاشته شد. نمایشگاه شانگهای در پنج موضوع تنوع فرهنگ شهری، رفاه شهری، علم و تکنولوژی، بازسازی جوامع شهری و مناطق شهری برگزار شد و در تعریف کلی، محلی برای تلاقی فرهنگ، تمدن، صنعت و تاریخ کشورها محسوب می‌شد. اساس موضوع اصلی و زیر موضوع پاویون ایران، شعار "تنوع فرهنگ شهری" بود و مثل دوره‌های قبل، حضور ایران با رویکردی میراثی صورت گرفت که گاها با انتقاد جامعه معماری کشور رو به رو شد؛ با این استدلال که گروهی از کشورهای توسعه یافته همیشه با رویکرد تکنولوژیکی در این نمایشگاه حضور می‌یابند.

     ناگفته‌هایی از حضور ایران در نمایشگاه اکسپو 2010‏

کارنامه ایران در دورههای گذشته

آخرین حضور جدی ایران در اکسپو به سال 1967 در مونترال بر می‌گردد که با تلاش‌ها و پیگیری‌های مجدانه مهندس فرمانفرماییان محقق شد. اگر چه پس از آن، ایران در چند اکسپوی دیگر هم حاضر شد و از طراحی معمارانی همچون فرهاد احمدی و مهدی حجت استفاده شد اما آخرین حضور جدی ایران مربوط به همان سال 1967 است. حتی حضور ایران در اکسپوی 2005 ژاپن به قدری ضعیف و کمرنگ بود که جز چند بنر تخت جمشید و عرضه صنایع دستی، حرفی برای گفتن نداشت.

مسئولان داخلی و معماران در بیخبری کامل

یاسر جعفری، مهندس معمار حاضر در تیم طراحی و اجرای غرفه ایران در اکسپوی 2010 در رابطه با برگزاری اکسپوی شانگهای می‌گوید: در فاصله سال های 2008-2007 به عنوان دانشجوی معماری، کارآموز یک دفتر بین‌المللی در شانگهای چین بودم . من در آن دوره به عنوان نماینده دانشجویان ایران در کنار دانشجویانی از 31 کشور مختلف، مشغول کارآموزی بودم و بحث برگزاری اکسپوی شانگهای، یکی از مهمترین مسائل آن دوره زمانی بود. در تمام شهر شانگهای نماد اکسپو دیده می‌شد و حتی در جریان پیگیری رقابت کشورها، می‌دیدم که بسیاری از آنها، پیش طرح‌های خود را به مجریان اکسپو ارائه کرده‌اند. اما در ایران وضعیت به گونه دیگری بود، واقعیت این بود که به رغم شور و اشتیاقی که در چین و سایر کشورها برای برگزاری این رویداد مهم بین‌المللی وجود داشت این بحث هیچ دغدغه‌ای برای معماران و مسئولان داخلی به وجود نیاورده بود و همه نسبت به آن، ابراز بی‌اطلاعی می‌کردند، تا اینکه به صورت اتفاقی مطلع شدم یکی از مسئولان نمایشگاه بین‌المللی از تصمیم دولت برای حضور ایران در اکسپوی 2010 خبر داده است؛ با پیگیری‌هایی که انجام دادم توانستم شرکتی را که قرار بود طراح غرفه ایران باشد بیابم و پس از ارائه رزومه کاری خود به عنوان تنها معمار حاضر در این تیم باشم.

شرکت برنده مناقصه

شرکت "طرح امروز "، به عنوان مجری طراحی غرفه ایران در شانگهای انتخاب شد، فعالیت این شرکت در زمینه طراحی صنعتی بود و سابقه کاری زیادی در برپایی غرفه داشت و صرفاً، کار غرفه‌سازی نمایشگاهی انجام می‌داد. این شرکت در جریان مناقصه دولتی، این کار را بر عهده گرفته بود، اما واقعیت این است که در جریان برگزاری مناقصات در ایران بیش از آنکه به کیفیت و مرتبط بودن حیطه کاری شرکت‌ها با انجام پروژه‌ها توجه شود، پایین بودن قیمت پیشنهادی در اولویت قرار می‌گیرد و همین مسئله باعث شد که آغاز کار، آنگونه که شایسته آن بود صورت نگیرد.
تنها هشت ماه به زمان آغاز به کار اکسپو، مذاکرات اولیه با تیم طراحی برای تدارک طراحی داخلی و پوسته بیرونی روی سوله صورت گرفت و یک ماه بعد، اولین بازدید از سایت انجام شد. از آنجایی که کمیته‌های پنج گانه ایران با حضور نمایندگانی از وزارت خانه‌های نفت، نیرو، مسکن، ارتباطات، بهداشت، سازمان انرژی اتمی، وزارت راه و ترابری، تمامی سازمان‌های مرتبط با شهرسازی و مبلمان سازی، اتاق بازرگانی و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، مسئول بررسی محتوای قابل ارائه در سایت ایران بودند، طرح ارائه شده اولیه که با ایده "پرواز بر روی چهار باغ" بود و زمان زیادی صرف طراحی آن شده بود به طور کامل تغییر کرد و به دلیل عدم وضوح خواسته کمیته‌ها با تلاش شبانه روزی تیم طراحی، 9 طرح دیگر در طول یک ماه ارائه شد که در نهایت، طرح "پل خواجوی اصفهان" به عنوان نماد گفتگو در شهر و ارتباط دو سویه شهری به تصویب نهایی رسید.

شروع ساخت غرفه ایران

بعد از پایان اکسپوی 2005 بنا به در خواست کشورهای عضو UFI، فضایی در سایت شانگهای، در اختیار تمام متقاضیان قرار گرفت که این فضا به ایران هم اختصاص یافت اما بر خلاف سایر کشورها که از همان زمان، شروع به برنامه‌ریزی و ساخت سایتشان کردند، شرکت سهامی نمایشگاه‌های بین‌المللی ایران، اقدامی در این زمینه انجام نداد و با پایان یافتن مدت مقرر برای آغاز فعالیت در سایت اختصاص یافته، این زمین به کشور اسرائیل واگذار شد و مکان جایگزینی به ایران معرفی شد که باز هم به دلیل تعلل ایران، به کشور دیگری اختصاص یافت؛ در نهایت پیمانکار UFI راسا اقدام به ساخت یک فضای نمایشگاهی ساده به شکل سوله به مساحت 2 هزار متر مربع برای ایران کرد.
متاسفانه بزرگترین ایرادی که در این مسئله وجود داشت، اصرار اعضای کارگروه و مسئولان بر عبارت "معماری اسلامی" بود که بدون اینکه درک کاملی از آن داشته باشند بر این امر پافشاری می‌کردند. اگرچه مظاهری از معماری اسلامی در طرح‌ها دیده می‌شد ولی رضایت مسئولان، زمانی جلب شد که از قوس و نمادهای بسیار ساده و ابتدایی در طرح‌ها استفاده شد و به سمت برخوردی عامیانه با معماری پیش رفت.
با این وجود، کارها در حال انجام بود که حاشیه‌های به وجود آمده در اثر چندین بار تغییر و بی‌صاحب شدن سازمان نمایشگاه‌های بین‌المللی به این بلاتکلیفی‌ها دامن می‌زد و کسی واقعا نمی‌دانست که آیا ایران به اکسپو 2010 می‌رسد یا نه؟ علاوه بر این مشکلات، ضعف دانشی جامعه معماری ما و عدم همکاری اساتید بزرگ معماری با تیم طراحی، کاستی‌ها را افزایش داد و تعداد زیادی از اساتید معماری در قبال همکاری، مبالغ گزافی را پیشنهاد می‌کردند که در عمل قابل پرداخت نبود.

تاکید نماینده رحیم مشایی بر تاریخ 2500 ساله ایرانی

مسئله دیگری که در این میان به وجود آمد، درگیری‌های مکرر بین وزارت بازرگانی و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بود که در نهایت با حذف این سازمان از پروسه تصمیم گیری، به ظاهر خاتمه یافت؛ هر چند اسفندیار رحیم مشایی به عنوان یک چهره دولتی، همواره بر این روند تاثیر گذار بود. اصرار نماینده وی بر استفاده از نمادهای هخامنشی در طراحی غرفه و تاکید بر تاریخ 2500 ساله ایران، آن‌هم درست زمانی که طراحی به اتمام رسیده و نقشه‌ها برای مجریان چینی ارسال شده و تنها یک هفته به آغاز اجرای طرح باقی مانده بود، مشکلات خاص خود را پدیدار کرد.

هزینه طراحی غرفه ایران

یک بحث دیگر در این زمینه مربوط به هزینه‌ها بود. کل بودجه‌ای که دولت برای اکسپوی 2010 شانگهای در نظر گرفته بود، 5 میلیون دلار (معادل پنج میلیارد تومان) بود که از این رقم تنها 2 میلیون دلار به طراحی و اجرای غرفه اختصاص یافته و 3 میلیون دلار باقی مانده مربوط به هزینه‌های برگزاری بود. در حالی که به صورت میانگین، کشوری همچون عربستان حداقل 85 میلیون دلار و امارات 60 میلیون دلار صرف طراحی غرفه های خود کرده بودند. در زمان اجرای طرح توسط مجریان چینی، هیچ ناظر متخصصی از سوی ایران برای نظارت بر عملکرد چینی‌ها اعزام نشد و تنها یک کارمند ساده از سوی نمایشگاه بین‌المللی به محل اجرای غرفه سفر کرد. نتیجه این شد که طرح اجرا شده توسط چینی‌ها، 50 درصد با طرح‌های ارسالی تفاوت داشت و هیچ نظارتی هم بر این امر صورت نگرفت.

غرفه ایران در اختیار فروشنده ژاپنی

در جریان برگزاری نمایشگاه اکسپو، طبقه بالایی غرفه ایران به فروشنده‌ای ژاپنی واگذار شد که با فروش بستنی و چای ایرانی، مبلغی بیش از کل هزینه بودجه دولت برای برپایی غرفه و برگزاری نمایشگاه به دست آورد. حال این سوال پیش می‌آید؛ چه لزومی داشت، وزارت بازرگانی به عنوان متولی برگزاری اکسپوی ایران، قسمتی از غرفه را به ژاپنی‌ها واگذار کند، آیا ایران برای تجارت چای و بستنی به اکسپو رفته بود؟

و در آخر

اگر چه اکسپو 2010 موقعیت بسیار مناسبی برای حضور ایران در این رویداد مهم بین‌المللی بود اما مجموعه این عوامل باعث شد کشور ما نتواند از این موقعیت بهره‌مند شود. این عدم موفقیت دلیلی جز کم کاری و ضعف مدیریتی در سیستم اجرایی و جامعه معماری ما ندارد که شرح آن در بالا ذکر شد.
با توجه به حضور در دوره‌های مختلف و رویکرد میراثی ایران تا به امروز نسبت به مسئله طراحی و حضور طراحان و معماران به نامی همچون مهندس فرمانفرماییان، دکتر مهدی حجت و مهندس فرهاد احمدی در طراحی اکسپوهای گذشته، به نظر می‌رسد هنوز جامعه معماری ایران در ادامه روند جمع گریزی و عدم راهکارهای همسو در جهت بخشیدن به مسیر معماری معاصر ایران، هیچ‌گاه به نقطه مشترکی نخواهد رسید و با توجه به نبود معیاری ثابت و ارزشی، همگام با رویکرد‌های حاکمان و دولتمردان و نمودهای هنری ایرانی اسلامی، همچنان دست انداختن به الگوهای پر افتخار گذشته، مطمئن‌ترین و پرامتیازترین روش برای جلب رضایت متولیان و کارفرمایان، به دور از رویکردهای نوین معماری است. مسیر طی نشده‌ای که هیچگاه معماران نسل سوم این کشور بر کوتاهی نسل گذشته خود نخواهد بخشید.
اکسپو 2015 میلان در راه است و خیلی زود دیر خواهد شد... .

منبع: سایت خبری تحلیلی معماری نیوز

آرش پوراسماعیل
 



موضوعات: