بازتاب نظرات خوانندگان به مطلب

من دیگر جالب نیستم!

Reflect of Readers Comments to Note
I am not Interesting!

     بازتاب نظرات خوانندکان به مطلب: "من دیگر جالب نیستم!"

احسان: چند روز پیش عزیزی را دیدم، وقتی که داشتیم در مورد درس و دانشگاه صحبت می‌کردیم، از سردرگمی در مورد شروع طراحی و انتخاب سبک گفت، اما وقتی از او در مورد سبک و الزام استفاده پرسیدم؛ با یک جواب خیلی عجیب روبرو شدم!!!! گفتند که: ما اول سبک انتخاب می‌کنیم، بعد دیاگرام، بعد پلان و در آخر.....

طلیعه توحیدی: احساس می‌کنم که در آینده، هیچ جایی واسه معمار و معماری تعریف نشه. به قول یکی از اساتیدمون، الان تو هر کوچه ای یه آتلیه معماری باز شده. آدم اگه بتونه توی این همه به ظاهر معماری، واقعا معماری کنه...
واقعا وقتی اون دوتا عکس پست قبلو دیدم خندم نگرفت و همونجا از ته دل متاسف شدم... ازته دلم دعا می‌کنم که ای کاش روزی نیاد که من بخوام حتی واسه لحظه‌ای جای یکی از این نا معماران به ظاهر معمار بشینم.

بهزاد چهاربخش: نه آقا تموم نشده این دوران  
ترم پیش استاد عزیزم به زور میخواست روی پروژه بنده یکی از این برچسب‌هایی که هنوز تو دانشکده‌های معماری مد هستند را بچسبانند به نام فولدینگ.
خدا رو شکر، آخر ترم هم زیر بار این کار نرفتم، چون من میخواستم کیفیتهای فضایی توی ذهنم رو خلق کنم. من نمیخواستم الزاما به سبک خاصی پایبند باشم و چیزی که تو ذهنم بود به زندانی به نام سبک گرفتار بشه. کاش به جای اینکه به ما تحمیل بکنند که کارت باید دارای سبک باشه و ... به ما بیاموزند که سبک خودمان چیست و ذهنمان چگونه آزادتر است و با یک ذهن آزاد و با اطلاعات کافی، چگونه فضایی خلق کنیم که حرفی برای گفتن داشته باشد.

علی صالحی پور: با سلام و تشکر از دوست و همکار عزیزم برای توجه ویژه‌ای که ایشان به مقوله آموزش معماری در میان علاقه‌مندان دارند.
با احترام به تمامی بزرگانی که تمامی داشته‌های مثبتمان را از آنها داریم، از آنجا که مطلب اخیر درد دل آشنا از دورانی نه چندان دور از فضای آموزش معماری در برخی از دانشگاه‌های ایران بود، مرا بر آن داشت نکاتی را در این خصوص خاطر نشان گردم.
باید به این نکته توجه داشت که ذهن دانشجو در اولین قدمهای زندگی حرفه‌ای خود بوده و همچون طفلی نیازمند احترام و توجه است. لذا توجه به افکار و هدایت آنها در جهت حل مشکلات برای خلق فضایی ایده‌آل متناسب با توانایی‌های دانشجویان، وظیفه هر دوستدار معماری است. «آموخته‌ام که هرگز نباید به هدیه‌ای از طرف کودکی، نه گفت.» (چارلی چاپلین) خلق فضاها توسط دانشجویان همچون هدیه ایست که از طرف آنها نثار مدرسین می‌گردد و اولین سخنهایی است که به شکل فضا به زبان جاری می‌کند، لذا تحمیل عقاید و نه گفتن به آنها جایز نبوده و تلاش در جهت حل مشکلات و هدایت آنها برای رسیدن به یک تجسم فضایی مناسب و متناسب با زمان و مکان، خلاقیت ذهنی دانشجویان را ارتقا خواهد داد.
اساتید «ارزشمند»، موفقترین و ماندگارترین آنها در ذهن دانشجویانند. به قول آلبرت انیشتین: «سعی نکن انسان موفقی باشی، سعی کن انسان ارزشمندی باشی.»

عرفان: در معماری جهان، شاید ما دیگر آوانگاردهایی نداشته باشیم. شاید دیگر اسم‌های بزرگ نداشته باشیم، اما ما در کجای این جامعه هنری قرار داریم؟ آیا ما چندین دهه و یاصده در حالت (stand by) قرار نگرفته‌ایم؟ معماری ما در این دوران حتی در دوره (Late style) هم قرار نگرفت! آیا زمان این نرسیده که معماری ایرانی در عرصه جهانی به شکوفایی و اقتدار پیشینگانمان برسد؟ به نظر من، ما باید <ما> بشیم تا ایرانی بودنمان را ثابت کنیم...........! تا آوانگاردهای ایرانی به عرصه ظهور جهانی برسند!

 لینک مطلب: من دیگر جالب نیستم!

آرش پوراسماعیل
 



موضوعات: