باهم بخوانیم

نظریه استمرار و تداوم معماری ایرانی
برگرفته از معماری میرمیران

Read Together
Continuity Theory of Persian Architecture
From
Mirmiran Architecture

ارزش گذاری فضایی

برای اینکه بتوانیم به معماری یک دوره نمره خوب، بد و یا متوسط بدهیم نیازمند معیارهایی هستیم. زوی آنچه را که فضای داخلی نداشت از دایره معماری بیرون نهاد و با معیار فضای داخلی بر معماری دوره­های مختلف ارزش نهاد. همین روش در کار میرمیران دیده می­شود. افزایش خلاقیت­ها، تنوع فضایی، خلق فضاهای نوین، گشایش و سبکی بیشتر فضاها در یک روند تکاملی دیده شده است. اگر خط زمان را برای تاریخ معماری ایرانی ترسیم نماییم، بنابراین نظر باید در گشایش (Expansion)، شفافیت (Transparency) و سبکی (Legerity) تکامل را داشته باشیم و در اینصورت ارزش گذاری مثبت به آنها داده می­شود. در مقابل این موارد فضایی، بناها از زاویه دید شکلی و آرایه­ای نیز ارزش گذاری شده و تکامل فضا و شکل باهم مقایسه شده­اند. هرگونه خلاقیت، گسترش و تنوع فضایی در رابطه با سه معیار ارائه شده صورت می­گیرد.

وجوه اصلی فضایی و معیارها

گشایش، شفافیت و سبکی در طراحی بخش­هایی از اندام­های یک بنا جلوه­گر می­شود. از آنها به "وجوه فضایی" یاد شده است. دو وجه فضایی حیاط و گنبدخانه مورد مطالعه قرار گرفته­اند و مسیر تاریخی معیارهای یاد شده بررسی شده است. گشایش، شفافیت و سبکی سه اصطلاح معماران مدرن می­باشند که در کار گیدئین هنگام بررسی معماری گروپیوس و لکوربوزیه به آنها اشاره شد. این سه اصطلاح در رابطه با فضای اندرون و بیرون کاربرد دارند. برای مثال اگر یک فضا مانند اتاق یا گنبدخانه بوسیله دیواری از فضای بیرون آن جدا شده باشد، گشایش فضایی را دارا می­باشد. اگر این دیوار از شیشه و یا مصالحی که بین دو فضای درون و بیرون پیوندی دیداری ایجاد نماید، شفافیت را خواهیم داشت و اگر ساختمایه و یا مصالح از جنس سبک بوده و یا از ابزاری بهره گرفته شود که بجای دیوارهای سنگین آن را به پرده­های سبک تبدیل نماید سبکی را خواهیم داشت. با این اشاره خواهیم دید که چگونه وجه فضایی حیاط و گنبدخانه با این معیارها مورد سنجش قرار گرفته­اند.
در تاریخ معماری ایران بخصوص دوران اسلامی، حیاط مرکزی نقشی اساسی داشته است. از اوایل قرن ششم هجری، ایوان­ها در چهارسوی حیاط مسجد جامع اصفهان جای می­گیرند. ایوان­ها فضاهایی هستند که از یک سو به حیاط باز می­باشند. بنظر میرمیران، این نخستین شکل گشادگی فضایی بوده و پس از آن در دوره­های بعد نوآوری­هایی در خصوص گشادگی صورت گرفته است. در حیاط برخی از مساجد و مدارس اصفهان مانند مسجد امام، مدرسه صدر و مدرسه چهارباغ و نمای مسجد حکیم می­توان این نوآوری­ها را دید. در مسجد امام اصفهان با طراحی دو حیاط کوچک در جنوب شرقی و غربی آن، با چند گشادگی (در اینجا منظور تاق نما) پیوندی بین حیاط بزرگ و حیاط­های کوچک بوجود آمده است.
در مدارس چهارباغ و صدر اصفهان، گشادگی فضایی با طراحی چهار حیاط کوچک هشت وجهی انجام شده است و معمار مسجد حکیم تاق نماهایی را در طبقه بالای نمای حیاط جای داده است که نگاه مخاطب را به فضای آسمان پشت آن توجه می­دهد.

منبع: معماریان، غ.، ١٣٨۶، سیری در مبانی نظری معماری، سروش دانش، تهران.

لینک مطلب قبل: باهم بخوانیم

ادامه مبحث آینده: ادامه "وجوه اصلی فضایی و معیارها"

 آرش پوراسماعیل



موضوعات: