بازخوانی تاریخ - 8

گفتگو با رزماری گریفونه آزمون

History Restatement - 8
Dialogue with Rosamaria Grifone Azemun

در مهرماه سال 1355 کنگره­ای با عنوان "کنگره بین المللی زنان آرشیتکت در رامسر" برگزار گردید که در آن مهمانانی از سراسر جهان دعوت شدند، به مناسبت برگزاری این گردهمایی شماره 35 و 36 مجله "هنر و معماری" به معرفی زنان معمار دعوت شده به کنگره و برخی از پروژه­های آنها پرداخت. از آنجا که توجه اکثر رسانه­ها به برخی از چهره­های شاخص معماری گذشته بوده و کمتر نامی از معماران گمنام دهه­های پیش از انقلاب دیده می­شود، بر آن شدیم تا در "بازخوانی تاریخ" به معرفی برخی از معماران گمنام آن دوره بپردازیم و برای این منظور به معرفی برخی چهره­های دعوت شده به کنگره رامسر خواهیم پرداخت. در ادامه گفتگویی با رزماری گریفونه آزمون را می­خوانید.

     کنگره بین المللی زنان آرشیتکت در رامسر - گفتگو با رزماری گریفونه آزمون

R رزماری گریفونه در سال 1938 در رم، پایتخت ایتالیا به دنیا آمده و در سال 1955 وارد دانشکده معماری دانشگاه رم شده است. پس از گذراندن پنج سال دوره این دانشکده با همسر ایرانی خود "خسرو آزمون" عازم ایران شده است. در مقابل این سئوال که آیا در ایتالیا برای تحصیل معماری با در نظر گرفتن زن بودنش با اشکالی مواجه شده یا نه می­گوید:

در سال 1955 یا 56 که وارد دانشکده معماری رم شدم -فکرش را بکنید در رم پایتخت ایتالیا ... رم بزرگ - رئیس دانشکده که نمی­خواهم اسمش را ببرم با یک یک دانشجویان مصاحبه می­کرد. تا نوبت به من رسید وارد اطاقش شدم و بعد از سلام نشستم، از من پرسید: "چرا اینجا آمدی؟" گفتم می­خواهم معمار شوم. پرسید: "می­دانی معمار شدن یعنی چه؟" گفتم کسی که معمار می­شود وظیفه­ای نسبت به اجتماع خود دارد و تمام خواست­های مردم را روی نقشه منتقل می­کند و بعد آن را اجرا می­کند و من روی معماری خیلی فکر کردم و خیلی مطالعه کردم و می­دانم هدف خوبی برای زندگیم هست. رئیس دانشکده با عصبانیت نگاهی به من کرد و گفت: "این را باید بدانی اینجا بنگاه ازدواج نیست." من با تعجب پرسیدم این چه حرفی است که می­زنید؟. گفت: "بعدا می­فهمی." بعد از مدتی مفهوم حرف او را فهمیدم. از دویست سیصد نفری که برای معماری اسم نویسی می­کردند، پنجاه، شصت نفر آنها دختر بود ولی در اواخر سال بیش از نیمی از آنها ناپدید شدند و در سالهای دوم و سوم بکلی معماری را ول کردند و در سال آخر من ماندم و دو سه نفر دختر دیگر.
برای اینکه اصولا رشته معماری جزو رشته­های مشکل است و رشته­ای است که برخورد دارد با مسائل علمی، هنری، اقتصادی و غیره. پس بنابراین آدم باید معماری را با یک آمادگی روحی فکری آغاز کند. برای اینکه چیزی یاد بگیرد و بعد از اینکه چیزی یاد گرفت، تازه دوره کار کردن آغاز می­شود. من فکر می­کنم خیلی ناراحت کننده باشد که استاد به یک دانشجوی دختر بگوید برو خانه بافتنی بباف. فکرش را بکنید این اتفاق در ایتالیا افتاده، حالا چه برسد به کشورهای دیگر.

R بعد از مراجعت به ایران چه فعالیت­هایی انجام دادید؟

در روزهای اولی که به ایران آمدم پیشنهادهای زیادی برای کار داشتم و تصمیم گرفتم در یکی از دفترهای مهندسین مشاور شروع به کار کنم (دکتر اعتصام). ضمنا دانشگاه ملی احتیاج به استاد داشت و به من پیشنهاد شد آنجا درس بدهم. سه سال در دانشگاه ملی تدریس معماری داشتم.

     کنگره بین المللی زنان آرشیتکت در رامسر - طرح بیمارستان کوی دانشگاه تهران

     کنگره بین المللی زنان آرشیتکت در رامسر - طرح بیمارستان کوی دانشگاه تهران
                                     بیمارستان کوی دانشگاه تهران

R چه عواملی باعث شد که تدریس را کنار گذاشتید؟

متاسفانه محیطی به وجود آوردند که نتوانستم آنجا بمانم. دانشجو هیچ ایرادی ندارد. همه می­گویند دانشجو بد است. چرا؟ دانشجو مثل برادر یا خواهر من می­ماند، این ناراحتی ندارد، این یک موضوع اجتماعی است. ناراحتی عجیبی که از محیط دانشگاه حس می­کردم، ناهماهنگی بین استادان و عدم همکاری بین آنها بود. هیچکدام نه تنها باهم همکاری نداشتند بلکه احساس دشمنی هم نسبت به یکدیگر می­کردند. در معماری هرگز نباید چنین موضوع­هایی پیش بیاید. مدتی هم روی طرح جامع تهران در شهرسازی (شهرداری) کار کردم و بعد در دفتر مشاور دیگری مشغول به کار شدم که کتاب "مجموعه­های ورزشی" جزو مطالعاتی است که در این دفتر انجام دادم. غیر از کارهای اداری، کارهای خصوصی دیگری هم دارم که عبارتند از ویلاهایی در تهران، شیراز و شهرهای دیگر. فرودگاه رامسر (با همکاری یک شرکت ایتالیایی)، سینمایی در قلهک که اکثر اینها با همکاری شوهرم یا افراد دیگر انجام یافته است.

     کنگره بین المللی زنان آرشیتکت در رامسر - طرح اولیه فرودگاه رامسر
     ‌‌‌‌                                     طرح اولیه فرودگاه رامسر

R در مورد کنگره زنان آرشیتکت و اصولا فعالیت­های معماری خاص زن می­پرسم.

چهار یا پنج سال پیش من به زنهای آرشیتکت پیشنهاد کردم که جمع بشویم و کار خودمان را به صورتی به جامعه نشان بدهیم. منظورم این نیست که فرضا ما با زنهای دیگر فرق داریم یا باید از آرشیتکت­های مرد جدا شویم، چون بعضی­ها می­گویند کار ما همان کار مردهاست، من هم منظورم این است که این تفاوت نداشتن را ثابت کنیم. مثلا طبیب زن معلوم شده که در دنیا چه کارهایی دارد. صحبت ایران را نمی­کنم. درباره معماری هنوز نکات ناشناخته­ای مانده و اصولا رشته تازه­ای است. پس بنابراین لازم است که زن در این رشته خودش را نشان بدهد. چون معماری رشته­ای است که مستلزم استعداد نیز می­باشد. ممکن است یک معمار دکترا هم داشته باشد ولی دارای استعداد کافی برای انجام یک کار خوب نباشد. در آن موقع عده­ای با پیشنهاد من مخالفت کردند که اگر اینجا چند نفر زن جمع بشوند و دفتری باز کنند با محیط و جامعه ایران جور در نمی­آید ولی بعد از مدتی ثابت شد که اینطور نیست و حتی دفتری نیز با این مشخصات در تهران شروع به کار کرد. به هر حال اول باید ثابت کنیم که می­توانیم به تنهایی هم کاری بکنیم و بعد به کارهای مشترک مشغول شویم. چون وقتی همکاری باشد، مرد همیشه در آخر ادعا می­کند که من بودم که این کار را کردم.
یادم هست صاحبکاری داشتم که برای دیدن پروژه­ای پیش من آمده بود، پس از دیدن آن گفت خوب است ولی فکر نمی­کنم تو بتوانی به تنهایی این کار را انجام دهی. من شخصا فکر می­کنم که حتما می­توانم مدتی جداگانه کار بکنم، فقط برای اینکه نشان بدهم می­توانم این کار را بکنم و فکر می­کنم کارهای جالبی هم بتوانم بکنم، که البته با همکاری آرشیتکت مرد این کارها شاید هم بهتر بشود. چون جدا کردن زنها از مردها اصولا کار صحیحی نیست. ما همانطور که در زندگی مشترک هستیم، در همه کارها هم باید همین اشتراک را داشته باشیم. در یک کتابی از زنها خواندم که نوشته بود الان نوبت ماست که راجع به زنها بنویسیم. برای اینکه تاریخ تا حالا از طرف مردها نوشته شده و همه همان است که مردها نوشته­اند.
کار دیگری که من به خانم­های آرشیتکت پیشنهاد کرده بودم این بود که خانم­ها استعداد زبان زیادی دارند - اصولا زن استعداد زبانش بیش­تر از مرد است- و پیشنهاد کردم الان که ایران واقعا به ترجمه احتیاج دارد و این کاری است که اقلا ما می­توانیم انجام بدهیم و با توجه به اینکه کتاب­های هنری و معماری به زبان فارسی خیلی کم است، چه اشکالی دارد که کتاب­های معماری را برای ایرانیان ترجمه کنیم؟ من خودم درصورتی که ایران بمانم، ممکن است این فعالیت­ها را انجام دهم. ولی همین کار هم بودجه می­خواهد، ناشر پول می­خواهد، چاپخانه پول می­خواهد و چون کتاب­های معماری به خاطر عکس و نقشه زیاد گران تمام می­شود، پس مجبوریم گران بفروشیم و درنتیجه عده کمی آنرا می­خرند. ما با زحمت موفق به چاپ کتاب مجموعه­های ورزشی شدیم ولی در فروختن آن مواجه با اشکال هستیم.

     کنگره بین المللی زنان آرشیتکت در رامسر - پلان خانه ویلایی در شمال تهران

     کنگره بین المللی زنان آرشیتکت در رامسر - نمای خانه ویلایی در شمال تهران
                                       آپارتمانی مسکونی در تهران

R خانم آزمون در مقابل این سئوال که آیا ازدواج با یک آرشیتکت می­تواند چه تاثیراتی در نحوه کار و طرز فکر معماری یک زن معمار داشته باشد گفت:

این مساله ثابت شده که اصولا زن معمار وقتی با یک آرشیتکت ازدواج کرد به ندرت می­توانند باهم کار کنند ولی بالاخره شاید مجبور به توافق باشند. بارها اتفاق افتاده مثلا سر یک پله بین من و شوهرم جرو بحث شده و یا در مورد چیزهایی راجع به پروژه ولی آخرش گفته­ام زندگی من نباید سر یک پله خراب بشود. اصولا در معماری باید همفکری وجود داشته باشد.

منبع: مجله هنر و معماری. شماره ٣۵-٣۶. مرداد – آبان 135۵.

آرش پوراسماعیل