خارج از معماری

آیا فضا لایتناهی است؟

Outside the architecture
?Whether space is infinite

- بشر قبل از دوران مدرن، چه تصوری از کره زمین داشت؟ آیا غیر از این بود که زمین را سطحی صاف و لایتناهی می­پنداشت که از دو سمت شرق و غرب کرانی برای آن قائل نبود؟
- با پی بردن بر کرویت زمین چه بر سر باورهای قرون وسطایی او آمد؟
- بشر در آغاز هزاره سوم چه تصوری از فضای بیکران دارد؟ آیا غیر از این است که فضا را لایتنهایی می­پندارد که از دو سمت شرق و غرب کرانی برای آن وجود ندارد؟
- چقدر شگفت زده خواهید شد، اگر از سمت غرب کره زمین شروع به پیشروی در فضای بیکران کنید و بعد از مدتی خود را در سمت شرق زمین بیابید؟

 تصور صحیح بودن این فرضیه به حدی تکان دهنده و شوک آور است که نمی­توان به سادگی از تفکر درباره آن اجتناب کرد. به گمانم هر ذهن خلاقی بصورت ناخودآگاه ساعتهای مدیدی را صرف پردازش موضوع خواهد کرد. در ادامه برای روشن شدن قضیه، مطلبی از "فرد آلن ولف" را در کتابی با عنوان "متافیزیک از نگاه فیزیک" می­خوانیم.

        آیا فضا لایتناهی است؟

یکی از مواردی که تصورش بسیار مشکل است جهان بیکران است. جهان چگونه می­تواند تا ابد ادامه داشته باشد؟ ولی شاید تصور یک جهان محدود و متناهی مشکل­تر باشد. در این صورت، در مرز جهان متناهی چه اتفاقی روی می­دهد؟ در سوی دیگر مرز چه خبر است؟
در حقیقت هیچ کس نمی­داند؛ چون به نظر می­رسد تصور چیزها در فضای بیش از سه بعد امکان پذیر نباشد و همان طور که می­دانیم جهان در میدانی چهار بعدی قرار دارد که سه بعد آن مربوط به مکان و بعد دیگر مربوط به زمان است. در عین حال، اگر لحظه­ای قوه تخیلمان را به کار گرفته و جهان را فقط در دو بعد مکانی و یک بعد زمانی در نظر آوریم، متصور ساختن آن امکان می­یابد. برای چنین کاری، تصور کنید که کل جهان بر سطح یک بادکنک قرار داشته باشد، در این صورت چه چیزی را متوجه می­شویم؟
یک سئوال این است که آیا چنین جهانی می­تواند تا ابد جریان داشته باشد؟ از دیدگاه ما نمی­تواند ولی در عین حال اگر مجبور باشید به طور پیوسته، در یک جهت روی این کره حرکت کنید، به هیچ لبه و مرزی نمی­رسید. به نظر می­رسد جهان ما چنین خصوصیتی داشته باشد، ولی امکان دارد بپرسید که آیا اگر به دور بادکنک بگردید، به نقطه­ای که حرکت را از آنجا آغاز کردید نمی­رسید؟ بله، در صورتی که بادکنک منبسط یا منقبض نشود می­رسید ولی اگر کسی بادکنک را باد کند، به همان نقطه نخواهید رسید، حتی اگر به نظر نقطه­ای مشابه باشد. این به علت افزوده شدن بعد زمان است. جهان ما هم چنین ماهیتی دارد؛ در حال بسط یافتن است.
بنابراین مثال می­توان گفت که جهان درون چیزی قرار ندارد بلکه درون خودش است. برای کسی که خارج از سطح بادکنک ناظر وقایع است یعنی در وراء فضا و زمان قرار دارد، واضح است که چه چیزی در جریان است. برای او فضا و زمان مفهومی ندارد. به همین ترتیب در سطوح بالاتر هستی نیز فضا و زمان وجود ندارد.

 لینک مطلب مرتبط با موضوع: ساختارشکنی در مقیاس انسانی

 آرش پوراسماعیل



موضوعات: