از 2000 تا کنون در پکن
یادداشتها
از 2000 تا کنون در پکن
Notes
In Peking, From 2000 To Now
در این یادداشت گریزی به پکن خواهیم زد، نه پکنی که امروز تابلوی زیبایی از معماریهای عظیم است، بلکه گذشته و پایتختی با تعصبی خشک و در حال فرار از مدرنیته. المپیک 2008، در پایتخت چین، شهر پکن با شکوه هر چه تمام برگزار گردید. شاید به جرات میتوان گفت درصد زیادی از این عظمت، مدیون معماران است. ورزشگاه لانه پرنده که توسط "دمورن و هرزوگ"، طراحی شده بود، همه روزه در اخبار و محافل ورزشی هم شنیده میشد و اکنون در اذهان بسیاری جای دارد. ساختمان دیجیتال پکن که برای مقدمات المپیک، طراحی شده بود و در حقیقت مرکز اطلاع رسانی دیجیتالی برای این منظور به شمار میرفت به نوبه خود از معماری تحسین برانگیزی برخوردار است. بنای ورزشهای آبی که طراح آن گروه "PTW" است و با همکاری "ARUP" اجرا شده است، جزو برترینهای معماری به شمار میرود. سالن بسکتبال ملهم از شاخههای بامبو کاری از "Zhuang Weimin" نیز در نوع خود جذاب است. در این بین استادیوم شن یانگ که میزبان بسیاری از مسابقات فوتبال بوده است و صدها بنای دیگر وجود دارد که صرفا برای این المپیک و در طول چند سال اخیر ساخته شدهاند، هتلها، فضاهای سبز، خیابانها و ... در ابعاد دیگر مساله و فارغ از المپیک، ساختمان CCTV که طراح آن "رم کولهاس" است، محتمل بسیاری از قوانین فیزیک را به فراموشی سپرده است و بدور از جاذبه و چنین امور دست و پاگیر در حال اتمام است تا به یک شاهکار تبدیل شود و پکن همچنان در حال "نمو معماری" است. برای اولین بار کتابی از المپیک صرفا در ارتباط با معماری این دوره منتشر شد که این خود سند مهمی در ارزش معماری به موازات ارزش المپیکی عظیم و جهانی است.
اینها تفاسیر کوتاهی از اکنون پکن بود و حال به گذشته یعنی حدود 9 سال پیش و بخشی از گزارشی که "مارک انیل" در سال 2000 نوشت، باز میگردیم، زمانی که معماری فرانسوی و شهره در طراحی و ساخت فرودگاه به چین آمد تا تماشاخانه عظیم پکن را بسازد. بنایی حباب شکل از جنس تیتانیوم و با شیشه نیمه شفاف که بر روی دریاچه قرار داشت با 4 تالار سخنرانی و 6000 صندلی و هزینهای بالغ بر 300 میلیون یورو. طرح "پل اندرو"ی فرانسوی به عنوانی طرحی بسیار گران، بسیار نخبه گرایانه و در عین حال بسیار خطرناک که هیچ سنخیتی با پایتخت تاریخی چین نداشت، معرفی شد و مورد اعتراض قرار گرفت. جامعه معماران چین به طور دست جمعی به این بنا معترض شدند، آنان مخالفت خود را به این امید علنی کردند تا شاید طرح مورد بازنگری قرار گیرد، به طوری که حتی مراسم افتتاح و شروع به کار این بنا نیز لغو گردید. "لیوشا اوشی"، معمار و رئیس سابق اداره شهرسازی پکن، مسئولان شهر پکن و همچنین وزارت فرهنگ چین را به ارتکاب اشتباه بزرگ و شهروندان را به غرب پرستی متهم کرد و این کار را احمقانه خواند. "آلفرد پنگ"، معمار چینی ـ کانادائی، علیه "پل اندرو"، دادخواستی تسلیم دولت نمود و آن را ضد تصمیم حزب کمونیست و کار را فاقد اولویت و برتری فرهنگ ملی کشور و سنتهای فرهنگی انقلاب دانست. طرحی که با بمب تروریستها منهدم میشود و شبیه قلعههای قرون وسطایی باعث شکاف بین اقشار مردم میشود. از طرفی گفتند، "اندرو" از فرهنگ چین عمیقا بیاطلاع است. بعضی از معماران دیگر نیز با رویکردی محافظه کارانه و با مخفی کردن اسامی خود، در مقابل این طرح قرار گرفتند. ولی "پل اندرو" همچنان از کار خود دفاع نمود و گفت:((تا 20 سال بعد این بنا به عنوان یک بنای چینی پذیرفته خواهد شد، طرح من کاملا جدید است و تا کنون نظیر آن در جایی دیده نشده است. این طرح نه تنها از بیرون زیباست بلکه تمام کاربریها و عملکردههای ضروری و لازم را نیز داراست. این طرح بس بلندپروازانه و نوآورانه است)). "پل اندرو"، بی اطلاعی از فرهنگ چین را قبول کرد ولی فرهنگ را چیزی متغیر دانست که دگرگونیهای فراوانی در خود دارد.

به نظر شما در مقام مقایسه بنای تماشاخانه چین با بناهای دوران المپیک در چه ردهای قرار میگیرد؟ البته منظور من در رابطه با برتریت بنا نیست، منظورم سنخیت فرهنگی و حد نخبهگرایی و بلند پروازی است. "اندرو"، زمانی که از تغییرات سخن میگفت، ناحق نبود و یک رویداد مانند المپیک نقطه عطفی بود که نه تنها معماری پکن بلکه کل چین را تحت الشعاع قرار داد. زمانی با طرح "اندرو" به خاطر هزینه گزاف 300میلیون یورویی مقابله شد در صورتی که:
هزینه ساخت استادیوم لانه پرنده 423 میلیون دلار بوده است.
هزینه ساخت استادیوم ورزشهای آبی بیش از 150 میلیون دلار بوده است.
هزینه برگزاری المپیک چیزی بالغ بر 48 میلیارد دلار بوده است.
هزینه ساخت CCTV حدود 600 میلیون یورو تخمین زده شده است.
شاید کشور ما نیز نیاز به معماری شجاع یا المپیکی دارد تا کمی به جلو برود، به امید آن نقطه عطف.
اولدوز فضلعلی
یک معمار - یک پروژه
یک معمار - یک پروژه - ١
پیتر آیزنمن
An Architect - A Project - 1
Peter Eisenman - Bibliotheque de LIHUEI
Geneva - Switzerland, 1996 - 1997
The late-twentieth century has witnessed the growing awareness of virtual space, space that has always been repressed in actual space by the constraints of form-making. The tradition of architecture has been based on the making of form for the past 400 years. This priority gave a value to forming, while space was seen as a residue. In our library, space is the initiating condition, which produces a series of spaces that can be called interstitial, space that is neither the product of a framing ground nor formed from the generation of a preexistent figure. The interstitial is an intermediate condition between figure and ground, between form and space. It is the result of a process of spacing, which involves the transformation and recording of vectors, energy flows that have a mass and a density.

Given the idea of memory that permeates both a library and the idea of space, we began with a diagram of neurological activity, transforming it to become a trace rather than a representation in the final organization of space. We brought this diagram to the site, which is located at an intersection of two types of urbanism: one in which a landscape of parks defines the spaces, another in which the spaces are defined by objects. The project operates between the landscape and the object, blurring both conditions in one heterogeneous space. The library is a series of functional prisms capable of simultaneously performing multiple tasks, producing a realy of knowledge that can express the acquisitions of the past in a new representation of knowledge with inferences from artificial intelligence. The diagrammatic structure from which we began produced an architecture that does not embody memory as form but rather develops a form that is a trace of its process.






آرش پوراسماعیل
معماری و فضای نمایشگاهی
آموزههای معماری معماری و فضای نمایشگاهی - بخش دوم Course Of Architecture
Architecture & Expositional Space - Second Part
در کشور ما از چند دهه قبل و با صنعتی شدن کشور، ساخت فضاهای نمایشگاهی آغاز شده است. هم اکنون سالیانه بیش از صدها نمایشگاه در مقیاس محلی، منطقهای و ملی و در حوزههای متنوعی برگزار میگردد. اما آنچه در کشور ما کمترین اهمیت را داشته، توجه به معماری فضاهای نمایشگاهی بوده است. به واقع ارزش چنین فضاهای تاثیرگذاری که امروزه کارکردهایی ورای نمایش ساده محصولات دارد شناخته نشده است. در حقیقت فضاهای نمایشگاهی یکی از سیالترین فضاهای معماری و به عنوان فضای تعاملات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در یک مقیاس کلان میباشند. اکنون ارزش چنین فضایی در کشور ما تا حد چند سوله و یا چند سالن با پوشش خرپای فضایی تنزل یافته است. بزرگترین فضای نمایشگاهی کشور، نمایشگاه بینالمللی تهران نیز که همه ساله پذیرای دهها نمایشگاه در زمینههای مختلف میباشد با مشکلات عدیدهای مواجه است. در استانها هم اغلب نمایشگاهها از محیط و فضایی نامناسب برخوردارند.

با وجود مشکلات فراوانی که دامنگیر فضاهای نمایشگاهی کشور شده است از پتانسیل عظیم این مکانها در جذب مخاطبان بیشمار نمیتوان چشم پوشی کرد. جمعیت فراوانی که اغلب به دلیل عدم وجود فضاهای شهری به دنبال بهانهای برای جمع شدن و گذران اوقات فراغت خود میباشند در کنار مخاطبان تخصصی، شور و حال عجیبی را در نمایشگاههای کشور پدید میآورند. شاید همین پتانسیل غنی انسانی، بهترین بهانه برای شرکتهای تولیدی و خدماتی گردیده تا با وسواس هرچه بیشتر به طراحی و پیادهسازی غرفههای نمایشگاهی خود بپردازند. همین مساله، بهترین فرصت برای خیل عظیم معمارانی است که علاقهمندند تا فضاهای متفاوتی را طراحی و تجربه نمایند. هرچند از غرفههای نمایشگاهی با عنوان سازههای موقت نام برده میشود و همانند سایر بناهای معماری تاثیر ماندگار و طولانی مدت را ندارند ولی در عوض امکانات و فرصتهای بیشماری را در اختیار طراحان خود قرار میدهند تا تجربه نوینی از یک فضای معماری بر پایه تکنولوژیهای جدید، نور، صوت و ... فراهم آورند.








به نظر میرسد با گذر زمان و با تغییر ذائقه عموم مردم و با گسترش آگاهی مدیران بخش تولید و خدمات، توجه همه به افزایش کیفیت طراحی و ساخت فضاها و غرفههای نمایشگاهی معطوف شده است. اکنون بهترین فرصت برای معماران، خصوصا معماران جوان فراهم گشته تا به دور از دغدغههای عملکردی و اجرایی دیگر بناهای معماری به طراحی فضاهای نمایشگاهی همت گمارند.
مطالعه بخش اول "معماری و فضای نمایشگاهی"
آرش پوراسماعیل
بخشی از کتاب الفبای معماری لوئی هلمن
با هم بخوانیم
بخشی از کتاب الفبای معماری لوئی هلمن
Read Together
Epissode Of Architecture A – Z By Louis Hellman
لوئی هلمن، معمار و نویسنده، متولد لندن به سال 1936 و فارغ التحصیل رشته معماری از دانشگاه لندن و Ecole des Beaux Arts پاریس است. آثار لوئی هلمن در حوزه معماری، آوازهای جهانی دارد. به گفته روزنامه گاردین، او از دهه 1960 تا کنون، طنز نوپردازی رسمی در حوزه معماری بوده است. او در تمام زمینههای حرفهاش از شهرتی جهانی برخوردار است. در "الفبای معماری"، او از الفبا به عنوان رهنمودی گیرا در روند معماری و طیف کاملی از عوامل تاثیر گذار بر شکلگیری و طراحی ساختمانها، استفاده میکند. هلمن در ارائه کتابی تبسم و تفکرانگیز، از مهارتی بینظیر، برخوردار بوده است. او به معماری به مثابه رشتهای منفرد، ننگریسته، بلکه همواره آن را در زمینه اجتماعیاش جای میدهد. کاریکتورهای او مملو از درایت و بینشی یگانه به دنیای معماری است. "الفبای معماری"،افزون بر طنزی که دارد، آموزنده نیز هست و همه شیفتگان معماری را به وجد میآورد. این کتاب درآمدی جامع و شگفتانگیز به دنیای واژگان معماری است. کتاب شامل بخشهایی همانند "م"، مثل معماری، "س"، مثل ساختمان،"گ"، مثل گوتیک و ... است.
"م"، مثل معماری:معماری چیست؟ سه تعریف متداول از معماری:

در واقع تعریف بسیاری برای معماری ارائه شده، که همگی آنها اغلب سردرگم کنندهاند. فرهنگ واژگان در مورد معماری چه میگوید؟ معماری: هنر و دانش طراحی و ساخت ساختمان است. بنابراین معماری هنر و دانش یا فنآوری را به هم میآمیزد تا از این رهگذر، محیطی متناسب با نیازهای انسان خلق کند.

معماری صورتی از هنر است، اما نه یک هنر مجزا و موزهای؛ هنری که همه افراد را تحت تاثیر قرار میدهد. همگان، بخواهند یا نخواهند، معماری را تجربه میکنند. به طور مثال اگر موسیقی مدرن را دوست نداشته باشید میتوانید به آن گوش نکنید، ولی اگر ساختمان جدیدی در محل زندگی شما، ساخته شود نمیتوانید از دیدن آن خودداری کنید. البته این موضوع فقط به مساله دیدن محدود نمیشود، بلکه معماری به کمک طیف وسیعی از محرکها با ما ارتباط برقرار میکند.

بنابراین، معماری به مثابه یک هنر، با ما ارتباط برقرار میکند و همچون سایر هنرها میتواند آزار دهنده، الهام بخش، خوب، بد یا متعالی باشد، این ویژگیها به اهداف پدید آورندگان یا طراحان آن بستگی دارد.

معماری تابع موضوعات متعددی همچون مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است، به عبارتی معماری آینهای است که جامعه مربوط و ارزشهای آن را باز مینمایاند. علاوه بر این تفسیر،"مفهوم" آن هم، موضوع مهمی است و بسته به دیدگاههای شخصی و یا مقاطع زمانی، تفاوتهای بسیاری را شامل میشود.

معماری به منزله نمود ارزشهای اجتماعی، نوعی تاریخ زنده و ثبت نشدهای است که میتواند به اندازه همه دیگر اسناد، گویا باشد. فرم آن نیز طیف وسیعی از تاثیرات اقلیمی، فرهنگی، فناورانه، اجتماعی و نیازهای بشری را شامل میشود. چنین تاثیراتی را میتوان تا زمان آغاز معماری یعنی عصر حجر دنبال کرد.

اولدوز فضلعلی
تهی شناور
خلاقیت در معماری
تهی شناور
Initiative In Architecture
A float Void
هر از گاهی یک موضوع خاص، بهانهای برای طرح ایدههایی معمارانه میگردد. ایستگاه تراموا شهر Alicante در اسپانیا یکی از این موارد است. وقتی به ساختار معماری این ایستگاه مینگریم، پیش از هرچیز، توجهامان به کارکرد آن به عنوان یک فضای شهری جلب میشود. پروژه از یک سلسله مسیرهای دسترسی در میان فضای سبز شکل گرفته که مخاطبان خود را به مرکز یک میدان شهری هدایت مینمایند. در مرکز میدان، دو جعبه توخالی به طول 36 متر، عرض 3 متر و ارتفاع 5/2 متر بصورت شناور در فضا قرار گرفتهاند.


اینجا محلی برای کسب تجربه نوینی از فضا، محلی برای ملاقات با دیگران و یا شاید مکانی برای ایستادن و انتظار کشیدن برای رسیدن تراموا است. پوستههای یک پارچهای که بوسیله 800 سوراخ دایرهای متخلخل شدهاند، در طول روز سایههای شگفت انگیزی از نور آفتاب را بر کف زمین ایجاد میکنند و شب هنگام عملکردی وارونه یافته و نور داخل جعبهها را به فضای خارج منتشر مینمایند.




اینجا پوستههای متخلخل، نورهای خطی، مسیرهای دسترسی، سکوهای نشستن، فضاهای سبز، تجربه نسیم، نور و سایه روشن در بطن دو جعبه تهی شناور، کیفیتی خارقالعاده از فضای مکثی در شهر فراهم میکنند تا تجربه نوینی از یک معماری منحصر به فرد را عرضه نمایند.





Architects: SUBARQUITECTURA
Location: Rotonda de Sergio Cardell, Alicante, Spain (38.364°N, 0.432°W)
Structure: SUBARQUITECTURA
Site Area: 5.090 sqm
Budget: 654.638 EURO (US $1.01 million)
Project starts: September 2005
Project ending: October 2006
Inauguration date: Early 2007
آرش پوراسماعیل
باغ و دریا
سکونتگاهها – 3
باغ و دریا
Habitations – 3
Garden & Sea
شناسنامه کار:
Architects: Takao Shiotsuka Atelier
Location: Japan
Client: Private
Project year: 2008
Constructed area: 237 sqm
مشخصات بنا:
Takao Shiotsuka،معماری ژاپنی است. وی متولد سال 1965 است و تحصیلات خود را در ژاپن به پایان رسانده، در سال 1994 اتلیه معماری خود را تاسیس نموده است و از چهرههای موفق معماری این کشور به شمار می آید. او در سال 2001 جایزه Good Design و در سال 2002 جایزه مسابقه طراحی پروژه مسکونی به داوری ژان نوول و تادائو آندو را کسب کرده است. در سال 2004 نمایشگاهی تحت عنوان معماری جدید در لهستان و ژاپن در کشور لهستان برگزار نموده است. به کارهاها و فعالیتهای او در مجلات معتبری همچون Architectura Record، Hauser و ... می توان اشاره کرد. پروژه باغ و دریا، بنایی مسکونی است که ساخت آن، امسال به پایان رسیده است. سادگی، ظرافت و توجه به محیط پیرامون، از نکات بارز این طرح است. سایت این بنا در مقابل دریا قرار گرفته است. طبقه اول بنا با باغ ارتباط دارد. دو نمای بنا کاملا شفاف است که یکی از آنها مشرف به دریاست. این بنا بیشتر حالت ویلایی دارد و برای استفاده در روزهای تعطیل و آخر هفته در نظر گرفته شده است.















اولدوز فضلعلی
دومین سالگرد فضای رویداد
فصلی نوین در فضای رویداد
دومین سالگرد فضای رویداد
New Season In Event Space
Second Jubilee Of Event Space

شنها از باریکهای، از این سوی شیشه به سوی دیگر میروند و تکرار ... یک، دو، سه... زمان و زمان، اما چقدر زود، چقدر سریع، در این فاصله کم ته شیشه تا ته دیگر، سالها میگذرند. از اولین سلام ما دو سال گذشت، مثل برق و باد. نوشتیم؟ آموختید؟ رد پایی به جا گذاشتیم؟ آری هنوز برای گفتن اینها زود است. این چند خط برای این است که بگوییم:
فصل سوم آغاز گردید
دوستان، ممنونیم
رهگذران وادی مجازی، ممنونیم
دلگرممان کردید، ممنونیم
نوشتید و خواندیم و آموختیم، ممنونیم
ما هم به سهم خود تلاش نمودیم
از داشتهها و دانستهها به جا گذاشتیم
به نا داشتهها افزویدم
امیدواریم
به تلاش
به پشتکار
به پیشرفت
به درک
آرزومندیم
به آنانکه ما را تنها نگذاشتهاند
به آنانکه پس از این با ما خواهند بود
دستان شما را صمیمانه میفشاریم
ممنونیم و بس
فضای رویداد
با تشکر و قدردانی از دوستان:
نصیر زرین پناه
نازی ادریسی
ابوالفضل حبیبی
کمال یوسف پور
محمدحامد موسوی
شیوا فضلعلی
بختیار لطفی
فرناز ضرابیان- محمدرضا منعام
مهران بایرامزاده
لاله فروغانفر
جعفر بزاز- سیما هاشمی نیا
الناز تبریزی
محمدعلی عبدالصمدی
امیرعلی سیسی
بهرام هوشیار یوسفی
محمدرضا شیرازی
زهرا رستمی
محمد چاوشانی
سعید اساسی
هادی مناف زاده
سعید نوروزی
علیرضا یاورزاده


