بـدرود استـاد
پایانی غم انگیز برای ما، آغازی دلنشین برای او
آخرين باری كه او را ديديم، همايش جامع معماری همدان بود. در روز اول همایش، ایشان سخنران نخست بودند. بخاطر میآوریم زمانی را که مجری از پدر مرمت و تاريخ معماری ايران و چهره ماندگار اين سرزمين سخن گفت؛ بعد از آن قرار شد در يك همايش يك روزه مرمت در مهر ماه سال جاری ميزبان ايشان باشيم، ولی حيف كه امروز فقط میتوانيم بگوييم، استاد سفرت به خير و روحت شاد... ما به يادت خواهيم بود.

بيوگرافی استاد باقر آيتالله زاده شيرازی
وی به سال 1315 در نجف اشرف متولد گردید. ديپلم رياضی و فيزيك را در سال 1335 از دبيرستان دارالفنون اخذ نمود. در سال 1342 موفق به دریافت درجه كارشناسی ارشد معماری از دانشگاه هنرهای زيبای تهران شد. دوره عالی شهرسازی را به سال 1342 شروع نمود ولی آن را نيمه كاره رها كرد و عازم ايتاليا شد، در آنجا دوره تخصصی مطالعه و مرمت بناها و بافتهای تاريخی دكتری را در دانشگاه ساپينزای رم گذراند و در سال 1350 فارغالتحصيل گشت. سپس برای يك دوره كوتاه مدت مرمت بافتهای سنگی به انيستيتوی مطالعات پيشرفته معماری يورك واقع در انگلستان رفت. او بين سالهای 1345 تا 1358 رئيس دفتر فنی سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ايران در استان اصفهان و كارشناس مسئول پژوهش و مرمت بناها و بافتهای تاريخی بود. در فاصله بين سالهای 1358 تا 1366ریاست سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ايران و سرپرستی اداره كل بناها و آثار باستانی ايران را بر عهده گرفت. در سال 1366 معاون اجرائی، قائم مقام و كارشناس پژوهشی مسئول در سازمان ميراث فرهنگی كشور شد و در سال 1379 از همان ارگان بازنشسته گرديد. ايشان در حوزه آموزشی، تحقيقاتی و حرفهای نيز فعاليت داشتند. از سال 1355 تا سال 1385 در زمينههای مختلف معماری، شهرسازی و مرمت در دانشگاههای دولتی و آزاد بصورت استاد مدعو حضور داشتند. از سال 1379 تا 1385 عضو هيات علمی دانشگاه آزاد اسلامی مركز، دانشكده هنر و معماری و كارشناسی ارشد مرمت بناها و بافتهای تاريخی بودند. در بين سالهای 1359 تا 1385 به عنوان مدير مسئول و موسس مجله تخصصی و علمی- ترويجی "اثر" وابسته به سازمان ميراث فرهنگی كشور فعاليت داشتند. در فاصله سالهای 1379 تا 1385 عضو موسس و رئيس موسسه فرهنگی ايكوموس ايران، كميته ملی ايكوموس بينالملل وابسته به يونسكو بودند. دكتر شيرازی دبيری كنگره اول، دوم و سوم تاريخ معماری و شهرسازی را بر عهده داشتند. بين سالهای 1380 تا 1385 عضو پيوسته فرهنگستان هنر ايران بودند. او در سال 1380 به عنوان چهره ماندگار معرفی شد و در سال 1383 برگزيده بازنشسته ملی گشت و چهار لوح تقدير از دانشگاه آزاد و لوح تقدير بهترين ترجمه كتاب را دريافت نمود. ایشان در دوران فعاليتش راهنمايی بيش از صد رساله دكترا، كارشناسی ارشد و كارشناسی را بر عهده داشت. وی همچنین عضو افتخاری آكادمی معماری كشورهای شرقی بودند. استاد حدود 120 تاليف، ترجمه در ارتباط با معماری و شهرسازی دارند كه از جمله آنان به ترجمه كتاب معماریاسلامی ايران اثر هيلن براند و جلد دوم و سوم بررسی هنر ايران - دوره اسلامی و بخشی از جلد اول در ارتباط دوره هخامنشی و پارتی میتوان اشاره نمود.
پایانی غم انگیز
در روز ۲۸ مرداد، در مراسم بزرگداشتی که برای دکتر شیرازی برگزار شده بود و جمعی از اساتید معماری و مرمت و سایر علاقه مندان به ایشان در این مراسم حضور داشتند، استاد شیرازی سخنانی دلنشین به زبان آورد، از معماری ایرانی گفت و از مرمت بناهای تاریخی و مذهبی و همچنین اجر معنوی و پاداش اخروی چنین امری و یاد آور شد که تمام تلاشهایش در این مسیر برای جلب رضای خداوند بوده است، پس از پایان سخنرانی در میان دیدگان همه حضار، حال ایشان نامساعد شد و جلسه به هم خورد، هر کسی به نوبه خود تلاش کرد تا کاری انجام دهد، عده ای می گریستند، برخی در تلاش برای انجام کاری و کمکی بودند... ولی سرانجام حتی تنفس مصنوعی و ماساژ قلبی هم کارساز نیافتاد و بدین ترتیب استاد در آغوش تمام دوست دارانش دیده از جهان فروبست. روحش شاد و قرین آرامش باد.
فضای رويداد
يـادداشـتها ...
Notes…
چند روز پیش داشتم دفتر یادداشتم رو ورق می زدم و برخوردم به جملاتی که از گوشه و کنار دنیای مجازی یا در جراید دیده و نوشته بودم ...
فرانك گهری: احساس من اين است كه بهترين مهارت من به عنوان يك معمار دستيابیم به هماهنگی بين چشم و دست است. من میتوانم آنچه را كه در روی كاغذ میكشم به يك مدل و ماكت تبديل كنم و آن مدل را نيز به يك ساختمان.
رم كولهاس: مهمترين چيزی كه معماری را در قرن اخير تحت تاثير قرار داده، سيستم سياسی بوده است، چنانكه در شوروی سايق ما با ساختارگرايی و ... مواجه شديم كه توانست روندی را در جامعه به وجود آورد. اما امروزه معماری تابع بازار و عوامل وابسته به آن است. بازار ايدئولوژیها را عوض كرده و حتی ريشهكن میكند. معماری هويت خود را از دست داده و تبديل به يك تنديس شده، محدود گشته و اهميتی نسبت به ساير چيزها ندارد و تنها شايد بتواند تبديل به يك نماد شهری شود.
لوئی كان: بنا و معماری دارای حس است و اين بهترين احساسی است كه من دارم، من هيچ كاری برای انجام دادن در قبال بنا ندارم زيرا دستهای ديگری قبلا اين كار را كردهاند.
ژان نوول: تمام آنچه كه در پيرامون ماست يك شكل و تصوير است، خود معماری نيز يك تصوير است. ما به آنها مینگريم و اين اولين گام در رسيدن به خلاقيت بصری است. اكنون من به تجريدگرايی در تصاوير علاقه پيدا كردهام و احساس میكنم كه اين امر جديد و جالبی خواهد بود،استفاده از زبان تصوير برای معماری.
ريچارد مير: معماری خلاقانه زمانی پديد میآيد كه نگرش ما رو به آينده و با پشتوانهای از گذشته باشد، از تاريخی مبسوط سرچشمه بگيرد و ترجيحاً پاسخی باشد به آنچه كه در گذشته باقی مانده و در آينده بايد به وقوع پيوندد.
پيتر زومتر: معماری قلمرو خاص خود را دارد و ارتباط خاص فيزيكی با زندگی. من فكر میكنم كه معماری از ابتدا حالت پيام يا نماد را نداشته است، اما همانند يك پوشش و زمينهای برای زندگی است. معماری مانند ظرفی دارای حس است، ريتم گامهايمان در طبقات، خاموشی و سكوت در وقت خواب و... همه و همه در آن وقوع میيابد.
ريچارد راجرز: بناهايی كه مملو از نور و روشنی هستند به واسطه آن اهميت میيابند. اين گونه بناها میتوانند تغيير كنند و انعطاف پذير باشند. نور باعث خوانايی بنا میشودو شما میتوانيد بفهميد كه در درون بنا چه میگذرد. درك ريتم و حالت شعر گونه درون در خارج از يك فضا، اين كيفيتی است كه ما بدينسان بدست میآوريم.
تادائو آندو: معماری ساختن فضا و بالاتر از آن ساختن مکان است که چونان شالوده فضا عمل می کند.
رنزو پیانو: معماری در اصطلاح لفظی يك خدمت است. هنری كه در نهايت محصولی را میآفريند و آن محصول،به هدف منتهی میشود. اما همواره اين هنر از لحاظ اجتماعی پر خطر است زيرا هنری تحميلی است. معماری سرانجام همه چيز از تاريخ، جغرافيا و انسان شناسی تا محيط، علم و جامعه را در هم میآميزد. در حقيقت، معماری آينه ای از تمام آنهاست.
اولدوز فضلعلی
حاشیه معماری
آتـــــلیه های مــــــعماری
About of Architecture
Architecture Ateliers
همه ما تجارب مشابهی از کلاسهای دوران دبیرستانمان داریم. چهاردیواریهایی اغلب طوسی رنگ، صندلیهایی که ده ها بار رنگ شده بود و یک تخته به ظاهر سیاه رنگ. اگر احیانا وضعیت مالی مدرسه بهتر میشد، شاهد نصب پردههایی آبی در مقابل چهارچوب پنجره های کلاسمان بودیم و همین عنصر ساده تنها تنوع رنگی موجود در فضای کلاس محسوب میشد. اغلب پنجره ها، نردههای فلزی زنگ زدهای داشتند. نمیدانم این حصارها جهت جلوگیری از برخورد توپ به شیشهها کارگذاشته شده بود یا مانعی بود برای خودکشی برخی ها که از این فضا دلشان میگرفت. اغلب از ترس ناظم مدرسه که انصافا هم از او حساب میبردم یک راست از حیاط به کلاس میآمدم و جرات نمیکردم وضعیت دیگر کلاسها را برانداز کنم. اما گاهی سرکی به دیگر قسمتهای مدرسه میکشیدم. مثلا کلاسی را به یاد میآورم که تمام شیشههای آنرا رنگ کرده بودند و بازشوهای پنجرهاش را جوش زده بودند تا مانع از چشم چرانی بچههای تازه به بلوغ رسیدهای شوند که از اقبال بدشان کلاسشان مشرف بر حیاط مردم بود. نمیدانم کسانی که در چنین کلاسهایی ساعتهای زیادی از عمرشان را سپری میکردند چه احساسی داشتند...
با این اوصاف پایمان به دانشگاه گشوده شد. نه از کلاسهای تاریک خبری بود، نه از ناظم چوب به دست و نه ترس از اصابت تیرهای شیاطین که در اثر مواجهه با جنس مونث به سویمان پرتاب میشد. ما تقریبا جزء نسل اول دانشکده معماری محسوب میشدیم که در ساختمان شماره 2 دانشگاه کلاسهایمان تشکیل میشد. قدیمیهای دانشکده که طبقه 4 این ساختمان را به یاد دارند شاید به خوبی آتلیههای معماری آنجا را به خاطر بیاورند. در این طبقه 3 آتلیه بزرگ ترو تمیز وجود داشت.یکی مشرف به شرق، یکی جنوب و دیگری غرب که این آخری هنگام غروب حال و هوای خاصی داشت. ابعاد بزرگ، دربهای 2 متری، پنجرههای کشیده و پرده های قهوهای رنگ از مشخصات این فضاها محسوب میشدند. آتلیهها به واسطه تناسبات بزرگ و حضور میزهای نقشه کشی و نوع چیدمان آنها از کلاسهای دیگر متمایز بودند و البته در هنگام تحویل پروژه یا سایر مناسبتها نظیر ایجاد نمایشگاه موقت یا فضاسازی بر اساس کارهای یک معمار، حال و هوای خاصی در محیط آتلیهها حاکم میشد. اما از همه مهمتر اشتیاق فراوان به تجربه فضای نوینی در دل فضای قبلی بود که بچهها را به ساعتها کار وامیداشت. شاید این تغییرات در محیط، اولین تجارب مشتاقان جوانی بود که قرار بود در آینده به عنوان معمار به ترسیم فضاهای مورد نیاز جامعه بپردازند.
این مقدمه طولانی را که بیشتر شبیه یک متن بود تا یک مقدمه گفتم تا شگفتیام را از دیدن آتلیههای دانشکده جدید ابراز نمایم. البته این دانشکده سالهاست که احداث شده ولی چون من هیچ تجربهای از تحصیل در آنجا ندارم همواره برایم دانشکده جدید محسوب میشود. نمی دانم فضاهایی که دیدم شبیه آتلیه معماری بود یا کلاسهای نقاشی و یا کلاسهای مربوط به هنر دیوار نویسی که در گذشته در مکزیک رایج بود. به هر حال هرچه که بود نام آتلیه معماری بر سردر آنها دیده میشد و شاید هم نشانگر پویایی در فضا و خلاقیت نسل جدیدی بود که انرژی مهار نشدنی برای تغییر و تجربه فضاهای متفاوت دارند. در هر حال امیدوارم که این نسل با همین انرژی ولی با رویکردی منطقیتر و درایتی عمیقتر وارد عرصه حرفهای شوند. با من همراه شوید برای دیدن این آتلیه ها ...






مطلب: آرش پوراسماعیل - تصاویر: اولدوز فضلعلی
از دريچه هنر – 2
ماريكو موری و سخن از آينده
From art's hatch – 2
Mariko Mori and Speech about Future

"ماريكو موری" هنرمند، طراح مد و عكاس ژاپنی، به سال 1967 در توكيو متولد شد. نگرش وی و ساختههايش بيانگر آيندههای دوری است كه شايد ما آنها را در فيلمها ديدهايم، ساختاری همچون يك بشقاب پرنده و آدمكهايی كه برای ما نماد آنسانهای فضايی و مريخی میباشند. او در سال 1988 از كالج مد بونكای توكيو فارغالتحصيل گشت و سالها به عنوان طراح مد كار كرد، بعد از آن برای ادامه تحصيلات به لندن رفت و در آنجا در مدرسه هنر بيام شاو و كالج چلسی تحصيل نمود، سپس برای پارهای مطالعات و تحقيق به موزه هنر ويتنی در آمريكا رفت و در آنجا ماندگار شد. او هم اكنون در نيويورك زندگی میكند و در آنجا به فعاليت كاری خود ادامه میدهد. " موری" نمايشگاههای متعددی را در سطح بينالمللی برگزار كرده است از جمله آنها میتوان به كوبه ژاپن، MCA هنر معاصر آمريكا و موزه هنر پاريس اشاره كرد. يكی از بهترين ساختههای او كه"Oneness" نام دارد و به معنای وحدت و يكپارچگی است، در دوسالانه ونيز 2005 به نمايش گزارده شد. به گفته وی: "Oneness" نمادی است از پذيرش چيزهايی كه تفاوت دارند و مدلی برای غلبه بر قوميتها و مرزهای فرهنگی میباشد. در حقيقت طرحی است كه بر مفاهيم بودايی بنا گشته است و نشانی از وحدت جهان هستی است.




اولدوز فضلعلی
نرم افزار و معماری
کاربردهای ساده ای از فیلترهای فتوشاپ در معماری
Software & Architecture
Simple Applications of Photoshop Filters in Architecture
یکی از سادهترین و کارآمدترین متدهای پرزانته در معماری استفاده از فیلترهای فتوشاپ بر روی یک تصویر اولیه میباشد. امروزه این تصاویر اولیه معمولا توسط نرمافزارهای سه بعدی سازی نظیر 3D MAX ایجاد شده و سپس توسط نرم افزارهای پردازش تصویر همانند فتوشاپ بهبود مییابند. اما گاها سرعت عمل در کار جهت تهیه اتودهای اولیه و نبود فرصت کافی برای تهیه تصاویر سه بعدی مانع از انجام این پروسه طولانی میشود. در این میان یک راهکار ساده و ابتدایی بسیار سودمند خواهد بود و آن تهیه تصاویر دیجیتال از ماکتهای اتود معماری و انتقال آنها به فتوشاپ و استفاده از فیلترها میباشد. در اینصورت با یک تصویر ساده از یک ماکت معماری جلوه های متعددی از کار با مداد رنگی، آبرنگ، سیاه قلم، آب مرکب و حتی جلوه هایی از نور شب، نورپردازی های متنوع، ایجاد بافت و زمینه و صدها حالت متنوع دیگر به دست خواهد آمد که جهت پرزانته و یا ادامه کار طراحی بسیار مفید میباشد. در ادامه نمونهای از کاربردهای ساده این فیلترها را بر روی یک تصویر از ماکت معماری مشاهده مینمایید.

تصویر ساده ای از ماکت معماری بدون استفاده از فیلتر

فیلتر Extrude از مجموعه Stylize
فیلتر Find Edges از مجموعه Stylize

فیلتر Glowing Edges از مجموعه Stylize
فیلتر Neon Glow از مجموعه Artistic

فیلتر Solarize از مجموعه Stylize
فیلتر Lighting Effects از مجموعه Render
فیلتر Accented Edgesاز مجموعه Brush Strokes

فیلتر Bas Reliefاز مجموعه Sketchفیلتر Photocopyاز مجموعه Sketch
فیلترGraphic Pen از مجموعه Sketch فیلتر Stamp از مجموعه Sketch
فیلتر Trace Contour از مجموعه Stylize
آرش پوراسماعیل
معمار و معماری – 4
گروه معماری ويــس و مانفـــردی
Architect & Architecture – 4
Weiss/Manfredi Architects

"ويس و مانفردی" یک موسسه معماری واقع در نیویورک است که در زمينههای معماری، شهرسازی و معماری منظر فعالیت می کند و يكی از اعطا كنندگان جايزه" آكادمی هنر و معماری آمريكا"میباشد. مرين ويس و مايكل مانفردی بنيانگذاران اين موسسه هستند. "مرين ويس" استاد معماری دانشگاه پن در پنسيلوانيا بوده و مدرس آتليههای طراحی و همچنين دروس مربوط و مشترك بين معماری، هنر، شهرسازی و معماری منظر است. وی ليسانس خود را از دانشگاه ويرجينيا اخذ نموده و دوره فوق ليسانس خود را در دانشگاه ييل به پايان رسانده است. او در دانشگاه ييل برنده بورس "SOM" اسكيدمور، مريل و اون گشت و نيز برنده مسابقات دانشجويان دانشگاه آمريكا و "AAUW" جايزه بينالمللی دانشجويان شد. ویس استاد و منتقد مدعو به دانشگاه كرنل و دانشآموخته آتليههای ييل است. "مایکل مانفردی" در تریست ایتالیا به دنیا آمده و در آمریکا زندگی میکند. وی فارغالتحصیل دوره لیسانس از دانشگاه نتردام میباشد. او در دانشگاه کرنل به همراه کولین رو تدریس مینمود و در همان جا نیز به درس خود ادامه داد و در آنجا جایزه Eiditz را به وی اهدا نمودند. وی از اشخاص بنام در آن دانشگاه بود و به عنوان منتقد و استاد در دانشگاه ییل و پرینستون فعالیت نمود. مانفردی یکی از شخصیتهای نامی در دانشگاههای آمریکا و موسس دانشکده ونآلن میباشد. طراحیهای ويس و مانفردی با احتساب مسائل زیست محیطی و به منظور بیان هر چه بیشتر هویتهای فرهنگی صورت میگیرد. موسسه آنها جوايز بسياری را در مسابقات داخلی و بينالمللی كسب كرده است، از جمله آنها كسب مقام نخست در مسابقه طراحی "پارك مجسمه المپيك" واقع در موزه هنر سياتل میباشد. آنها با نمايشگاههايی كه برگزار مینمايند، از چهرههای شاخص در موزه هنرهای مدرن، دوسالانه ونيز و سائوپائولو در حوزه معماری و موزه بناهای بينالملل به حساب میآيند. علاوه بر آن، این گروه مركز شهر اسن آلمان را طراحی نموده و در حال تكميل مركز هنری نكسوس در نيويورك میباشند. كارها و فعاليتهای آنان در نشريه معماری پرينستون بطور کامل چاپ شده است.
پارک مجسمه المپیک
این پروژه در یک منطقه صنعتی و در كناره آب قرار دارد و در آن از یک سطح و ساختار پیوسته استفاده گشته است. فرم آن همانند سکویی سبز و Z شكل است. از بلندترین قسمت، پارک به مرکز شهر متصل شده و ارتباط شهر با حوزه آبی را برقرار میسازد. در آنجا پاویلیونی طراحی شده که به شکل یک معبر است و به سمت آب ادامه پیدا میکند.





بنای یادبود زنان و مرکز آموزشی
این بنا طرحی است که در یک مسابقه داخلی برنده شده است. پروژه ورودی جدیدی به گورستان آرلینگتون ایجاد کرده و یادبودی در این سایت بوجود آورده است، در ضمن دیواره تاریخی نیم دایره شکل در آن منطقه حفظ شده و در طراحی لحاظ گردیده است. مساحت بنا 37000 فوت مربع بوده و شامل نمایشگاه و گالری، تالار کنفرانس و سالن تشریفات میباشد. بنا دارای دیوارههای شیشهای است و در بالاترین تراس، بر روی صفحهای شیشهای اسامی بانوانی که خدمات شایانی را انجام دادهاند، حک شده است.

حلقه كلمبوس
مطالعه این بنا در حوزه طراحی شهری به همراه بنیاد هنری مونسیپال صورت گرفته است. بنا به عنوان یک مرکز مهم و بزرگ در تقاطع شهری طراحی شده و همانند حلقهای است که قسمتی از آن برداشته اند. بنا دروازهای به سمت مترو ایجاد میکند و در طبقه زیرین همسطح مترو بوده و در آن قسمت دارای مرکز اطلاعاتی و فروش انواع بلیط برای توریستها و همچنین کافه میباشد.

اولدوز فضلعلی


